| الله برای این مؤمنان حقیقی، باغهائی را آماده کرده که از پای آنها جویبارها روان است و آنان در آنها بطور جاوید میمانند و این همان رستگاری بس بزرگ مورد تذکر پیغمبران است (برطبق آیات بسیاری از قرآن این باغها که در بهشت است، در زمین آخرت میباشد، اگر چه شبیه به باغهای دنیاست ليكن از جنس مادی زمین دنیا نیست بلکه متناسب است با خاک و آب و بدنهای انسانی زمین آخرت و این باغها محل سکونت بهشتیان میباشد که با عالیترین وسائل حکومتی که در اختیار ایشان خواهد بود، به نسبت درجات اطاعتشان در دنیا از دستورات الله، در آن زمین بس وسیع بر دوزخیان و مردم میان بهشت و دوزخ حکومت میکنند و دوزخیان و مردم دیگر به نسبت شدت مخالفتشان در دنیا، نسبت به متن دستورات الله در آن حکومت به کارهای سخت و سخت تر و اعمال شاقه مشغول خواهند بود و خلاصه چنان نیست که زمین آخرت محل تنبلی و بیکاری و فقط خوش گذرانی برای بهشتیان و فقط سوختن و ساختن برای دوزخیان باشد) (۸۹) |
| أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم جَنّاتٍ تَجري مِن تَحتِهَا الأَنهارُ خالِدينَ فيها ۚ ذٰلِكَ الفَوزُ العَظيمُ الله برای آنان باغهایی آماده کرده است که از زیر آنها نهرها جاری است؛ در آن جاودانهاند. این است کامیابی بزرگ. أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم جَنّاتٍ تَجري مِن تَحتِهَا الأَنهارُ خالِدينَ فيهاالله برای آنان باغهایی آماده کرده است که از زیر آنها نهرها جاری است؛ در آن جاودانهاند. أَعَدَّ: ریشه: «ع د د»؛ فعل ماضی، صیغهٔ سومشخص مفرد مذکر؛ از باب «إفعال»؛ معنا: آماده کرد، فراهم ساخت، مهیا کرد. اللَّهُ: ریشه: نام خاص الهی؛ اسم جلاله، فاعل فعل «أَعَدَّ»، مرفوع با ضمه؛ معنا: الله، خدای یگانه. لَهُم: «لِـ» حرف جر به معنای «برای»؛ «هُم» ضمیر متصل سومشخص جمع مذکر در محل جر؛ معنا: برای آنان، به سود آنان. جَنّاتٍ: ریشه: «ج ن ن»؛ اسم جمع مؤنث سالم، مفعولبه برای «أَعَدَّ»، منصوب با کسره بهجای فتحه؛ نکره؛ معنا: باغها، بوستانها، بهشتها. تَجري: ریشه: «ج ر ي»؛ فعل مضارع، صیغهٔ سومشخص مفرد مؤنث؛ مرفوع با ضمهٔ تقدیری؛ فاعل آن «الأَنهارُ» است؛ معنا: جاری میشود، روان است. مِن: حرف جر؛ معنا: از. تَحتِهَا: «تَحتِ» ریشه: «ت ح ت»؛ اسم مکان و ظرف، مجرور به «مِن» و مضاف؛ «ها» ضمیر متصل سومشخص مفرد مؤنث در محل اضافه، اشاره به «جَنّات»؛ معنا: زیرِ آنها، از پایین آنها. الأَنهارُ: ریشه: «ن هـ ر»؛ اسم جمع، معرفه با «ال»، فاعل فعل «تَجري»، مرفوع با ضمه؛ معنا: نهرها، رودها، جویها. خالِدينَ: ریشه: «خ ل د»؛ اسم فاعل، جمع مذکر سالم، حال منصوب با یاء؛ معنا: جاودانان، ماندگاران، کسانی که همواره میمانند. فيها: «في» حرف جر به معنای «در»؛ «ها» ضمیر متصل سومشخص مفرد مؤنث در محل جر، اشاره به «جَنّات»؛ معنا: در آن، در آنها. ذٰلِكَ الفَوزُ العَظيمُاین است کامیابی بزرگ. ذٰلِكَ: اسم اشاره برای دور، مبنی بر سکون در محل رفع مبتدا؛ معنا: آن، این، همان. الفَوزُ: ریشه: «ف و ز»؛ اسم، معرفه با «ال»، خبر برای «ذٰلِكَ»، مرفوع با ضمه؛ معنا: کامیابی، رستگاری، پیروزی، رسیدن به مطلوب. العَظيمُ: ریشه: «ع ظ م»؛ صفت برای «الفَوزُ»، معرفه، مرفوع با ضمه؛ معنا: بزرگ، سترگ، بسیار عظیم. |
009-089-113-توبة
« Back to Glossary Index
