009-059-113-توبة

« Back to Glossary Index
و حال آنکه بهتر آن بود آنان به آنچه روی قانون الله و پیغمبرش به ایشان میداد راضی میشدند و میگفتند، رضای الله ما را کافیست و بزودی الله از فضل خودش به ما خواهد داد و پیغمبر او هم فضل الله را به ما خواهد رساند و ما مایلیم بسوى الله کوشش نمائیم (گروهی از مسلمان نماهای منافق فقیر بودند و برای استفاده های مادی مسلمان شده بودند و مایل بودند بیشتر از آنچه سزاوار کمک هستند به ایشان کمک شود و الا بد گوئی میکردند و حال آنکه اگر اینان از بد گوئی دست میکشیدند و در راه تقویت اسلام بیشتر کوشش می نمودند، هر چه ثروت جامعه مسلمان روی پیروزیها بیشتر میشد، آنان هم زودتر از فقر نجات می یافتند و امروزه نیز بسیارند اشخاصی که فقیرند و روی تنبلی نمیخواهند برای پیشبرد جامعه خود به زمامداران کمک کنند و بلکه با بدگوئی های خود خواهانه خود خارهائی میشوند برای پیشرفت جامعه.) (۵۹)
وَلَو أَنَّهُم رَضوا ما آتاهُمُ اللهُ وَرَسولُهُ وَقالوا حَسبُنَا اللهُ سَيُؤتينَا اللهُ مِن فَضلِهِ وَرَسولُهُ إِنّا إِلَى اللهِ راغِبونَ

و اگر آنان به آنچه الله و پیامبرش به آنان داده بودند راضی می‌شدند و می‌گفتند: «الله برای ما بس است؛ الله به‌زودی از فضل خود به ما خواهد داد و پیامبرش نیز؛ بی‌گمان ما به سوی الله رغبت‌مندیم»، برایشان بهتر بود.

وَلَو أَنَّهُم رَضوا ما آتاهُمُ اللهُ وَرَسولُهُ

و اگر آنان به آنچه الله و پیامبرش به آنان داده بودند راضی می‌شدند،

وَ: حرف عطف یا استئناف؛ ریشه ندارد؛ برای پیوند دادن جمله با پیش از خود، به معنای «و».

لَو: حرف شرط غیرجازم؛ ریشه ندارد؛ غالباً برای شرطِ خلاف واقع یا امری که واقع نشده به کار می‌رود؛ معنای «اگر».

أَنَّ: حرف تأکید و نصب؛ ریشه ندارد؛ اسم خود را منصوب و خبر خود را مرفوع می‌کند؛ معنای «اینکه / به‌راستی که».

هُم: ضمیر منفصل یا ضمیر در محل اسم «أَنَّ»؛ ریشه ندارد؛ برای جمع مذکر غایب؛ معنای «آنان».

رَضوا: فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر غایب؛ ریشه: ر ض و / ر ض ي؛ از باب «رَضِيَ»؛ معنای «راضی شدند، خشنود شدند، پذیرفتند».

ما: اسم موصول؛ ریشه ندارد؛ در اینجا به معنای «آنچه» و مفعولِ رضایت و پذیرش است.

آتاهُمُ: «آتى» فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر غایب، از باب إفعال؛ ریشه: أ ت ي؛ معنای «داد، عطا کرد». «هُم» ضمیر متصل مفعولی، سوم‌شخص جمع مذکر غایب؛ معنای «به آنان / آنان را».

اللهُ: لفظ جلاله، اسم خاص؛ در اینجا فاعلِ فعل «آتى» و مرفوع؛ معنای «الله».

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ معنای «و».

رَسولُهُ: «رَسول» اسم، مفرد، مذکر، مرفوع و معطوف بر «اللهُ»؛ ریشه: ر س ل؛ معنای «فرستاده، پیامبر». «هُ» ضمیر متصل مضاف‌الیه، سوم‌شخص مفرد مذکر غایب؛ معنای «او / وی»، یعنی «پیامبرِ او».


وَقالوا حَسبُنَا اللهُ

و می‌گفتند: الله برای ما بس است؛

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ برای پیوند دادن جمله؛ معنای «و».

قالوا: فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر غایب؛ ریشه: ق و ل؛ معنای «گفتند».

حَسبُنا: «حَسب» اسم، مرفوع، در جایگاه خبر مقدم؛ ریشه: ح س ب؛ معنای «بس، کافی، کفایت‌کننده». «نا» ضمیر متصل مضاف‌الیه، اول‌شخص جمع؛ معنای «ما»، یعنی «برای ما / ما را».

اللهُ: لفظ جلاله، اسم خاص، مرفوع، در جایگاه مبتدای مؤخر؛ معنای «الله». ترکیب «حَسبُنَا اللهُ» یعنی «الله برای ما کافی است».


سَيُؤتينَا اللهُ مِن فَضلِهِ وَرَسولُهُ

الله به‌زودی از فضل خود به ما خواهد داد و پیامبرش نیز.

سَـ: حرف استقبال نزدیک؛ ریشه ندارد؛ بر سر فعل مضارع می‌آید و معنای آیندهٔ نزدیک می‌دهد؛ «به‌زودی».

يُؤتي: فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر غایب، مرفوع؛ از باب إفعال؛ ریشه: أ ت ي؛ معنای «می‌دهد، عطا می‌کند، خواهد داد».

نا: ضمیر متصل مفعولی، اول‌شخص جمع؛ ریشه ندارد؛ معنای «ما / به ما».

اللهُ: لفظ جلاله، اسم خاص، فاعلِ فعل «يُؤتي»، مرفوع؛ معنای «الله».

مِن: حرف جر؛ ریشه ندارد؛ معنای «از».

فَضلِهِ: «فَضل» اسم، مجرور به «مِن» و مضاف؛ ریشه: ف ض ل؛ معنای «بخشش، فزونی، کرم، نعمت، احسان». «هُ» ضمیر متصل مضاف‌الیه، سوم‌شخص مفرد مذکر غایب؛ معنای «او»، یعنی «فضلِ او / کرمِ او».

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ معنای «و».

رَسولُهُ: «رَسول» اسم، مفرد، مذکر، مرفوع؛ ریشه: ر س ل؛ در اینجا معطوف بر «اللهُ» است و از نظر معنا تقدیر چنین است: «وَسَيُؤتِينَا رَسولُهُ»؛ یعنی «و پیامبرش نیز به ما خواهد داد». «هُ» ضمیر متصل مضاف‌الیه؛ معنای «او / وی».


إِنّا إِلَى اللهِ راغِبونَ

بی‌گمان ما به سوی الله رغبت‌مندیم.

إِنّا: مرکب از «إِنَّ» و «نا»؛ «إِنَّ» حرف تأکید و نصب، ریشه ندارد، معنای «بی‌گمان، همانا»؛ «نا» ضمیر متصل در محل اسم «إِنَّ»، اول‌شخص جمع، معنای «ما».

إِلَى: حرف جر؛ ریشه ندارد؛ معنای «به سوی، به طرف».

اللهِ: لفظ جلاله، اسم خاص، مجرور به «إِلَى»؛ معنای «الله».

راغِبونَ: اسم فاعل، جمع مذکر سالم، مرفوع و در جایگاه خبر «إِنَّ»؛ ریشه: ر غ ب؛ معنای «رغبت‌مندان، مشتاقان، روی‌آورندگان با امید و میل». در ترکیب «إِلَى اللهِ راغِبونَ» یعنی «تنها به سوی الله میل و امید داریم».

Nach oben scrollen