| و آنان به الله قسم میخورند که از شما مسلمانان حقیقی هستند و حال آنکه از شما نیستند بلکه قومی میباشند که از شما میترسند. (56) |
| وَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُم لَمِنكُمْ وَما هُم مِنكُمْ وَلٰكِنَّهُم قَومٌ يَفرَقونَ و به الله سوگند میخورند که قطعاً از شمایند، در حالی که از شما نیستند؛ بلکه آنان گروهی هستند که میترسند. وَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِو به الله سوگند میخورند. وَيَحْلِفُونَ: ریشه: ح ل ف؛ فعل مضارع، صیغهٔ سومشخص جمع مذکر، از افعال پنجگانه، مرفوع به ثبوت نون؛ «واو» آغازین حرف عطف یا پیوند است؛ «واو» پایانی ضمیر فاعلی است؛ معنا: «سوگند میخورند». بِاللَّهِ: «بِـ» حرف جر، برای سوگند؛ الله اسم خاص و مجرور به حرف جر، علامت جر: کسره؛ ریشه: دربارهٔ اشتقاق آن اختلاف است، مشهور آن را از أ ل ه میدانند؛ معنا: «به الله». إِنَّهُم لَمِنكُمْکه بیگمان آنان قطعاً از شمایند. إِنَّهُم: «إِنَّ» حرف تأکید و نصب، بیریشه؛ «هُم» ضمیر متصل سومشخص جمع مذکر در محل نصب، اسم «إنّ»؛ معنا: «بیگمان آنان». لَمِنكُمْ: «لَـ» لام تأکید؛ «مِن» حرف جر، بیریشه؛ «كُمْ» ضمیر متصل دومشخص جمع در محل جر؛ ترکیب «مِنكُمْ» جار و مجرور و خبر «إنّ»؛ معنا: «قطعاً از شما». وَما هُم مِنكُمْو آنان از شما نیستند. وَما: «وَ» حرف عطف یا پیوند، بیریشه؛ «ما» حرف نفی، بیریشه؛ معنا: «و نه / و نیست». هُم: ضمیر منفصل سومشخص جمع مذکر، در جایگاه مبتدا؛ بیریشه؛ معنا: «آنان». مِنكُمْ: «مِن» حرف جر، بیریشه؛ «كُمْ» ضمیر متصل دومشخص جمع در محل جر؛ جار و مجرور در جایگاه خبر؛ معنا: «از شما». وَلٰكِنَّهُم قَومٌ يَفرَقونَبلکه آنان گروهی هستند که میترسند. وَلٰكِنَّهُم: «وَ» حرف عطف یا پیوند؛ «لٰكِنَّ» حرف استدراک و نصب، برای آوردن معنایی در برابر برداشت پیشین؛ «هُم» ضمیر متصل سومشخص جمع مذکر در محل نصب، اسم «لكنّ»؛ بیریشه برای حروف و ضمیر؛ معنا: «ولی / بلکه آنان». قَومٌ: ریشه: ق و م؛ اسم، نکره، مرفوع، خبر «لكنّ»؛ اسم جمع یا اسم برای گروهی از مردم؛ معنا: «گروه، قوم، جماعت». يَفرَقونَ: ریشه: ف ر ق؛ فعل مضارع، صیغهٔ سومشخص جمع مذکر، از افعال پنجگانه، مرفوع به ثبوت نون؛ «واو» ضمیر فاعلی؛ معنا: «میترسند، بیم دارند». |
009-056-113-توبة
« Back to Glossary Index
