009-043-113-توبة

« Back to Glossary Index
الله گناه تو را ندیده گرفت، تو چرا تا زمانی که برایت واضح نشده بود، از میان اجازه گیران کدام راستگو و کدام دروغگو میباشند، به ایشان اجازه دادی که به جنگ نیایند (این آیه میگوید با اینکه تو بد کاری کردی که بدون تحقیق کامل به دروغگویان اجازه دادی، چون شرکت آنان در جنگهای بزرگ اسلامی باعث خراب شدن روحیه لشگریان و شکست مسلمانان میشود، اجازه دادن تو از نظر ما قابل بخشش است) (43)
عَفَا الله عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُم حَتّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذينَ صَدَقوا وَتَعلَمَ الكاذِبينَ

الله تو را بخشید؛ چرا به آنان اجازه دادی، پیش از آن‌که کسانی که راست گفتند برای تو روشن شوند و دروغ‌گویان را بشناسی؟

عَفَا الله عَنكَ

الله تو را بخشید.

عَفَا: ریشه: «ع ف و»؛ فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنای اصلی: بخشید، گذشت کرد، عفو کرد.
الله: اسم خاص؛ فاعلِ فعل «عَفَا» و از نظر اعرابی مرفوع؛ معنا: الله، خداوند یگانه.
عَنكَ: «عَن» حرف جر + «كَ» ضمیر متصل مخاطب مفرد مذکر؛ از نظر معنایی: از تو، دربارهٔ تو، نسبت به تو.


لِمَ أَذِنتَ لَهُم

چرا به آنان اجازه دادی؟

لِمَ: ترکیب «لِـ» حرف جر + «ما»ی استفهامی که الف آن در نوشتار حذف شده است؛ معنا: چرا، برای چه.
أَذِنتَ: ریشه: «أ ذ ن»؛ فعل ماضی، صیغهٔ دوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن ضمیر پنهان «أنتَ» است؛ معنا: اجازه دادی، رخصت دادی.
لَهُم: «لِـ» حرف جر + «هُم» ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنا: برای آنان، به آنان.


حَتّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذينَ صَدَقوا

تا کسانی که راست گفتند برای تو روشن شوند.

حَتّىٰ: حرف غایت و تعلیل؛ در این ساختار بر فعل مضارع پس از خود اثر نصب دارد؛ معنا: تا، تا این‌که.
يَتَبَيَّنَ: ریشه: «ب ي ن»؛ فعل مضارع، باب تفعّل، منصوب به سبب «حَتّىٰ»؛ معنا: روشن شود، آشکار گردد، معلوم شود.
لَكَ: «لِـ» حرف جر + «كَ» ضمیر متصل مخاطب مفرد مذکر؛ معنا: برای تو، نزد تو، بر تو.
الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ در این جمله نقش فاعل برای «يَتَبَيَّنَ» دارد؛ معنا: کسانی که، آنان که.
صَدَقوا: ریشه: «ص د ق»؛ فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» ضمیر فاعلی است؛ جملهٔ فعلیهٔ «صَدَقوا» صلهٔ موصول برای «الَّذينَ» است؛ معنا: راست گفتند، راستگو بودند.


وَتَعلَمَ الكاذِبينَ

و دروغ‌گویان را بشناسی.

وَ: حرف عطف؛ معنا: و.
تَعلَمَ: ریشه: «ع ل م»؛ فعل مضارع، صیغهٔ دوم‌شخص مفرد مذکر؛ منصوب به عطف بر «يَتَبَيَّنَ»؛ فاعل آن ضمیر پنهان «أنتَ» است؛ معنا: بدانی، بشناسی، آگاه شوی.
الكاذِبينَ: ریشه: «ك ذ ب»؛ اسم فاعل جمع مذکر سالم؛ مفعول‌به برای «تَعلَمَ» و منصوب با علامت «یاء»؛ معنا: دروغ‌گویان، کسانی که دروغ می‌گویند.

Nach oben scrollen