| اگر شما برای جنگ کوچ نکنید، الله شما را به عذابی دردناک دچار خواهد کرد و شما را به قومی غیر از شما عوض خواهد کرد و رفتار شما چیزی به او ضرر نخواهد زد و الله بر هر چیزی تواناست (این سخن برای جنگهای آینده، بخصوص برای جنگ تبوک بود که پیش میآمد و میگوید هدف الله این است که جمعیت مسلمانان بر کافران پیروز شوند و حکومت عربستان بدست مسلمانان افتد و الله حتما به هدف خودش خواهد رسید، اگر چه گروهی از مسلمانان کمک نکنند و یا از اسلام برگردند، چنانکه در جنگ تبوک چنین شد و نتیجه آن به نفع مسلمانان حقیقی و بر ضرر مسلمانان کم ایمان و تنبل و ترسو بود) (۳۹) |
| إِلّا تَنفِروا يُعَذِّبكُم عَذابًا أَليمًا وَيَستَبدِل قَومًا غَيرَكُم وَلا تَضُرّوهُ شَيئًا ۗ وَاللَّهُ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ اگر کوچ نکنید و برای جهاد بیرون نروید، الله شما را به عذابی دردناک عذاب میکند و گروهی غیر از شما را جایگزین میسازد، و هیچ زیانی به او نمیرسانید؛ و الله بر هر چیزی تواناست. إِلّا تَنفِروااگر بیرون نروید و حرکت نکنید. إِلّا: در اصل «إِنْ لا»؛ «إِنْ» حرف شرطِ جازم، «لا» حرف نفی؛ معنی: اگر نه، اگر نکنید، مگر اینکه. تَنفِروا: ریشه: «ن ف ر»؛ فعل مضارع، صیغهٔ دومشخص جمع مذکر؛ مجزوم به سبب شرط، نشانهٔ جزم: حذف نون چون از افعال پنجگانه است؛ واو: فاعل؛ معنی: بیرون روید، حرکت کنید، کوچ کنید، برای جنگ یا مأموریت راهی شوید. يُعَذِّبكُم عَذابًا أَليمًاشما را به عذابی دردناک عذاب میکند. يُعَذِّبكُم: ریشه: «ع ذ ب»؛ فعل مضارع از باب تفعیل «عَذَّبَ يُعَذِّبُ»؛ در جواب شرط، مجزوم است؛ فاعلِ پنهان: «هو» که به الله برمیگردد؛ «كُم» ضمیر متصل، مفعولبه، دومشخص جمع؛ معنی: شما را عذاب میکند، کیفر میدهد. عَذابًا: ریشه: «ع ذ ب»؛ اسم مصدر/مصدر، منصوب؛ مفعول مطلق برای تأکید فعل «يُعَذِّبكُم»؛ معنی: عذاب، کیفر، رنج. أَليمًا: ریشه: «أ ل م»؛ صفت منصوب برای «عَذابًا»؛ معنی: دردناک، رنجآور، سخت. وَيَستَبدِل قَومًا غَيرَكُمو گروهی غیر از شما را جایگزین میکند. وَ: حرف عطف؛ معنی: و. يَستَبدِل: ریشه: «ب د ل»؛ فعل مضارع از باب استفعال «استبدل يستبدل»؛ معطوف بر جواب شرط و مجزوم؛ فاعلِ پنهان: «هو» که به الله برمیگردد؛ معنی: جایگزین میکند، به جای چیزی چیز دیگر میآورد. قَومًا: ریشه: «ق و م»؛ اسم منصوب، مفعولبه برای «يَستَبدِل»؛ معنی: گروه، قوم، مردمان. غَيرَكُم: «غَيرَ» اسم منصوب، صفت برای «قَومًا» و مضاف؛ «كُم» ضمیر متصل، مضافالیه، دومشخص جمع؛ معنی: غیر از شما، جز شما، کسانی دیگر به جای شما. وَلا تَضُرّوهُ شَيئًاو هیچ زیانی به او نمیرسانید. وَ: حرف عطف؛ معنی: و. لا: حرف نفی؛ معنی: نه، نمی. تَضُرّوهُ: ریشه: «ض ر ر»؛ فعل مضارع از «ضَرَّ يَضُرُّ»؛ معطوف بر جواب شرط و مجزوم، نشانهٔ جزم: حذف نون چون از افعال پنجگانه است؛ واو: فاعل، دومشخص جمع؛ «هُ» ضمیر متصل، مفعولبه، به الله برمیگردد؛ معنی: به او زیان میرسانید، آسیب میزنید. شَيئًا: ریشه: «ش ي ء»؛ اسم منصوب؛ برای بیان کمترین مقدار و نفی کامل زیان؛ معنی: چیزی، هیچ چیز، اندکی. وَاللَّهُ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌو الله بر هر چیزی تواناست. وَ: حرف استئناف یا عطف؛ معنی: و. اللَّهُ: لفظ جلاله؛ اسم خاص برای الله؛ مبتدا، مرفوع؛ معنی: الله، خدای یکتا. عَلىٰ: حرف جر؛ معنی: بر، بر فراز، نسبت به. كُلِّ: ریشه: «ك ل ل»؛ اسم مجرور به «عَلىٰ»، مضاف؛ معنی: هر، همهٔ. شَيءٍ: ریشه: «ش ي ء»؛ اسم مجرور، مضافالیه برای «كُلِّ»؛ معنی: چیز، هر موجود یا امر. قَديرٌ: ریشه: «ق د ر»؛ صفت مشبهه بر وزن «فعيل»، خبر برای «اللَّهُ»، مرفوع؛ معنی: توانا، قادر، دارای قدرت کامل. |
009-039-113-توبة
« Back to Glossary Index
