009-025-113-توبة

« Back to Glossary Index
الله شما مؤمنان را در جنگهای بسیاری یاری نمود و زمان جنگ حنین را بیاد آورید، زمانی را به یاد آورید که کثرت جمعیت شما باعث شگفتی شما بود، لیکن این کثرت چیزی از نیاز شما را بر نداشت و زمین با تمام وسعتش بر شما تنگ شد و باعث شد که شما رو گرداندید و به دشمن پشت نموديد. (۲۵)
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ ۙ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ ۙ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ

همانا الله شما را در جایگاه‌های بسیاری یاری کرد، و نیز در روز حُنَین؛ آنگاه که زیادیِ نفراتتان شما را به شگفت آورد، اما هیچ سودی برای شما نداشت، و زمین با همهٔ فراخی‌اش بر شما تنگ شد، سپس پشت‌کرده و گریزان روی برگرداندید.

لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ

همانا الله شما را در جایگاه‌های بسیاری یاری کرد.

لَقَدْ: ترکیب «لَـ» + «قَدْ»؛ «لَـ» حرف تأکید، بی‌ریشه؛ «قَدْ» حرف تحقیق و تأکید، بی‌ریشه؛ در کنار فعل ماضی معنای قطعیت و تأکید می‌دهد: «به‌راستی»، «همانا»، «قطعاً».

نَصَرَكُمُ: «نَصَرَ» فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ ریشه: ن ص ر؛ معنا: یاری کرد، کمک کرد، پیروز گرداند. «كُم» ضمیر متصل، دوم‌شخص جمع، مفعول‌به؛ معنا: شما را. حرکت «ـُ» در پایان برای پیوند آوایی با واژهٔ بعد آمده است.

اللهُ: اسم جلاله، اسم خاص برای پروردگار؛ در این جمله فاعل و مرفوع است؛ نشانهٔ رفع: ضمهٔ پایانی «ـُ»؛ معنا: الله.

فِي: حرف جر، بی‌ریشه؛ معنا: در، داخلِ، در میانِ.

مَوَاطِنَ: اسم جمعِ «مَوْطِن»؛ ریشه: و ط ن؛ اسم مکان؛ مجرور به «فِي» است، ولی چون جمع شکسته و غیرمنصرف در این کاربرد آمده، نشانهٔ جر آن فتحه است؛ معنا: جایگاه‌ها، موقعیت‌ها، میدان‌ها، محل‌ها.

كَثِيرَةٍ: صفت برای «مَوَاطِنَ»؛ ریشه: ك ث ر؛ اسم صفت، مؤنث مفرد مجرور؛ چون «مَوَاطِن» جمع غیرعاقل است، صفت آن به صورت مؤنث مفرد آمده است؛ معنا: بسیار، فراوان.


وَيَوْمَ حُنَيْنٍ

و در روز حُنَین.

وَ: حرف عطف، بی‌ریشه؛ معنا: و، نیز.

يَوْمَ: اسم؛ ریشه: ي و م؛ ظرف زمان و منصوب؛ معنا: روز، زمان، هنگام.

حُنَيْنٍ: اسم خاص؛ نام منطقه و نبردی معروف در تاریخ اسلام؛ مضاف‌الیه برای «يَوْمَ» و مجرور است؛ معنا: حُنَین.

«يَوْمَ حُنَيْنٍ» یعنی:

روزِ حُنَین
روزِ واقعهٔ حُنَین
روزِ جنگ حُنَین
در ترجمهٔ روان‌تر: در روز جنگ حُنَین

ریشهٔ «حُنَيْن»
از نظر ریشه، حُنَيْن با ریشهٔ ح ـ ن ـ ن ارتباط دارد.

این ریشه در عربی معناهایی مانند اینها دارد:

دلتنگ شدن
اشتیاق داشتن
مهر و عطوفت داشتن
ناله یا صدای اندوهگین کردن
مایل شدن به چیزی از روی علاقه
از همین ریشه است:

حَنِين
یعنی:

دلتنگی
اشتیاق
میل قلبی
نالهٔ از سر اندوه یا شوق
مثلاً:

حَنِينُ الغَرِيبِ إِلَى وَطَنِهِ
دلتنگیِ غریب برای وطنش
اما توجه مهم:

حُنَيْن با ضمه روی «ح» و به صورت اسم خاص، نام مکان است.
حَنِين با فتحه روی «ح»، اسم مصدر است و یعنی دلتنگی یا اشتیاق.

حُنَین نام یک مکان تاریخی است که معمولاً آن را به صورت وادی یا منطقه‌ای میان مکه و طائف معرفی می‌کنند. این نام در تاریخ اسلام اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا جنگ معروف حُنَین پس از فتح مکه، میان مسلمانان و قبایل هوازن و ثقیف در همان ناحیه رخ داد. این نبرد از رویدادهای مهم صدر اسلام به شمار می‌آید و در منابع تاریخی به تفصیل از آن یاد شده است.

در جنگ حُنَین، مسلمانان ابتدا به سبب کمین دشمن و شرایط دشوار دره دچار آشفتگی شدند، اما با بازگشت پیامبر اسلام و دعوت او به پایداری، دوباره انسجام یافتند و سرانجام بر دشمن پیروز شدند. این نبرد افزون بر جنبه نظامی، از نظر روانی و اجتماعی نیز اهمیت داشت؛ زیرا نشان داد که پیروزی تنها به شمار نیروها وابسته نیست، بلکه به ایمان، وحدت و استقامت نیز بستگی دارد.

پس از پایان جنگ، غنایم بسیاری به دست مسلمانان افتاد و این موضوع زمینه‌ساز تحولات تازه‌ای در روابط قبایل عرب شد. همچنین، برخی آیات قرآن کریم به این واقعه اشاره دارند و از آن به عنوان نمونه‌ای از یاری الهی در لحظات دشوار یاد می‌کنند. از این رو، حنین نه فقط نام یک مکان، بلکه نمادی از یکی از نقاط عطف تاریخ اسلام است.


إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ

آنگاه که زیادیِ نفراتتان شما را به شگفت آورد.

إِذْ: ظرف زمان، بی‌ریشه؛ برای اشاره به زمان گذشته؛ معنا: هنگامی که، آنگاه که، وقتی که.

أَعْجَبَتْكُمْ: «أَعْجَبَتْ» فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مؤنث؛ ریشه: ع ج ب؛ باب إفعال؛ معنا: به شگفت آورد، خوشایند آمد، موجب خودپسندی شد. «تْ» نشانهٔ تأنیث فعل است و به فاعل مؤنث یعنی «كَثْرَة» برمی‌گردد. «كُم» ضمیر متصل، دوم‌شخص جمع، مفعول‌به؛ معنا: شما را.

كَثْرَتُكُمْ: «كَثْرَةُ» اسم؛ ریشه: ك ث ر؛ فاعل فعل «أَعْجَبَتْ» و مرفوع؛ معنا: زیادی، فراوانی، کثرت. «كُم» ضمیر متصل، دوم‌شخص جمع، مضاف‌الیه؛ معنا: شما، شماها. کل ترکیب: «زیادیِ شما»، یعنی «زیادیِ نفراتتان».


فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا

اما هیچ سودی برای شما نداشت.

فَـ: حرف ربط و نتیجه، بی‌ریشه؛ معنا: پس، اما در نتیجه، ولی.

لَمْ: حرف نفی و جزم، بی‌ریشه؛ بر سر فعل مضارع می‌آید و معنای گذشتهٔ منفی می‌دهد؛ معنا: نکرد، نشد، هرگز در آن موقع نکرد.

تُغْنِ: فعل مضارع مجزوم به «لَمْ»؛ صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مؤنث؛ ریشه: غ ن ي؛ از فعل «أَغْنَى يُغْنِي»؛ معنا: بی‌نیاز کرد، سود رساند، کفایت کرد، دفع کرد. فاعل آن به «كَثْرَتُكُمْ» برمی‌گردد؛ یعنی آن فراوانی برای شما کاری از پیش نبرد.

عَنْكُمْ: «عَنْ» حرف جر، بی‌ریشه؛ معنا: از، از سوی، به جای، در برابر. «كُم» ضمیر متصل، دوم‌شخص جمع، مجرور به «عَنْ»؛ معنا: از شما، برای شما، از جانب شما.

شَيْئًا: اسم؛ ریشه: ش ي ء؛ مفعول‌به یا مفعول مطلقِ معنایی برای تأکید نفی، منصوب؛ معنا: چیزی، هیچ چیزی. در اینجا همراه با نفی یعنی: «هیچ سودی»، «هیچ کاری»، «هیچ چیزی».


وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ

و زمین با همهٔ فراخی‌اش بر شما تنگ شد.

وَ: حرف عطف، بی‌ریشه؛ معنا: و.

ضَاقَتْ: فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مؤنث؛ ریشه: ض ي ق؛ معنا: تنگ شد، محدود شد، فشار آورد. «تْ» نشانهٔ تأنیث فعل است و به فاعل مؤنث یعنی «الْأَرْضُ» برمی‌گردد.

عَلَيْكُمُ: «عَلَى» حرف جر، بی‌ریشه؛ معنا: بر، بر ضد، بر روی. «كُم» ضمیر متصل، دوم‌شخص جمع، مجرور به «عَلَى»؛ معنا: بر شما. حرکت «ـُ» در پایان برای پیوند آوایی با واژهٔ بعد آمده است.

الْأَرْضُ: اسم؛ ریشه: أ ر ض؛ فاعل فعل «ضَاقَتْ» و مرفوع؛ معنا: زمین، سرزمین، عرصه.

بِمَا: «بِـ» حرف جر، بی‌ریشه؛ معنا: با، به، همراه با. «مَا» در اینجا می‌تواند مصدریه باشد؛ یعنی «با فراخی‌اش» یا «با آنکه فراخ بود». کل ترکیب «بِمَا رَحُبَتْ» یعنی: «با همهٔ فراخی‌اش».

رَحُبَتْ: فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مؤنث؛ ریشه: ر ح ب؛ معنا: فراخ شد، وسیع بود، گشاده بود. «تْ» نشانهٔ تأنیث فعل است و به «الْأَرْضُ» برمی‌گردد.


ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ

سپس پشت‌کرده و گریزان روی برگرداندید.

ثُمَّ: حرف عطف، بی‌ریشه؛ برای ترتیب همراه با فاصله یا مرحلهٔ بعد؛ معنا: سپس، آنگاه.

وَلَّيْتُمْ: فعل ماضی، صیغهٔ دوم‌شخص جمع مذکر؛ ریشه: و ل ي؛ باب تفعیل؛ معنا: پشت کردید، روی گرداندید، برگشتید و رفتید. «تُم» ضمیر فاعلی متصل؛ معنا: شما.

مُدْبِرِينَ: اسم فاعل جمع مذکر سالم؛ ریشه: د ب ر؛ از باب إفعال، «أَدْبَرَ يُدْبِرُ»؛ حال برای فاعل «وَلَّيْتُمْ» و منصوب با «یاء»؛ معنا: پشت‌کنندگان، روی‌گردانان، گریزان، کسانی که پشت کرده‌اند.

Nach oben scrollen