049-015-111-حجرات

« Back to Glossary Index
مؤمنان حقیقی کسانی هستند که به الله و پیغمبرش، حقیقتا ایمان آورده باشند و پس از ایمان دچار تردید نشده باشند و با مال و جان خود در پیشرفت راه الله کوشش کنند، فقط اینان هستند که در ایمان خود راستگویانند. (۱۵)
إِنَّمَا المُؤمِنونَ الَّذينَ آمَنوا بِاللَّهِ وَرَسولِهِ ثُمَّ لَم يَرتابوا وَجاهَدوا بِأَموالِهِم وَأَنفُسِهِم في سَبيلِ اللَّهِ ۚ أُولٰئِكَ هُمُ الصّادِقونَ

مؤمنان تنها کسانی‌اند که به الله و پیامبر او ایمان آورده‌اند، سپس دچار شک و تردید نشده‌اند، و با دارایی‌ها و جان‌های خود در راه الله جهاد کرده‌اند؛ آنان همان راستگویان‌اند.

إِنَّمَا المُؤمِنونَ الَّذينَ آمَنوا بِاللَّهِ وَرَسولِهِ

مؤمنان تنها کسانی‌اند که به الله و پیامبر او ایمان آورده‌اند.

إِنَّمَا: از «إِنَّ» و «ما» تشکیل شده است؛ «إِنَّ» حرف تأکید و نصب است، اما با آمدن «ما» از عمل معمول خود بازداشته می‌شود؛ از نظر معنا ابزار حصر است، یعنی «تنها»، «فقط»، «جز این نیست که».
المُؤمِنونَ: ریشه: «أ م ن»؛ اسم فاعل از باب إفعال، مفرد آن «مُؤمِن» است؛ جمع مذکر سالم و مرفوع با علامت «واو»؛ از نظر معنا: «ایمان‌آورندگان»، «باورمندان»، «مؤمنان».
الَّذينَ: اسم موصول برای جمع مذکر؛ مبنی است؛ در این جمله خبر برای «المؤمنون» دانسته می‌شود؛ از نظر معنا: «کسانی که».
آمَنوا: ریشه: «أ م ن»؛ فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ از باب إفعال «آمَنَ»؛ «واو» ضمیر فاعلی است؛ از نظر معنا: «ایمان آوردند»، «باور کردند»، «امن و اعتماد قلبی یافتند».
بِاللَّهِ: «بِـ» حرف جر است؛ «الله» اسم جلاله و مجرور به حرف جر؛ از نظر معنا: «به الله».
وَرَسولِهِ: «وَ» حرف عطف است؛ «رَسولِ» ریشه: «ر س ل»؛ اسم، مجرور به عطف بر «الله»، و مضاف است؛ «هِ» ضمیر متصل سوم‌شخص مفرد مذکر و مضاف‌الیه است؛ از نظر معنا: «و پیامبر او»، «و فرستادهٔ او».


ثُمَّ لَم يَرتابوا

سپس شک نکرده‌اند.

ثُمَّ: حرف عطف با معنای ترتیب همراه با فاصله یا مرحلهٔ بعد؛ از نظر معنا: «سپس»، «بعد از آن».
لَم: حرف نفی، جزم و قلب؛ فعل مضارع را مجزوم می‌کند و معنای آن را به گذشته می‌برد؛ از نظر معنا: «نکردند»، «هرگز نکردند» بسته به بافت.
يَرتابوا: ریشه: «ر ي ب»؛ فعل مضارع مجزوم به «لَم»؛ از افعال خمسه است و علامت جزم آن حذف «ن» است؛ «واو» ضمیر فاعلی برای جمع مذکر؛ از باب افتعال «اِرتابَ»؛ از نظر معنا: «شک کنند»، «دچار تردید شوند»، «بدگمان شوند».


وَجاهَدوا بِأَموالِهِم وَأَنفُسِهِم في سَبيلِ اللَّهِ

و با دارایی‌ها و جان‌های خود در راه الله جهاد کرده‌اند.

وَجاهَدوا: «وَ» حرف عطف است؛ «جاهَدوا» ریشه: «ج ه د»؛ فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ از باب مفاعله «جاهَدَ»؛ «واو» ضمیر فاعلی است؛ از نظر معنا: «جهاد کردند»، «کوشش بسیار کردند»، «با تمام توان تلاش کردند».
بِأَموالِهِم: «بِـ» حرف جر است؛ «أَموالِ» ریشه: «م و ل»؛ جمع «مال»، اسم مجرور به حرف جر و مضاف؛ «هِم» ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر و مضاف‌الیه؛ از نظر معنا: «با دارایی‌هایشان»، «با اموالشان».
وَأَنفُسِهِم: «وَ» حرف عطف است؛ «أَنفُسِ» ریشه: «ن ف س»؛ جمع «نَفْس»، اسم مجرور به عطف بر «أموال»، و مضاف؛ «هِم» ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر و مضاف‌الیه؛ از نظر معنا: «و جان‌هایشان»، «و خودشان»، «و وجودشان».
في: حرف جر؛ از نظر معنا: «در»، «در مسیرِ»، «در چارچوبِ».
سَبيلِ: ریشه: «س ب ل»؛ اسم مجرور به «في» و مضاف؛ از نظر معنا: «راه»، «مسیر»، «طریق».
اللَّهِ: اسم جلاله؛ مضاف‌الیه و مجرور؛ از نظر معنا: «الله».


أُولٰئِكَ هُمُ الصّادِقونَ

آنان همان راستگویان‌اند.

أُولٰئِكَ: اسم اشاره برای جمعِ دور؛ مبنی است و در جایگاه مبتدا می‌آید؛ از نظر معنا: «آنان»، «آن گروه».
هُمُ: ضمیر منفصل سوم‌شخص جمع مذکر؛ در این ساخت می‌تواند ضمیر فصل برای تأکید باشد؛ از نظر معنا: «همانان»، «خودِ آنان».
الصّادِقونَ: ریشه: «ص د ق»؛ اسم فاعل از «صَدَقَ»، جمع مذکر سالم و مرفوع با علامت «واو»؛ از نظر معنا: «راستگویان»، «درست‌کرداران»، «کسانی که در ادعای خود صادق‌اند».

Nach oben scrollen