048-006-110-فتح

« Back to Glossary Index
همچنین الله این کارهای معجزه آسا را انجام میدهد تا از این طریق مردان و زنان دورو و مردان و زنان مشرک را که به الله گمانهائی بد میبرند، عذاب کند و بفهمند که کارهاشان باعث گرفتار شدن خودشان در دایره ای از بدیها میشود و الله بر ایشان غضب کرده و از خودش ایشان را رانده و برای ایشان دوزخ را آماده کرده و آنجا باز گشت بسیار بدی برای روح انسان خواهد بود (هم دورویانی که روی منافع خصوصی خود به ظاهر میگفتند، ما مؤمن به اسلام هستیم ولی در باطن اخلال میکردند و هم آنانکه سخنان خلاف دستورات الله را از پیشوایان مذهبی خود به مانند سخن الله می شنیدند و عمل میکردند در زمان پیغمبر اسلام عاقبت دچار عذابهائی به دست مسلمانان حقیقی شدند) (6)
وَيُعَذِّبَ المُنافِقينَ وَالمُنافِقاتِ وَالمُشرِكينَ وَالمُشرِكاتِ الظّانّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوءِ ۚ عَلَيهِم دائِرَةُ السَّوءِ ۖ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيهِم وَلَعَنَهُم وَأَعَدَّ لَهُم جَهَنَّمَ ۖ وَساءَت مَصيرًا

و [تا] مردان منافق و زنان منافق و مردان مشرک و زنان مشرک را که دربارهٔ خدا گمان بد می‌برند عذاب کند؛ گردش بدی بر ضدّ آنان است، و خدا بر آنان خشم گرفت و آنان را از رحمت خود دور ساخت و دوزخ را برایشان آماده کرده است، و چه بد سرانجامی است.


وَيُعَذِّبَ المُنافِقينَ وَالمُنافِقاتِ

و مردان منافق و زنان منافق را عذاب می‌کند
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف، برای پیوند دادن جمله به قبل.
  • يُعَذِّبَ: فعل مضارع منصوب (به عطف بر فعل پیشین در آیه)، ریشه ع‌ذ‌ب، باب تفعیل، به معنای «عذاب کردن، کیفر دادن».
  • المُنافِقينَ: اسم جمع مذکر سالم، مفعولٌ‌به، ریشه ن‌ف‌ق، از نفاق؛ به معنای «مردان دوچهره، دورو».
  • وَالمُنافِقاتِ: اسم جمع مؤنث سالم، معطوف بر «المنافقين»، به معنای «زنان منافق».

وَالمُشرِكينَ وَالمُشرِكاتِ

و مردان مشرک و زنان مشرک را
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • المُشرِكينَ: اسم جمع مذکر سالم، معطوف، ریشه ش‌ر‌ك، از شرک؛ «کسانی که برای خدا شریک قائل می‌شوند».
  • وَالمُشرِكاتِ: اسم جمع مؤنث سالم، معطوف، «زنان مشرک».

الظّانّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوءِ

آنان که دربارهٔ خدا گمان بد می‌برند
شرح واژه‌ها:

  • الظّانّينَ: اسم فاعل جمع مذکر سالم، صفت برای منافقان و مشرکان، ریشه ظ‌ن‌ن، «گمان‌برندگان».
  • بِاللَّهِ: حرف جر بِ + اسم جلاله، متعلق به «الظانّين»، یعنی «دربارهٔ خدا».
  • ظَنَّ: مصدر، مفعول مطلق، تأکیدکنندهٔ معنا، «گمان».
  • السَّوءِ: اسم، مضافٌ‌الیه، ریشه س‌و‌ء، به معنای «بدی، زشتی».

عَلَيهِم دائِرَةُ السَّوءِ

بر آنان گردش بدی است
شرح واژه‌ها:

  • عَلَيهِم: حرف جر على + ضمیر جمع، «بر ضدّ آنان، بر آنان».
  • دائِرَةُ: اسم، مبتدا مؤخر، ریشه د‌و‌ر، به معنای «گردش، چرخش، بلا و حادثه‌ای که بازمی‌گردد».
  • السَّوءِ: مضافٌ‌الیه، «بدی، بلا».

وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيهِم

و خدا بر آنان خشم گرفت
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • غَضِبَ: فعل ماضی، ریشه غ‌ض‌ب، «خشم گرفت».
  • اللَّهُ: فاعل مرفوع.
  • عَلَيهِم: جار و مجرور، متعلق به «غضب».

وَلَعَنَهُم

و آنان را لعنت کرد
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • لَعَنَهُم: فعل ماضی + ضمیر مفعولی، ریشه ل‌ع‌ن، «دور ساختن از رحمت».

وَأَعَدَّ لَهُم جَهَنَّمَ

و برای آنان دوزخ را آماده کرده است
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • أَعَدَّ: فعل ماضی، ریشه ع‌د‌د، باب إفعال، «آماده ساخت».
  • لَهُم: جار و مجرور، «برای آنان».
  • جَهَنَّمَ: اسم علم، مفعولٌ‌به، نام دوزخ.

وَساءَت مَصيرًا

و چه بد سرانجامی است
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • ساءَت: فعل ماضی جامد برای نکوهش، ریشه س‌و‌ء، «بد بود».
  • مَصيرًا: اسم، تمییز یا مفعول مطلق، ریشه ص‌ي‌ر، به معنای «بازگشت، سرانجام».
Nach oben scrollen