018-100-071-كهف

« Back to Glossary Index
در چنین زمانی دوزخ را برای کفران کنندگان به طرزی مخصوص عرضه میکنیم. (۱۰۰)
وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكَافِرِينَ عَرْضًا

و در آن روز، جهنم را به‌طور آشکار بر کافران عرضه کردیم.

وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكَافِرِينَ عَرْضًا

و در آن روز، جهنم را به‌طور آشکار بر کافران عرضه کردیم.

وَ: حرف عطف یا استئناف؛ ریشه ندارد؛ معنای آن «و»، «سپس»، یا برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین است.
عَرَضْنَا: فعل ماضی، صیغهٔ متکلم مع‌الغیر؛ ریشه: ع ر ض؛ «نا» ضمیر فاعلی به معنای «ما» است؛ معنا: «عرضه کردیم»، «نمایاندیم»، «آشکارا نشان دادیم».
جَهَنَّمَ: اسم خاص برای دوزخ؛ ریشهٔ عربی قطعی و فعّال در ساخت واژه ندارد و به‌صورت اسم عَلَم به کار می‌رود؛ مفعول‌به منصوب برای «عَرَضْنَا»؛ معنا: «جهنم»، «دوزخ».
يَوْمَئِذٍ: ظرف زمان؛ از يَوْمَ به معنای «روز» با ریشهٔ ی و م و إِذٍ به معنای «آن هنگام/آن زمان» ساخته شده است؛ «يَوْمَ» منصوب به‌عنوان ظرف زمان و «إِذٍ» در جایگاه مضاف‌الیه است؛ معنا: «در آن روز»، «در آن هنگام».
لِـ: حرف جر؛ ریشه ندارد؛ معنا: «برای»، «به»، «بر»، «در برابرِ».
الْكَافِرِينَ: اسم فاعل جمع مذکر سالم از ریشهٔ ك ف ر؛ مجرور به حرف جر «لِـ» و نشانهٔ جرّ آن «یاء» است؛ معنا: «کافران»، «انکارکنندگان»، «پوشانندگان حقیقت».
عَرْضًا: مصدر منصوب از ریشهٔ ع ر ض؛ مفعول مطلق برای تأکید فعل «عَرَضْنَا»؛ معنا: «عرضه‌کردنی»، «نمایاندنی»، «نشان‌دادنی آشکار».

Nach oben scrollen