| و ما از هر کاری که میکرد خبر داشتیم (۹۱) |
| كَذَٰلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيْهِ خُبْرًا چنین بود؛ و ما به آنچه نزد او بود، از روی آگاهی کامل احاطه داشتیم. كَذَٰلِكَچنین بود. كَذَٰلِكَ: از نظر ساخت، ترکیبِ «كَـ» حرف تشبیه + «ذَا» اسم اشاره + «لِـ» نشانهٔ دوری + «كَ» ضمیر خطاب است؛ ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ از نظر گرامری در اینجا به معنای «چنین»، «اینگونه»، «همینطور» آمده و معمولاً به یک خبر یا وضعِ پیشگفته اشاره میکند. وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيْهِ خُبْرًاو ما به آنچه نزد او بود، آگاهانه و کامل احاطه داشتیم. وَ: حرف عطف است؛ ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ معنای آن «و» است و جملهٔ بعد را به جملهٔ قبل پیوند میدهد. قَدْ: حرف تحقیق است؛ ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ وقتی پیش از فعل ماضی میآید، معنای تأکید و تحقق میدهد؛ یعنی «بهراستی»، «قطعاً»، «همانا». أَحَطْنَا: فعل ماضی، صیغهٔ متکلم معالغیر؛ ریشهٔ آن «ح و ط» است؛ از باب إفعال، فعل «أَحَاطَ» به معنای «احاطه کرد»، «فراگرفت»، «کاملاً دربر گرفت»، و در معنای علمی «کاملاً آگاه بود»؛ «نَا» ضمیر فاعلی است و معنای «ما» میدهد. بِمَا: ترکیبِ «بِـ» حرف جر + «مَا» اسم موصول است؛ ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ از نظر معنا یعنی «به آنچه»، «به چیزی که»؛ «مَا» در محل جر به واسطهٔ حرف «بِـ» است. لَدَيْهِ: «لَدَى» ظرف مکان یا ظرف حضور به معنای «نزد»، «پیش»، «در اختیار» است و «هِ» ضمیر متصل غایب مفرد مذکر در محل مضافالیه است؛ ریشهٔ اشتقاقی روشنی ندارد؛ معنای ترکیب: «نزد او»، «در اختیار او». خُبْرًا: مصدر منصوب از ریشهٔ «خ ب ر» است؛ از نظر گرامری منصوب است و میتواند تمییز یا مصدرِ مؤکدِ معنای «أَحَطْنَا» دانسته شود؛ معنای آن «آگاهی»، «دانش»، «اطلاع دقیق»، «شناخت کامل» است. |
018-091-071-كهف
« Back to Glossary Index
