| و کسانی که در مطالب مستدل پیغام های ما مجادله میکنند، خود بهتر میدانند که در مقابل ما گریزگاهی ندارند (۳۵) |
| وَيَعْلَمَ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِنَا مَا لَهُمْ مِنْ مَحِيصٍ و تا کسانی که دربارهٔ آیات ما به جدال میپردازند بدانند که هیچ گریزگاهی برای آنان نیست. وَيَعْلَمَ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِنَا مَا لَهُمْ مِنْ مَحِيصٍو: حرف عطف؛ برای پیوند دادن این بخش با بخش پیشین آیه؛ معنا: «و، و تا». يَعْلَمَ: فعل مضارع منصوب، از ریشهٔ «ع ل م»؛ منصوب به سبب «أن» مقدّر پس از واو، و علامت نصب آن فتحهٔ ظاهر است؛ معنا: «بداند، آگاه شود». الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ در محل رفع فاعل برای «يَعْلَمَ»؛ معنا: «کسانی که». يُجَادِلُونَ: فعل مضارع مرفوع، از باب مفاعله و ریشهٔ «ج د ل»؛ واو، ضمیر پیوسته و فاعل است؛ معنا: «جدال میکنند، ستیزهجویانه بحث میکنند». فِي: حرف جر؛ معنا: «در، دربارهٔ». آيَاتِنَا: «آيَات» اسم جمع، مجرور به «فِي» و علامت جر آن کسره است؛ از ریشهٔ «أ ي ي» یا «أ ي ة»؛ «نا» ضمیر پیوسته در محل جر مضافالیه؛ معنا: «آیات ما، نشانههای ما». مَا: حرف نفی؛ معنا: «نیست، هیچ». لَهُمْ: «لِ» حرف جر؛ «هُمْ» ضمیر پیوسته در محل جر؛ جار و مجرور خبر مقدّم؛ معنا: «برای آنان». مِنْ: حرف جر زائد برای تأکید نفی؛ معنا: «هیچ، از». مَحِيصٍ: اسم مجرور لفظاً به «مِنْ» زائد و مرفوع محلاً به عنوان مبتدای مؤخّر؛ از ریشهٔ «ح ي ص»؛ معنا: «گریزگاه، راه فرار، جای بازگشت و رهایی». |
042-035-064-شورى
« Back to Glossary Index
