020-060-048-طه

« Back to Glossary Index
پس فرعون، دنبال جمع آوری نیرنگ زنندگان خود شد و در وعده گاه آمد (مکانی میان درباریان و اسرائیلیان) چون موسی و جادوگران مقابل هم قرار گرفتند (60)
فَتَوَلّىٰ فِرعَونُ فَجَمَعَ كَيدَهُ ثُمَّ أَتىٰ

پس فرعون برگشت، نیرنگ خود را گرد آورد، سپس آمد.

فَتَوَلّىٰ فِرعَونُ

پس فرعون روی گرداند.

فَ
ریشه: حرف است و ریشهٔ صرفی ندارد.
گرامر: حرف عطف یا استئناف، مبنی و بدون محل اعرابی.
معانی: پس، آنگاه، بنابراین.

تَوَلّىٰ
ریشه: و ل ی.
گرامر: فعل ماضی، مبنی بر فتح مقدر بر الف مقصوره برای تعذر؛ فاعل آن «فِرعَونُ» است.
معانی: روی گرداند، بازگشت، پشت کرد، منصرف شد.

فِرعَونُ
ریشه: نام خاص غیرعربی است.
گرامر: فاعلِ مرفوع برای «تَوَلّىٰ»، علامت رفع آن ضمهٔ ظاهر است.
معانی: فرعون، عنوان فرمانروای مصر در روزگار موسی.


فَجَمَعَ كَيدَهُ

پس نیرنگش را گرد آورد.

فَ
ریشه: حرف است و ریشهٔ صرفی ندارد.
گرامر: حرف عطف، مبنی و بدون محل اعرابی.
معانی: پس، آنگاه.

جَمَعَ
ریشه: ج م ع.
گرامر: فعل ماضی، مبنی بر فتح؛ فاعل آن ضمیر مستتر «هُوَ» است که به فرعون بازمی‌گردد.
معانی: گرد آورد، جمع کرد، فراهم ساخت.

كَيْدَ
ریشه: ك ي د.
گرامر: مفعول‌بهِ منصوب برای «جَمَعَ»، علامت نصب آن فتحهٔ ظاهر است؛ مضاف است.
معانی: نیرنگ، حیله، تدبیر پنهانی برای آسیب رساندن.

هُ
ریشه: ضمیر است و ریشهٔ صرفی ندارد.
گرامر: ضمیر متصل مبنی در محل جر، مضاف‌الیه.
معانی: او، وی، متعلق به فرعون.


ثُمَّ أَتىٰ

سپس آمد.

ثُمَّ
ریشه: حرف است و ریشهٔ صرفی ندارد.
گرامر: حرف عطف، مبنی و بدون محل اعرابی؛ بر ترتیب همراه با فاصله دلالت دارد.
معانی: سپس، پس از آن.

أَتىٰ
ریشه: أ ت ي.
گرامر: فعل ماضی، مبنی بر فتح مقدر بر الف مقصوره برای تعذر؛ فاعل آن ضمیر مستتر «هُوَ» است که به فرعون بازمی‌گردد.
معانی: آمد، حاضر شد، فرا رسید.

Nach oben scrollen