020-059-048-طه

« Back to Glossary Index
موسی گفت: موعدِ این کارِ شما، روز آن جشن باشد تا تمام مردم، در صبح، در آن مکانِ وسط جمع شوند (۵۹)
قالَ مَوعِدُكُم يَومُ الزّينَةِ وَأَن يُحشَرَ النّاسُ ضُحًى

گفت: وعدهٔ شما روزِ زینت است، و این‌که مردم در هنگامِ چاشت گرد آورده شوند.

قالَ

گفت.

قالَ: ریشه: «ق و ل». فعل ماضی، مفرد، مذکر، غایب. معنای اصلی: گفت، سخن گفت. فاعل آن در این آیه ضمیری پنهان است که به موسی اشاره دارد.


مَوعِدُكُم يَومُ الزّينَةِ

وعدهٔ شما روزِ زینت است.

مَوعِدُ: ریشه: «و ع د». اسم زمان یا مصدر میمی، مرفوع، و مضاف. به معنای زمان وعده، موعد، قرارگاه زمانی.

كُم: ضمیر متصل، مخاطب، جمع، در محل جرّ مضاف‌الیه. به معنای شما.

يَومُ: ریشه: «ي و م». اسم، مرفوع. در اینجا خبر برای «مَوْعِدُكُمْ» است و به معنای روز.

الزّينَةِ: ریشه: «ز ي ن». اسم، مجرور و مضاف‌الیه. به معنای زینت، آرایش، جشن و روزِ آراسته‌شدن. مقصود، روز جشن عمومی مصریان است.


وَأَن يُحشَرَ النّاسُ ضُحًى

و این‌که مردم هنگام چاشت گرد آورده شوند.

وَ: حرف عطف. به معنای و.

أَن: حرف مصدری و نصب. فعل مضارع پس از خود را منصوب می‌کند و همراه آن به مصدر تأویل می‌رود. در اینجا بر عطف به «يَوْمُ الزِّينَةِ» دلالت دارد.

يُحشَرَ: ریشه: «ح ش ر». فعل مضارع مجهول، منصوب به «أَنْ». به معنای گرد آورده شوند، جمع شوند. علامت نصب آن فتحهٔ ظاهر در پایان فعل است.

النّاسُ: ریشه: «أ ن س» یا «ن و س» بنا بر دیدگاه‌های لغوی. اسم جمع، مرفوع و نائب فاعل برای «يُحْشَرَ». به معنای مردم.

ضُحًى: ریشه: «ض ح و». اسم زمان، منصوب بر ظرفیت زمانی. به معنای وقت چاشت، هنگام بالا آمدن روز و پیش از نیمروز.

Nach oben scrollen