| زبان به مدح و ثنای پرورنده ات بگشای و برای گناهان گذشته ات از او آمرزش بخواه (مقصود گناهانی می باشد که پیغمبر اسلام روی دیر رسیدنِ وعده پیروزی الله و روی آرزوهای بشری خود انجام میداد، یعنی با الله چون و چرا میکرد و گاه میخواست از پیغمبری و رساندن پیغام الله به مردم دست بکشد و زمانی اظهار شک و تردید می کرد که مبادا آنچه به او وحی می شود از الله نباشد و وعده الله راست نیاید) و يقين بدان که او نسبت به تو، توبه پذیر خواهد بود. (3) |
| فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ ۚ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا پس پروردگارت را همراه با ستایش او تسبیح گوی، و از او آمرزش بخواه؛ بیگمان او همواره بسیار توبهپذیر است. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَپس پروردگارت را همراه با ستایش او تسبیح گوی. فَـ: حرف ربط و نتیجه؛ ریشه ندارد؛ از نظر گرامری «فاء» تفریع یا نتیجه است و جملهٔ پس از خود را به معنای «پس، بنابراین» به قبل پیوند میدهد. وَاسْتَغْفِرْهُو از او آمرزش بخواه. وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ از نظر گرامری برای پیوند دادن دو فعل یا دو جمله به کار میرود؛ معنا: و. إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًابیگمان او همواره بسیار توبهپذیر است. إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ ریشه ندارد؛ از نظر گرامری برای تأکید مضمون جمله میآید و اسم خود را منصوب میکند؛ معنا: بیگمان، همانا، قطعاً. |
110-003-112-نصر
« Back to Glossary Index
