110-002-112-نصر

« Back to Glossary Index
و مردم را دیدی گروه گروه داخل دين الله میشوند. (2)
وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللهِ أَفْوَاجًا

و مردم را می‌بینی که گروه‌گروه در دین الله وارد می‌شوند.

وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللهِ أَفْوَاجًا

و مردم را می‌بینی که گروه‌گروه در دین الله وارد می‌شوند.

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف یا پیونددهنده است؛ معنای آن «و» است و جمله را به قبل پیوند می‌دهد.
رَأَيْتَ: ریشه: ر أ ي؛ فعل ماضی، صیغهٔ دوم شخص مفرد مذکر، متصل به «تَ» فاعلی؛ در اینجا معنای دیدن و مشاهده کردن دارد.
النَّاسَ: ریشه: غالباً از أ ن س دانسته می‌شود؛ اسم جمع، معرفه با «ال»، مفعول‌به منصوب برای «رَأَيْتَ»؛ به معنای مردم، انسان‌ها، همگان.
يَدْخُلُونَ: ریشه: د خ ل؛ فعل مضارع مرفوع از افعال پنج‌گانه، با «واو جماعت» به عنوان فاعل؛ جملهٔ فعلیه در معنای حال، یعنی «در حال وارد شدن‌اند»؛ به معنای داخل می‌شوند، وارد می‌شوند.
فِي: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ معنای آن «در»، «به درونِ»، یا «در زمینهٔ» است.
دِينِ: ریشه: د ي ن؛ اسم مفرد، مجرور به حرف جر «فِي»، و مضاف به «الله»؛ به معنای دین، آیین، راه بندگی، فرمان‌بری، شریعت.
اللهِ: ریشه: دربارهٔ اشتقاق آن دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد و در کاربرد قرآنی نام خاص خداوند یگانه است؛ اسم جلاله، مضاف‌الیه مجرور برای «دِينِ»؛ به معنای الله، خداوند یکتا.
أَفْوَاجًا: ریشه: ف و ج؛ جمع شکستهٔ «فَوْج»، منصوب و در نقش حال؛ به معنای گروه‌ها، دسته‌ها، جمعیت‌های پی‌درپی، گروه‌گروه.

Nach oben scrollen