| و به شبهای ده گانه (۲) |
وَلَيَالٍ عَشْرٍسوگند به شبهای دهگانه. وَ
لَيَالٍ
عَشْرٍ
|
عبارت «وَلَيَالٍ عَشْرٍ»وَالْفَجْرِ وَلَيَالٍ عَشْرٍ تفسیرهای مهم ۱. ده شب نخست ذیحجه این دیدگاه در میان بسیاری از مفسران و عالمان اسلامی مشهورتر است. بر اساس آن، مراد ده شب اول ماه ذیحجه است؛ روزهایی که حج، عرفه، قربانی و دیگر اعمال مهم این ماه در آن قرار دارند. از شواهد این دیدگاه، روایتی است که در منابع حدیثی آمده است: «بهترین روزهای دنیا، روزهای دهگانه است.» در برخی روایات نیز اعمال نیک در دههٔ نخست ذیحجه بسیار ارزشمند دانسته شدهاند. نکتهٔ زبانی این است که قرآن از «لیال»، یعنی شبها، سخن گفته، اما فضیلت مشهور در روایات با تعبیر «ده روز» آمده است. در عربی و در سنت تفسیری، گاهی «شب» بهصورت کلی برای یک دورهٔ زمانی به کار میرود؛ بنابراین این تفاوت، مانع این تفسیر دانسته نشده است. ۲. ده شب پایانی رمضان برخی مفسران، از جمله شماری از مفسران نخستین، گفتهاند که منظور ده شب آخر ماه رمضان است؛ زیرا شب قدر در همین دوره قرار دارد و این شبها از برجستهترین شبهای سال به شمار میروند. این تفسیر با فضای عبادی رمضان و اهمیت شب قدر سازگار است. بااینحال، اگر مقصود مشخصاً دههٔ آخر رمضان بود، انتظار میرفت ارتباط آیه با شب قدر یا رمضان در ادامهٔ سوره روشنتر باشد؛ به همین دلیل، گروهی آن را نظر اصلی نمیدانند. ۳. ده شب نخست محرم دیدگاه دیگری، بهویژه در برخی منابع تفسیری شیعه، این است که مراد ده شب نخست محرم است؛ زیرا این دوره با حوادث مهم تاریخی و دینی، از جمله عاشورا، پیوند دارد. این تفسیر از نظر جایگاه عاطفی و تاریخی محرم برای مسلمانان، قابل فهم است؛ ولی از نظر شواهد مستقیم قرآنی و روایی، معمولاً پشتوانهٔ آن را ضعیفتر از تفسیر دههٔ ذیحجه یا دههٔ رمضان میدانند. ۴. ده شب موسی و میقات او برخی گفتهاند که آیه به چهل شبی اشاره دارد که خداوند برای موسی علیهالسلام تعیین کرد: «وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ» بر اساس این نظر، «ده شب» میتواند به همان ده شب اضافی مربوط باشد. ارتباط لفظی با «ده شب» وجود دارد، اما پیوند مستقیم این آیه با داستان موسی در سورهٔ فجر روشن نیست؛ ازاینرو این تفسیر معمولاً در ردهٔ دیدگاههای فرعی قرار میگیرد. ۵. ده شب پایانی سال یا دورهای خاص از زمان در بعضی نقلها، معانی دیگری مانند ده شب پایانی سال یا شبهایی معین از یک دورهٔ زمانی مطرح شده است. این دیدگاهها بیشتر بر نقلهای تفسیری پراکنده تکیه دارند و اجماع یا شاهد نیرومندی برای آنها وجود ندارد. نظر من با توجه به مجموعهٔ شواهد، تفسیر ده شب نخست ذیحجه قویتر به نظر میرسد؛ بهویژه به سه دلیل:
بااینحال، نمیتوان با اطمینان گفت که آیه حتماً فقط همین معنا را اراده کرده است. قرآن گاهی تعبیرهای کوتاه و گستردهای به کار میبرد که در سنت تفسیری چند مصداق پیدا میکنند. بنابراین میتوان گفت: معنای محتملتر، ده شب نخست ذیحجه است؛ اما ده شب آخر رمضان نیز از نظر تفسیری قابل طرح است، و دربارهٔ مصادیق دیگر باید با احتیاط سخن گفت. همچنین باید توجه کرد که «قسم» در این آیات فقط برای معرفی یک بازهٔ زمانی نیست؛ بلکه توجه انسان را به نظم زمان، فرصتهای محدود زندگی و لحظههایی که ظرفیت دگرگونی اخلاقی و معنوی دارند جلب میکند. ادامهٔ سوره نیز با هشدار دربارهٔ سرنوشت طغیانگران نشان میدهد که مسئله فقط تقدس زمان نیست، بلکه چگونگی استفادهٔ انسان از زمان است. |
