087-001-008-أعلى

« Back to Glossary Index
نامِ پرورنده ات را که از هر چیز برتر می باشد، پاک دار  (یعنی سزاوار نیست که در کنارِ نامِ الله نامی دیگر بگذاری و نامِ کسِ دیگر را وابسته به نام الله شُماری، چنانکه بت پرستانِ مکه، نام الله را مؤنث کرده بودند و بصورت لات تصور میکردند و او را که یکی از مُرده های نیکوکار و مقدسشان بود به نام خدا می خواندند و نام عَزیز را که نام دیگر الله بود، بنام عُزّى یعنی عزیزِ مؤنث می چسباندند و به اینصورت با فلسفه هائی موهوم برای الله دختران و یا مظاهر الله می ساختند و آنها را شفیع و واسطه و پارتی های خود نزدِ خالقِ عالم معرفی می نمودند و متاسفانه همین کار را مسیحیان نیز کرده اند و نام عیسی را کنارِ نام الله گذاشته اند و او را پسر خدا یا مظهر خدا می شمارند و حتی مسلمینِ بی خبر از قرآن نیز علی را دستِ خدا و حسین را خونِ خدا و محمد را شفیع در نزدِ الله می پندارند و مثلاً کوشش می کنند رابطه ای میان احمد و احد بسازند و یا انتشار دهند که الله همه چیز را برای خاطر پیغمبر اسلام و یا پنج تن آفریده) (1)

سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَىٰ

نام پروردگار والای خود را پاک و منزّه بدار.

سَبِّحِ
ریشه: س‌ب‌ح؛ فعل امر، از باب تفعیل، خطاب به مفرد مذکر؛ معنا: تسبیح بگو، پاک و منزّه بدار، از هر نقص و کاستی دور بدان.

اسْمَ
ریشه: و‌س‌م؛ اسم، مفرد، مذکر، منصوب و مفعول‌به؛ معنا: نام.

رَبِّكَ
ریشه: ر‌ب‌ب؛ «رَبِّ» اسم، مفرد، مذکر، مضاف و مجرور؛ «کَ» ضمیر پیوسته، مفرد مذکر و مضاف‌إلیه؛ معنا: پروردگارت، پرورش‌دهنده و صاحب اختیار تو.

الْأَعْلَىٰ
ریشه: ع‌ل‌و؛ صفت برتر، بر وزن «أَفْعَل»، معرفه با «ال» و مجرور، تابعِ «رَبِّكَ»؛ معنا: برتر، والاتر، بلندمرتبه‌ترین.

Nach oben scrollen