061-007-107-صف

« Back to Glossary Index
و چه کسی ستمکارتر از کسی میباشد، که بر الله آن دروغ بزرگ را ببندد، و حال آنکه می بیند، بوسیله این پیغمبر به تسلیم شدن، نسبت به متن پیغامهای الله خوانده میشود؟ و الله چنان قوم ستمکاری را راهنمایی نخواهد کرد (با اینکه در باب ۱۳ از کتاب پنجم تورات نوشته شده، هر مدعی پیغمبری که مردم را به تسلیم شدن، به متن پیغامهای الله خواند و با موهومات نیز مبارزه کرد، باید به او بگروید، یهودیان و مسیحیان به حضرت محمد که چنین صفاتی را داشت، به دروغ بسته اند که او اینها را از خودش ساخته و روی ظاهر سازی، آنها را به الله نسبت میدهد) (۷)
وَمَن أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَىٰ إِلَى الْإِسْلَامِ ۚ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ

و چه کسی ستمکارتر است از آن‌که بر خدا دروغ می‌بندد، در حالی که او به سوی اسلام فراخوانده می‌شود؟ و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند.


وَمَن أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ

و چه کسی ستمکارتر است از آن‌که بر خدا دروغ می‌بندد؟

  • وَ: حرف عطف، به‌معنای «و».
  • مَن: اسم استفهام، به‌معنای «چه کسی».
  • أَظْلَمُ: اسم تفضیل از ریشهٔ «ظ ل م»، به‌معنای «ستمکارتر».
  • مِمَّنِ: «مِن» حرف جر + «مَن» اسم موصول، به‌معنای «از کسی که».
  • افْتَرَىٰ: فعل ماضی، باب افتعال، ریشهٔ «ف ر ي»، به‌معنای «دروغ بست، جعل کرد».
  • عَلَى: حرف جر، به‌معنای «بر».
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مجرور به‌سبب حرف جر.
  • الْكَذِبَ: اسم، مصدر از ریشهٔ «ك ذ ب»، منصوب، به‌معنای «دروغ».

وَهُوَ يُدْعَىٰ إِلَى الْإِسْلَامِ

در حالی که او به سوی اسلام فراخوانده می‌شود.

  • وَ: حرف حال یا عطف.
  • هُوَ: ضمیر منفصل، فاعل.
  • يُدْعَىٰ: فعل مضارع مجهول، ریشهٔ «د ع و»، به‌معنای «فراخوانده می‌شود».
  • إِلَى: حرف جر، به‌معنای «به سوی».
  • الْإِسْلَامِ: اسم، مصدر از ریشهٔ «س ل م»، مجرور، به‌معنای «اسلام، تسلیم شدن در برابر خدا».

وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ

و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند.

  • وَ: حرف عطف.
  • اللَّهُ: اسم جلاله، مبتدا مرفوع.
  • لَا: حرف نفی.
  • يَهْدِي: فعل مضارع، ریشهٔ «ه د ي»، به‌معنای «هدایت می‌کند».
  • الْقَوْمَ: اسم، منصوب به‌عنوان مفعول‌به، به‌معنای «گروه، قوم».
  • الظَّالِمِينَ: صفت برای «القوم»، جمع مذکر سالم، ریشهٔ «ظ ل م»، به‌معنای «ستمکاران».
Nach oben scrollen