061-008-107-صف

« Back to Glossary Index
آنان میخواهند نورِ الله را با سخنانِ ظاهری خود خاموش سازند و حال آنکه الله نور خود را کامل خواهد کرد، اگر چه کفران كنندگان را بد آید (۸)
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ

آنان می‌خواهند نورِ خدا را با دهان‌های خود خاموش کنند، ولی خدا نورِ خود را کامل می‌گرداند، هرچند کافران ناخشنود باشند.


يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ

می‌خواهند نورِ خدا را با دهان‌های خود خاموش کنند.

شرح واژه‌ها:

  • يُرِيدُونَ: فعل مضارع، جمع مذکر غایب، از ریشهٔ «أرادَ»؛ به‌معنای خواستن، قصد داشتن.
  • لِـ: لام تعلیل؛ برای بیان هدف و قصد.
  • يُطْفِئُوا: فعل مضارع منصوب (به سبب لام تعلیل)، جمع مذکر غایب، از ریشهٔ «طَفِئَ»؛ خاموش کردن، فرو نشاندن.
  • نُورَ: اسم، مفعول‌به منصوب، از ریشهٔ «ن و ر»؛ روشنایی، هدایت، حقیقت آشکار.
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مضافٌ‌الیه مجرور؛ اشاره به ذات خداوند.
  • بِـ: حرف جر؛ به‌وسیلهٔ، با.
  • أَفْوَاهِهِمْ: «أفواه» جمع «فم» (دهان)، اسم مجرور به باء، «هم» ضمیر متصل مضافٌ‌الیه؛ دهان‌های آنان (کنایه از سخن، تبلیغ، ادعا).


وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ

و خدا کامل‌کنندهٔ نورِ خویش است.

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ و.
  • اللَّهُ: اسم جلاله، مبتدا مرفوع.
  • مُتِمُّ: اسم فاعل از باب إفعال، ریشهٔ «تَمَّ»؛ کامل‌کننده، به‌پایان‌رساننده.
  • نُورِهِ: «نور» اسم مجرور به‌عنوان مضافٌ‌الیه، «ه» ضمیر متصل؛ نور او (دین، هدایت، حق).


وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ

هرچند کافران ناخشنود باشند.

شرح واژه‌ها:

  • وَلَوْ: واو عطف + «لو» شرطیهٔ غیرواقعی؛ حتی اگر، هرچند.
  • كَرِهَ: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، از ریشهٔ «ك ر ه»؛ ناخوش داشتن، بیزار بودن.
  • الْكَافِرُونَ: اسم جمع مذکر سالم، فاعل مرفوع؛ کافران، منکران حق.
Nach oben scrollen