060-012-109-ممتحنة

« Back to Glossary Index
ای خبر از غيب دهنده، وقتی چنان زنان مؤمنی از کافران بسوی تو آمدند و حاضر شدند، با تو بیعت نمایند به شرط اینکه به الله چیزی را شریک قرار ندهند و دزدی نکنند و زنا ننمایند و فرزندان خود را نکشند و در کارها و رفتار خود با دیگر زنان مؤمن تهمت دروغ نزنند، تو با ایشان بیعت کن و برای ایشان از الله آمرزش گناه گذشته ایشان را بخواه، زیرا الله در اینگونه موارد آمرزنده و مهربان میباشد (این جملات میرساند که زنان کافران مکه چه فساد ها و بی تربیتی هایی داشتند و زنان مسلمان چگونه مجبور بودند با تعهدی که میدادند به تربیتی بس عالی در آیند) (۱۲)
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَىٰ أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ ۙ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ ۖ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ

ای پیامبر، هنگامی که زنان باایمان نزد تو می‌آیند تا با تو بیعت کنند بر این‌که چیزی را شریک خدا قرار ندهند، دزدی نکنند، زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، و تهمت و دروغی را که میان دست‌ها و پاهای خود می‌سازند نیاورند، و در کار پسندیده‌ای نافرمانی تو را نکنند؛ پس با آنان بیعت کن و از خدا برایشان آمرزش بخواه، که همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.


يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ

ای پیامبر
شرح واژه‌ها:
يَا: حرف ندا، برای فراخواندن.
أَيُّ: منادی مبهم، مبنی بر ضم، برای توجه دادن.
هَا: حرف تنبیه.
النَّبِيُّ: اسم، معرفه به «ال»، مرفوع، از ریشه «ن ب أ» به معنای خبر مهم؛ پیام‌آور.


إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ

آنگاه که زنان باایمان نزد تو می‌آیند
شرح واژه‌ها:
إِذَا: ظرف زمان، دلالت بر تحقق در آینده.
جَاءَكَ: فعل ماضی، فاعل ضمیر مستتر، «کَ» ضمیر مفعولی؛ آمدن.
الْمُؤْمِنَاتُ: جمع مؤنث سالم، فاعل، از ریشه «أ م ن» به معنای ایمان آوردن.


يُبَايِعْنَكَ عَلَىٰ أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا

با تو بیعت می‌کنند بر این‌که چیزی را شریک خدا قرار ندهند
شرح واژه‌ها:
يُبَايِعْنَكَ: فعل مضارع، نون نسوه، از ریشه «ب ي ع»؛ پیمان بستن.
عَلَىٰ: حرف جر، دلالت بر تعهد.
أَنْ: حرف مصدری.
لَا يُشْرِكْنَ: فعل مضارع منفی، از ریشه «ش ر ك»؛ شریک قرار دادن.
بِاللَّهِ: جار و مجرور، اسم جلاله.
شَيْئًا: اسم نکره، مفعول مطلق یا مفعول به، هر چیز.


وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ

و دزدی نکنند و زنا نکنند
شرح واژه‌ها:
وَلَا: حرف عطف + نفی.
يَسْرِقْنَ: فعل مضارع منفی، از ریشه «س ر ق»؛ دزدی.
يَزْنِينَ: فعل مضارع منفی، از ریشه «ز ن ي»؛ زنا.


وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ

و فرزندان خود را نکشند
شرح واژه‌ها:
يَقْتُلْنَ: فعل مضارع منفی، از ریشه «ق ت ل»؛ کشتن.
أَوْلَادَهُنَّ: جمع «ولد»، مفعول به، «هُنَّ» ضمیر اضافه.


وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ

و تهمت و دروغی نیاورند که آن را می‌بندند
شرح واژه‌ها:
يَأْتِينَ: فعل مضارع، از ریشه «أ ت ي»؛ آوردن.
بِبُهْتَانٍ: اسم، از ریشه «ب ه ت»؛ دروغ بزرگ و تهمت.
يَفْتَرِينَهُ: فعل مضارع، از ریشه «ف ر ي»؛ ساختن دروغ، «هُ» مفعول.


بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ

میان دست‌ها و پاهایشان
شرح واژه‌ها:
بَيْنَ: ظرف مکان.
أَيْدِيهِنَّ: جمع «ید»، مضاف‌الیه، ضمیر مؤنث.
أَرْجُلِهِنَّ: جمع «رِجل»، عطف بر «أيدیهن».


وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ

و در کار پسندیده‌ای نافرمانی تو را نکنند
شرح واژه‌ها:
يَعْصِينَكَ: فعل مضارع منفی، از ریشه «ع ص ي»؛ نافرمانی.
فِي: حرف جر.
مَعْرُوفٍ: اسم، از ریشه «ع ر ف»؛ کار شناخته‌شده و پسندیده.


فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ

پس با آنان بیعت کن و برایشان از خدا آمرزش بخواه
شرح واژه‌ها:
فَ: حرف نتیجه.
بَايِعْهُنَّ: فعل امر، از ریشه «ب ي ع»؛ بیعت گرفتن.
وَاسْتَغْفِرْ: فعل امر، از ریشه «غ ف ر»؛ طلب آمرزش.
لَهُنَّ: جار و مجرور، برای آنان.
اللَّهَ: مفعول به.


إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ

همانا خداوند آمرزنده و مهربان است
شرح واژه‌ها:
إِنَّ: حرف تأکید و نصب.
اللَّهَ: اسم «إنّ»، منصوب.
غَفُورٌ: خبر «إنّ»، صیغه مبالغه از «غ ف ر».
رَحِيمٌ: صفت، از ریشه «ر ح م»؛ مهربانی پایدار.

Nach oben scrollen