| و در آن تُشک ها زنانی اند که به غریبه ها خیره نمی شوند، و این زنان جز به همسرِ خود چشم نمی دوزند و قبل از همسرشان، انس یا جنی به ایشان دست نزده (56) |
| فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ در آن باغها، زنانی هستند که چشمفروتناند و پیش از آنان، هیچ انسان و جنّی با آنان آمیزش نکرده است. فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِدر آنها، زنانی چشمفروتن هستند. فِيهِنَّ: از «فِي» به معنای «در» و ضمیر پیوستهٔ «هِنَّ» به معنای «آنان»؛ جار و مجرور، متعلق به خبر مقدّم؛ «در آنها» یا «در آن باغها». قَاصِرَاتُ: جمع مؤنث سالمِ «قَاصِرَة»؛ از ریشهٔ «قصر»؛ اسم فاعل از «قَصَرَ» به معنای کوتاه کردن، بازداشتن و محدود کردن؛ مبتدا و مرفوع؛ «بازدارندگان» یا در اینجا «زنانی که فرو میگیرند». الطَّرْفِ: از ریشهٔ «طرف»؛ اسم، مفرد و معرفه با «ال»؛ مجرور به سبب اضافه؛ «چشم» یا «نگاه». ترکیب «قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ» یعنی «زنانی که نگاه خود را فرو میگیرند». لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّپیش از آنان، هیچ انسان و جنّی با آن زنان آمیزش نکرده است. لَمْ: حرف نفی، جزم و قلب؛ نفی انجام فعل در گذشته؛ «نکرده است» یا «نکرد». يَطْمِثْهُنَّ: فعل مضارع مجزوم به «لَمْ»؛ از ریشهٔ «طمث»؛ «هُنَّ» ضمیر مفعولیِ پیوسته، به معنای «آنان» و اشاره به زنان؛ «با آنان آمیزش نکرده است». إِنسٌ: اسم، نکره و مرفوع؛ فاعلِ «يَطْمِثْ»؛ از ریشهٔ «أنس»؛ به معنای «انسان» یا «آدمی». قَبْلَهُمْ: «قَبْلَ» ظرف زمان به معنای «پیش از»؛ منصوب و مضاف؛ «هُمْ» ضمیر پیوسته و مضافإلیه، به معنای «آنان»؛ «پیش از آنان». مرجع ضمیر، همراهان یا انسانهای پیشینِ یادشده در سیاق آیه است. وَلَا: «وَ» حرف عطف، به معنای «و»؛ «لَا» حرف نفی؛ «و نه». جَانٌّ: اسم، نکره و مرفوع؛ معطوف به «إِنسٌ» و فاعلِ فعل «يَطْمِثْ»؛ از ریشهٔ «جنن»؛ به معنای «جنّ». |
