055-041-013-رحمن

« Back to Glossary Index
زیرا گناهکاران در آن زمان به علامتِ خود شناخته میشوند و زُلف و پای آنان را برای افکندن به دوزخ میگیرند (همانطور که امروزه نیز اشخاصِ بد جنس در چشمِ مردمانِ دقیق و روان شناس و قیافه شناس شناخته میشوند، بدون اینکه خودشان یا کسی دیگر آنها را معرفی کند) (41)
يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ

گناهکاران از نشانه‌هایشان شناخته می‌شوند؛ پس از پیشانی‌ها و پاها گرفته می‌شوند.

يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ

گناهکاران از نشانه‌هایشان شناخته می‌شوند.

يُعْرَفُ
ریشه: ع‌ر‌ف؛ فعل مضارع مجهول، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ شناخته می‌شود.

الْمُجْرِمُونَ
ریشه: ج‌ر‌م؛ اسم فاعل از «أَجْرَمَ»، جمع مذکر سالم، مرفوع؛ گناهکاران، مجرمان.

بِسِيمَاهُمْ
ریشهٔ «سِيمَا»: و‌س‌م؛ «بِـ» حرف جر، «سِيمَا» اسم مجرور و به‌معنای نشانه و علامت، «هُمْ» ضمیر پیوستهٔ جمع مذکر و در جایگاه مضافٌ‌إلیه؛ با نشانه‌هایشان.


فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ

پس از پیشانی‌ها و پاها گرفته می‌شوند.

فَـ
حرف عطف یا نتیجه؛ پس، بنابراین.

يُؤْخَذُ
ریشه: أ‌خ‌ذ؛ فعل مضارع مجهول، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ گرفته می‌شود.

بِالنَّوَاصِي
ریشه: ن‌ص‌ی؛ «بِـ» حرف جر، «النَّوَاصِي» جمع «نَاصِيَة»، اسم مجرور؛ به پیشانی‌ها، از پیشانی‌ها.

وَ
حرف عطف؛ و.

الْأَقْدَامِ
ریشه: ق‌د‌م؛ جمع «قَدَم»، اسم مجرور؛ پاها.

 

Nach oben scrollen