| بر علیه شما در آنصورت، شعله های آتشین بی دود، و هم گازی فرستاده می شود، و شما از خود دفاع نتوانید کرد (بر طبقِ آنچه در سوره جن و سوره صافات و سوره هایی دیگر است، وقتی فضانوردانِ جن و انس موردِ حمله ی آتشینِ نفوسِ شبهِ انسانِ کره ی ماه دارِ منظومه ی شمسی، مخصوصاً مریخ، قرار می گیرند که بتوانند پایگاهی برای شنیدنِ صدای مردم آنجاها در فضا بسازند) (۳۵) |
| يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنْتَصِرَانِ بر شما دو تن شعلهای از آتش و دودِ گداخته فرستاده میشود؛ پس نمیتوانید خود را نجات دهید. يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍبر شما دو تن شعلهای از آتش فرستاده میشود. يُرْسَلُ: از ریشهٔ «ر ـ س ـ ل»؛ فعل مضارع مجهول، سومشخص مفرد مذکر؛ «فرستاده میشود». عَلَيْكُمَا: «عَلَى» حرف جر به معنای «بر» + «كُمَا» ضمیر پیوستهٔ تثنیه؛ «بر شما دو تن». شُوَاظٌ: اسم، نکره، مرفوع؛ به معنای «شعلهٔ بیدود یا شعلهٔ همراه با دود». مِنْ: حرف جر؛ «از». نَارٍ: اسم، مجرور به «مِنْ»، از ریشهٔ «ن ـ و ـ ر»؛ «آتش». وَنُحَاسٌو دودِ گداخته. وَ: حرف عطف؛ «و». نُحَاسٌ: اسم، نکره، مرفوع و معطوف به «شُوَاظٌ»؛ به معنای «دودِ گداخته» یا «مسِ گداخته». فَلَا تَنْتَصِرَانِپس نمیتوانید خود را نجات دهید. فَ: حرف نتیجه و پیوند؛ «پس». لَا: حرف نفی؛ «نمی». تَنْتَصِرَانِ: از ریشهٔ «ن ـ ص ـ ر»؛ فعل مضارع، دومشخص تثنیه؛ «شما دو تن یاری میگیرید، پیروز میشوید یا خود را نجات میدهید». در اینجا با توجه به سیاق، معنای «نمیتوانید خود را نجات دهید» دارد. |
