| آن زمانِ معروف، یعنی هزارهٔ آخر دنیا که مقدمهٔ قیامت کبری و زندهشدن مردگان است، نزدیک شد و ماه به دو نیم تقسیم گشت. (از این مطلب فهمیده میشود که امروزه، بر اساس نشانههای قرآن، بشر در ابتدای این هزاره زندگی میکند و بهزودی، با کسب اطلاعات دقیق دربارهٔ ماه، خواهد فهمید که ماه، طبق آثاری که در آن وجود دارد، بهوسیلهٔ پیامبر اسلام به دو نیم تقسیم شده است.) (باید توجه داشت که وجود عبارات ابتدایی این سوره، برای هر خوانندهٔ بیغرضی، چه به پیامبری محمد (ص) ایمان داشته باشد و چه نداشته باشد، نشان میدهد که مردم مکه قطعاً شاهد بودند خداوند، از طریق پیامبر اسلام، ماه آسمان را در شبی که کاملاً بدر بود، به دو نیم تقسیم کرد. از این عبارت برمیآید که مخالفان پیامبری او این پدیده را مشاهده کردند و ادعا کردند که ماه واقعی نبوده، بلکه جادویی بوده است که پیامبر اسلام در نظر آنان ایجاد کرده و آنان بر اساس خیالات و تلقینات محمد چنین چیزی را دیدهاند. بنابراین، اگر بخواهیم بر اساس دلایل دیگر، محمد را پیامبر خدا بدانیم، باید یقین داشته باشیم که ماه واقعاً به دو نیم تقسیم شده است؛ و اگر مانند منکرانِ مردم مکه فکر کنیم، باید بگوییم که آنچه به دو نیم تقسیمشده نمایش داده شد، صرفاً تصویری خیالی ناشی از جادو بوده است.) (1) |
| اقتَرَبَتِ السّاعَةُ وَانشَقَّ القَمَرُ رستاخیز نزدیک شد و ماه شکافته شد. اقتَرَبَتِ السّاعَةُرستاخیز نزدیک شد. اقتَرَبَتِ السّاعَةُ وَانشَقَّ القَمَرُو ماه شکافته شد. وَ انشَقَّ القَمَرُ |
این آیات 1 تا 5 از سورهٔ قمر هستندو لحنی بسیار هشداردهنده و تکاندهنده دارند. محورشان این است که با وجود نشانهها، خبرها و هشدارهای روشن، بعضی انسانها بهجای بازنگری در خود، آنها را انکار میکنند و تابع میلهای شخصیشان میمانند. برداشت آیهبهآیه
جمعبندی برداشت اصلی من این است که آیات دربارهٔ مسئولیت انسان در برابر حقیقت سخن میگویند. نشانهدیدن بهتنهایی کافی نیست؛ مهم این است که فرد با چه نیتی و چه ذهنیتی به آن نگاه میکند. اگر میل، تعصب و منفعتطلبی حاکم باشد، حتی روشنترین هشدارها نیز بهانهای برای انکار میشوند. در سطح شخصی، آیات دعوت میکنند که از خود بپرسیم: |
این متن به آغاز سورهٔ قمر اشاره دارد:«اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ * وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ» برداشت من این است که چند لایهٔ تفسیری باید از هم جدا شوند: ۱. برداشت رایج در سنت اسلامی بسیاری از مفسران مسلمان، «وَانشَقَّ الْقَمَرُ» را گزارش یک رخداد واقعی و معجزهآسا در زمان پیامبر اسلام میدانند؛ یعنی ماه به خواست خدا شکافته شد و مخالفان، بهجای ایمان آوردن، آن را «سحر» نامیدند. روایات متعددی نیز در منابع حدیثی اهلسنت و شیعه دربارهٔ این رخداد آمده است. در این خوانش، آیات بهصورت طبیعی چنین معنا میدهند که نشانهای دیده شد، اما گروهی از مردم آن را انکار یا توجیه کردند. ۲. آیا خود آیه بهتنهایی همهٔ جزئیات را اثبات میکند؟ خیر. آیه میگوید «ماه شکافته شد»، اما جزئیاتی مانند:
در خود قرآن توضیح داده نشدهاند. این جزئیات عمدتاً از روایات و تفسیرها به دست میآیند. پس جملهٔ موجود در متن که میگوید «قطعاً مردم مکه شاهد دو نیمشدن واقعی ماه بودند»، یک تفسیر مذهبیِ بسیار قوی و صریح است، اما تنها صورت ممکنِ فهم آیه نیست. ۳. ارتباط آیه با آینده یا «هزارهٔ آخر دنیا» این بخش از متن، از نظر تفسیری محل اشکال است. در قرآن و منابع معتبر اسلامی، تعیین دقیق «هزارهٔ آخر دنیا» یا اینکه بشر اکنون دقیقاً در ابتدای چنین هزارهای باشد، پشتوانهٔ روشن و قطعی ندارد. «اقتربت الساعة» در زبان قرآنی معمولاً بیانگر نزدیکبودن قیامت در مقایسه با عمر جهان و نیز هشدار به انسان دربارهٔ جدی بودن حسابرسی است؛ نه لزوماً یک جدول زمانی با سال و هزارهٔ مشخص. بنابراین، وصل کردن آیه به این ادعا که انسان امروز بهزودی با بررسی ماه «اثبات علمی» شکافتن آن را پیدا خواهد کرد، از خود آیات برنمیآید. ۴. مسئلهٔ آثار علمی بر ماه تا امروز، شواهد علمی پذیرفتهشدهای وجود ندارد که نشان دهد ماه در دورهٔ تاریخیِ زمان پیامبر اسلام به دو بخش جداگانه تقسیم شده و سپس دوباره به هم پیوسته است. ماه شکافها، گسلها، درهها و ساختارهای زمینشناختی فراوانی دارد؛ اما اینها در علم سیارهشناسی معمولاً با فرایندهایی مانند برخورد شهابسنگها، فعالیتهای آتشفشانی قدیمی، انقباض پوسته و نیروهای کشندی توضیح داده میشوند، نه بهعنوان سند رخداد تاریخیِ شقالقمر. این نکته نه اثباتکنندهٔ ناممکنبودن معجزه است و نه اثباتکنندهٔ آن؛ فقط نشان میدهد نباید ادعا کرد که علم امروز چنین معجزهای را تأیید کرده است. ۵. خوانشهای دیگر برخی مفسران و پژوهشگران احتمال دادهاند که عبارت «وَانشَقَّ الْقَمَرُ» ناظر به نشانهای از آینده، بهویژه وقایع نزدیک قیامت، باشد؛ یا زبان آیه را دارای وجهی تصویری و آخرالزمانی دانستهاند. با این حال، این دیدگاه در برابر تفسیر مشهورِ رخداد تاریخی قرار دارد و اجماع اصلیِ تفسیری مسلمانان معمولاً با همان تفسیر تاریخی است. جمعبندی
|
