050-014-036-ق

« Back to Glossary Index
و مردم آن شهرِ پر درخت (مقصود، مردمِ شهرِ مدین است که پیغمبرشان شعیب بود و مدتی قبل از حضرت موسی، بواسطه مخالفت با پیغمبرشان، دچار عذاب الله شدند و باید دانست که شعیب پدر زن موسی نیست و آنان که او را پدر زن موسی دانسته اند، اشتباه کرده اند) و قوم تبع (مردمِ بت پرستی بودند طرفدار ذونواس پادشاه ماقبلِ آخر سلسله تبایعه یمن که تازه مسیحی شدگان را اذیت میکردند و عاقبت با پادشاهِ خود مغلوبِ حبشيان شدند، در حدود ۱۰۰ سال قبل از بعثت پیغمبر اسلام) تمامی این گروهها، پیغمبران را انکار کردند و دچار وعده عذاب من شدند (این توجه دادنِ خدای بزرگ در قرآن به کفار مکه، اعلام خطر میکند که بزودی آنان نیز دچار عذابهای الله میشوند و پیغمبر اسلام و مسلمین بر ایشان پیروز میگردند و این پیشگوئی در حدود ده سالِ دیگر عملی گردید و پس از هجرت پیغمبر اسلام از مکه به مدینه، مردم مکه هم دچار قحطی و هم دچار ابرهای گازدار خفه کننده و هم باقیماندگان آنان دچار شکستِ جنگی و کشته شدن بدست مسلمین و بالاخره مردم عادی و کم تقصیر آن، تسليم حکومت مسلمین شدند) پس وعده های عذابی که من بوسیله پیغمبرانم به این گروهها دادم، همه راست آمد (یعنی مردم کنجکاو باید از این حوادث متوجه شوند که پیغمبرانِ مزبور، همه حقیقتاً از جانب خالق عالم بودند و بنابر این، پیغام ایشان که بر اساسِ اعلام خطرِ مردم به زندگی دوبارهِ ایشان در آخرت و وجود بهشت و جهنم است، حتما راست است) (14)
وَأَصحابُ الأَيكَةِ وَقَومُ تُبَّعٍ ۚ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعيدِ

و یاران بیشه و قوم تُبّع نیز، همگی پیامبران را تکذیب کردند؛ پس وعدهٔ عذاب من تحقق یافت.

وَأَصحابُ الأَيكَةِ وَقَومُ تُبَّعٍ

و یاران بیشه و قوم تُبّع نیز.

وَأَصحابُ
ریشه: ص‌ح‌ب؛ اسم، جمع «صاحِب»؛ مبتدا و مرفوع، و علامت رفع آن ضمه است. «یاران، همراهان».

الأَيكَةِ
ریشه: أ‌ی‌ک؛ اسم، مضاف‌إلیه و مجرور؛ «بیشهٔ انبوه، درختستان». «الأیکة» نام سرزمین یا منطقه‌ای پوشیده از درختان بود.

وَقَومُ
ریشه: ق‌و‌م؛ اسم جمع، معطوف و مرفوع؛ «قوم، گروه، مردم».

تُبَّعٍ
ریشه: ت‌ب‌ع؛ اسم عَلَم و مضاف‌إلیه، مجرور؛ «تُبّع» عنوان یا نام پادشاهان یمن، و در اینجا نام قومی منسوب به تُبّع است.


كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ

همگی پیامبران را تکذیب کردند.

كُلٌّ
ریشه: ک‌ل‌ل؛ اسم، مبتدا و مرفوع؛ «همه، همگی». تنوین آن بر نکره بودن و معنای کلی دلالت دارد.

كَذَّبَ
ریشه: ک‌ذ‌ب؛ فعل ماضی، باب تفعیل؛ فاعل آن ضمیر پنهانِ «هُم» است؛ «تکذیب کردند، دروغگو شمردند، انکار کردند».

الرُّسُلَ
ریشه: ر‌س‌ل؛ جمع «رسول»، مفعول‌به و منصوب؛ «پیامبران، فرستادگان».


فَحَقَّ وَعيدِ

پس وعدهٔ عذاب من تحقق یافت.

فَ
حرف عطف یا نتیجه؛ «پس، بنابراین».

حَقَّ
ریشه: ح‌ق‌ق؛ فعل ماضی؛ «ثابت و قطعی شد، تحقق یافت».

وَعيدِ
ریشه: و‌ع‌د؛ اسم، مضاف به یای متکلم؛ «وعدهٔ من». در اینجا «وعید» به معنای وعدهٔ قطعیِ عذاب و تهدید الهی است. یای پایانی در رسم آیه حذف شده و اصل آن «وَعیدي» است.

Nach oben scrollen