048-021-110-فتح

« Back to Glossary Index
و غیر از این غنیمت، غنیمتهای دیگری در پیش دارید که هنوز بر آنها قدرت نیافته اید ولی الله به آنها احاطه دارد و الله بر هر چیزی تواناست (این غنیمت های آینده، اشاره به غنیمت هائی است که پس از فتح خیبر، در جنگهای کوچک و بزرگی با پیروزیهای کاملی نصیب مسلمانان شد تا آنجا که علاوه بر تمام عربستان بر ایران و بسیاری از شهرهای رومیان و شمال آفریقا و شامات نیز مسلط شدند) (۲۱)
وَأُخْرَىٰ لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْهَا قَدْ أَحَاطَ اللَّهُ بِهَا ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا

و [پیروزی] دیگری که بر آن توان نیافته بودید، خدا آن را در احاطهٔ خود داشت؛ و خدا بر هر چیزی تواناست.


وَأُخْرَىٰ

و دیگری
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف، به معنی «و».
  • أُخْرَىٰ: اسم مؤنث، مفرد، نکره؛ از ریشهٔ «أ خ ر» به معنی «دیگر، دیگری». در اینجا به معنای «پیروزی یا نعمت دیگر» که از سیاق فهمیده می‌شود.

لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْهَا

که بر آن توان نیافته بودید
شرح واژه‌ها:

  • لَمْ: حرف نفی و جزم، فعل مضارع را به گذشتهٔ منفی برمی‌گرداند.
  • تَقْدِرُوا: فعل مضارع مجزوم به «لم»، ریشهٔ «ق د ر»، صیغهٔ جمع مخاطب؛ به معنی «توانستید».
  • عَلَيْهَا: «عَلى» حرف جر به معنی «بر»، «ها» ضمیر مؤنث مفرد، اشاره به «أخرىٰ».

قَدْ أَحَاطَ اللَّهُ بِهَا

خدا آن را در احاطهٔ خود داشت
شرح واژه‌ها:

  • قَدْ: حرف تحقیق، دلالت بر تحقق و قطعیت فعل دارد.
  • أَحَاطَ: فعل ماضی، ریشهٔ «ح و ط»، به معنی «فراگرفت، احاطه کرد».
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعل فعل «أحاط».
  • بِهَا: «بِـ» حرف جر، «ها» ضمیر مؤنث مفرد؛ یعنی «به آن، پیرامون».

وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَديرًا

و خدا بر هر چیزی توانا بوده و هست
** واژه‌ها:**
وَ: حرف عطف.

  • كَانَ: فعل ماضی ناقص، برای بیان استمرارفت در گذشته و حال.
    اللَّهُ: اسم «کان»، مرفوع.
  • عَىٰ: حرف جر، دلالت بر تسلط و قدرت.
  • كُلِّ: اسم، مضاف، به معنی «».
  • شَيْءٍ: اسم، مضافالیه، معنی «چیز».
  • قَدِيرًا: خبر «کان»، صفت مشبهه از ریشهٔ «ق د ر»، به معنی «بسیار توانا».
Nach oben scrollen