048-012-110-فتح

« Back to Glossary Index
راست آن است که شما تصور میکردید، پیغمبر و مؤمنان طرفدار او از این سفر جنگی هرگز بسوی کسانشان برنمیگردند (یعنی دشمنان اسلام تمام ایشان را نابود خواهند کرد) و این تصور در دلهای شما آرایش یافت، آری شما آن گمان بد را کردید و در نتیجه گروهی ضرر دیده شدید. (۱۲)
بَلْ ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَنقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَىٰ أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَزُيِّنَ ذَٰلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَظَنَنتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَكُنتُمْ قَوْمًا بُورًا

بلکه شما گمان بردید که پیامبر و مؤمنان هرگز به سوی خانواده‌های خود بازنخواهند گشت، و این پندار در دل‌های شما آراسته شد، و گمان بد بردید، و شما مردمی تباه بودید.


بَلْ ظَنَنتُمْ

بلکه شما گمان بردید.
شرح واژه‌ها:

  • بَلْ: حرف اضراب؛ برای برگشتن از سخن پیشین و تصحیح یا رد آن.
  • ظَنَنتُمْ: فعل ماضی؛ ریشه ظ ن ن؛ «گمان بردن». فاعل: واو جماعت (شما).


أَن لَّن يَنقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ

که پیامبر و مؤمنان هرگز بازنگردند.
شرح واژه‌ها:

  • أَن: حرف مصدریه و ناصبه.
  • لَّن: حرف نفی و تأکید برای آینده.
  • يَنقَلِبَ: فعل مضارع منصوب؛ ریشه ق ل ب؛ «بازگشتن».
  • الرَّسُولُ: اسم؛ فاعل مرفوع؛ «پیامبر».
  • وَ: حرف عطف.
  • الْمُؤْمِنُونَ: اسم جمع؛ معطوف بر الرسول؛ فاعل مرفوع؛ «ایمان‌آورندگان».


إِلَىٰ أَهْلِيهِمْ أَبَدًا

به سوی خانواده‌هایشان هرگز.
شرح واژه‌ها:

  • إِلَىٰ: حرف جر؛ «به سوی».
  • أَهْلِيهِمْ: اسم مجرور؛ ریشه أ ه ل؛ «خانواده»، ضمیر هم مضافٌ‌الیه.
  • أَبَدًا: ظرف زمان منصوب؛ برای نفی همیشگی.


وَزُيِّنَ ذَٰلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ

و این [پندار] در دل‌های شما آراسته شد.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • زُيِّنَ: فعل ماضی مجهول؛ ریشه ز ي ن؛ «زیبا و آراسته گردانده شد».
  • ذَٰلِكَ: اسم اشاره؛ مبتدا یا نائب فاعل معنایی؛ اشاره به همان گمان.
  • فِي: حرف جر.
  • قُلُوبِكُمْ: اسم مجرور؛ ریشه ق ل ب؛ «دل‌ها»، ضمیر کم مضافٌ‌الیه.


وَظَنَنتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ

و گمان بد بردید.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • ظَنَنتُمْ: فعل ماضی؛ ریشه ظ ن ن؛ «گمان بردید».
  • ظَنَّ: مفعول مطلق؛ برای تأکید.
  • السَّوْءِ: مضافٌ‌الیه؛ ریشه س و أ؛ «بدی».


وَكُنتُمْ قَوْمًا بُورًا

و شما مردمی تباه بودید.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • كُنتُمْ: فعل ناقص ماضی؛ ریشه ك و ن؛ «بودید».
  • قَوْمًا: خبر «کان» منصوب؛ «گروه، قوم».
  • بُورًا: صفت برای «قومًا»؛ ریشه ب و ر؛ «هلاک‌شده، تباه، بی‌ثمر».
Nach oben scrollen