045-021-067-جاثية

« Back to Glossary Index
آیا کسانی که آن بدیها را کردند، تصور کرده اند، ایشان را در زندگی و مرگشان، به مانندِ هم و مساویِ مومنینِ نیکوکار، حساب می کنیم؟ چه قضاوت بدی میکنند (۲۱)
أَم حَسِبَ الَّذينَ اجتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَن نَجعَلَهُم كَالَّذينَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ سَواءً مَحياهُم وَمَماتُهُم ۚ ساءَ ما يَحكُمونَ

آیا کسانی که مرتکب بدی‌ها شدند پنداشتند که آنان را مانند کسانی قرار می‌دهیم که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، به‌گونه‌ای که زندگی و مرگشان یکسان باشد؟ چه بد داوری می‌کنند.

أَم حَسِبَ الَّذينَ اجتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ

آیا کسانی که مرتکب بدی‌ها شدند پنداشتند؟

  • أَم: ریشه ندارد؛ حرف استفهام و انتقال است؛ در اینجا برای انکار و سرزنش آمده و معنای «آیا مگر» یا «بل آیا» می‌دهد.
  • حَسِبَ: ریشه: ح س ب؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنای اصلی: پنداشت، گمان کرد، حساب کرد؛ در اینجا یعنی «پنداشت».
  • الَّذينَ: ریشه ندارد؛ اسم موصول، جمع مذکر؛ در جمله فاعلِ «حَسِبَ» است؛ معنی: کسانی که.
  • اجتَرَحُوا: ریشه: ج ر ح؛ فعل ماضی، باب افتعال، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» ضمیر فاعلی جمع است؛ معنای اصلی ریشه: زخمی کردن؛ در کاربرد اخلاقی یعنی کسب کردن، مرتکب شدن، انجام دادنِ گناه.
  • السَّيِّئَاتِ: ریشه: س و ء؛ اسم جمع مؤنث سالم، مفعول‌به برای «اجتَرَحُوا»، منصوب با کسره به‌جای فتحه؛ معنی: بدی‌ها، گناهان، کارهای زشت.

أَن نَجعَلَهُم كَالَّذينَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ

که آنان را مانند کسانی قرار دهیم که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند؟

  • أَن: ریشه ندارد؛ حرف مصدری و ناصب؛ فعل مضارع پس از خود را منصوب می‌کند؛ «أَن نَجعَلَهُم…» در معنا مانند یک مصدر است: «قرار دادنِ آنان».
  • نَجعَلَهُم: ریشه: ج ع ل؛ فعل مضارع منصوب به «أَن»؛ فاعل آن ضمیر پنهان «نحن» است؛ «هُم» ضمیر متصل مفعولی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنی: آنان را قرار دهیم، آنان را بگردانیم.
  • كَالَّذينَ: كَـ ریشه ندارد، حرف جرّ تشبیه است به معنی «مانندِ»؛ الَّذينَ اسم موصول جمع مذکر و مجرور به «کاف»؛ معنی: مانند کسانی که.
  • آمَنوا: ریشه: أ م ن؛ فعل ماضی، باب إفعال، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» ضمیر فاعلی جمع است؛ معنی: ایمان آوردند، باور کردند، ایمن شدند.
  • وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنی: و.
  • عَمِلُوا: ریشه: ع م ل؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» ضمیر فاعلی جمع است؛ معنی: انجام دادند، عمل کردند.
  • الصّالِحاتِ: ریشه: ص ل ح؛ جمع مؤنث سالم، مفعول‌به برای «عَمِلُوا»، منصوب با کسره به‌جای فتحه؛ مراد «کارهای صالح» است؛ معنی: کارهای شایسته، اعمال درست، کردارهای نیک.

سَواءً مَحياهُم وَمَماتُهُم

در حالی که زندگی و مرگشان یکسان باشد؟

  • سَواءً: ریشه: س و ي؛ اسم یا مصدر به معنی برابری و یکسانی؛ در اینجا منصوب است و حالتِ «یکسان بودن» را بیان می‌کند؛ معنی: برابر، یکسان، همسان.
  • مَحياهُم: ریشه: ح ي ي؛ اسم زمان یا مصدر میمی؛ «مَحيا» به معنی زندگی، زیستن، دوران زندگی؛ «هُم» ضمیر متصل مضاف‌الیه، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنی: زندگی آنان، دوران زندگی آنان.
  • وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنی: و.
  • مَماتُهُم: ریشه: م و ت؛ اسم زمان یا مصدر میمی؛ معطوف بر «مَحياهُم»؛ «هُم» ضمیر متصل مضاف‌الیه، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنی: مرگ آنان، هنگام مرگ آنان، مردن آنان.

ساءَ ما يَحكُمونَ

چه بد داوری می‌کنند.

  • ساءَ: ریشه: س و ء؛ فعل ماضی جامد برای نکوهش؛ معنی: بد است، زشت است، چه بد است.
  • ما: ریشه ندارد؛ می‌تواند اسم موصول یا نکرهٔ موصوفه باشد؛ در ساختار نکوهش با «ساءَ» به معنی «آنچه» یا «چیزی که» آمده است؛ معنی جمله‌ای: «بد است آنچه داوری می‌کنند».
  • يَحكُمونَ: ریشه: ح ك م؛ فعل مضارع مرفوع، سوم‌شخص جمع مذکر؛ علامت رفع آن ثبوت نون است و «واو» ضمیر فاعلی جمع؛ معنی: داوری می‌کنند، حکم می‌کنند، قضاوت می‌کنند.

تفسیر آیه

«آیا کسانی که بدی‌ها را به دست آورده‌اند گمان کرده‌اند که آنان را مانند کسانی قرار می‌دهیم که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند؛ به‌گونه‌ای که زندگی و مرگشان یکسان باشد؟ چه بد داوری می‌کنند.»

این آیه یک پرسش تند و بیدارکننده است. خداوند می‌پرسد: آیا کسانی که آگاهانه راه گناه، ظلم، فساد و نافرمانی را انتخاب کرده‌اند، خیال می‌کنند سرانجامشان با کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح انجام داده‌اند یکی خواهد بود؟

پاسخ آیه روشن است: نه؛ چنین داوری‌ای با عدالت الهی سازگار نیست.

عبارت:

أَم حَسِبَ الَّذينَ اجتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ

یعنی آیا کسانی که بدی‌ها را «کسب کرده‌اند» یا با دست خود مرتکب شده‌اند، چنین پنداشته‌اند؟

واژه‌ی اجترحوا از ریشه‌ای می‌آید که با «انجام دادن با اعضا و جوارح» ارتباط دارد. یعنی بدی‌ها فقط یک فکر گذرا نبوده، بلکه در رفتار و زندگی آنان وارد شده است. این‌ها کسانی‌اند که بدی را انتخاب کرده، تکرار کرده و بخشی از مسیر زندگی خود ساخته‌اند.

در مقابل، آیه از گروهی سخن می‌گوید که:

آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ

یعنی هم ایمان داشته‌اند و هم عمل صالح. قرآن معمولاً ایمان را جدا از عمل صالح نمی‌آورد، چون ایمان واقعی باید در رفتار انسان اثر بگذارد. ایمان فقط یک ادعای ذهنی یا زبانی نیست؛ باید در عدالت، پاکی، صداقت، خدمت، عبادت و پرهیز از ظلم دیده شود.


معنای «سَواءً مَحياهُم وَمَماتُهُم»

این بخش بسیار مهم است:

سَواءً مَحياهُم وَمَماتُهُم

یعنی آیا زندگی و مرگ این دو گروه برابر است؟

این برابری می‌تواند چند معنا داشته باشد:

۱. زندگی‌شان نزد خدا یکی نیست

ممکن است در ظاهر، انسان گناهکار و انسان مؤمن هر دو بخورند، بخوابند، کار کنند، بیمار شوند و بمیرند؛ اما حقیقت زندگی‌شان یکی نیست.

زندگی مؤمن همراه با معنا، مسئولیت، امید، توبه، بندگی و جهت درست است.
اما زندگی کسی که بدی را انتخاب کرده، هرچند ظاهرش پرزرق‌وبرق باشد، از درون گرفتار بی‌هدفی، ظلم به خود و دوری از خداست.

پس آیه نمی‌گوید مؤمن حتماً در دنیا همیشه ثروتمندتر یا آسوده‌تر است، یا گناهکار همیشه در دنیا شکست‌خورده‌تر است. سخن آیه عمیق‌تر است: ارزش و حقیقت این دو زندگی نزد خدا برابر نیست.

۲. مرگشان یکی نیست

مرگ برای مؤمن پایان پوچ نیست؛ انتقال به وعده‌ی الهی، رحمت و نتیجه‌ی ایمان و عمل صالح است.

اما مرگ برای کسی که با بدی‌ها زندگی کرده و توبه نکرده، آغاز روبه‌رو شدن با حقیقت اعمال خویش است.

بنابراین، آیه می‌گوید نمی‌شود کسی عمرش را در ایمان و صلاح بگذراند و دیگری عمرش را در گناه و فساد، بعد هر دو در پایان نزد خدا یکسان باشند.

۳. سرانجامشان در آخرت یکی نیست

مهم‌ترین معنای آیه این است که قیامت و حساب الهی بر اساس عدالت است. اگر نیکوکار و بدکار یکسان باشند، عدالت بی‌معنا می‌شود.

این آیه در حقیقت به انسان هشدار می‌دهد که جهان بی‌حساب نیست. اعمال انسان گم نمی‌شوند. خوبی و بدی وزن دارند. انتخاب‌های انسان نتیجه دارند.


«ساءَ ما يَحكُمونَ» یعنی چه؟

در پایان آیه می‌فرماید:

ساءَ ما يَحكُمونَ

یعنی چه بد حکم می‌کنند؛ چه داوری نادرستی دارند.

این جمله، قضاوت کسانی را رد می‌کند که خیال می‌کنند ایمان و عمل صالح با گناه و فساد فرقی ندارد. چنین نگاهی، هم بی‌عدالتی نسبت به نیکوکاران است، هم سبک شمردن گناهکاران نسبت به مسئولیت خودشان.

انسان گاهی با زبان نمی‌گوید «من و مؤمنان یکسانیم»، اما در عمل طوری زندگی می‌کند که انگار حسابی در کار نیست. آیه همین خیال پنهان را هم می‌شکند.


پیام اصلی آیه

پیام آیه این است:

خداوند میان انسانِ اهل ایمان و عمل صالح، با انسانی که بدی را انتخاب کرده و بر آن مانده، تفاوت می‌گذارد؛ هم در ارزش زندگی، هم در لحظه‌ی مرگ، و هم در سرانجام آخرت.

این آیه دعوت به ترس کورکورانه نیست؛ دعوت به بیداری است. می‌گوید زندگی اخلاقی و ایمانی بی‌نتیجه نمی‌ماند، و گناه و ظلم هم بی‌حساب رها نمی‌شود.


جمع‌بندی کوتاه

این آیه می‌گوید:

  • جهان بر پایه‌ی عدالت الهی اداره می‌شود.
  • ایمان بدون عمل کافی نیست؛ عمل صالح نشانه‌ی ایمان زنده است.
  • گناهکار و نیکوکار نزد خدا برابر نیستند.
  • ظاهر زندگی‌ها ممکن است شبیه باشد، اما حقیقت و پایان آن‌ها یکی نیست.
  • بدترین داوری این است که انسان فکر کند هر طور زندگی کند، نتیجه‌اش فرقی ندارد.

در یک جمله:

آیه ۲۱ سوره جاثیه هشدار می‌دهد که زندگی انسان بی‌حساب نیست؛ انتخاب میان ایمان و گناه، انتخاب میان دو سرانجام متفاوت است.

اجْتَرَحُوا

اجْتَرَحُوا فعل ماضی عربی است و معمولاً به معنی مرتکب شدند، انجام دادند، به دست آوردند می‌آید؛ بیشتر دربارهٔ کارهای بد، گناه، خطا و بدی‌ها به کار می‌رود.


ساختار صرفی

موردتوضیح
واژهاجْتَرَحُوا
ریشهج ـ ر ـ ح
وزناِفْتَعَلُوا
بابافتعال: اِجْتَرَحَ ـ یَجْتَرِحُ
زمانماضی
شخصسوم‌شخص جمع مذکر
معنی تحت‌اللفظیآنان انجام دادند / مرتکب شدند

کاربرد در زبان عربی

این فعل بیشتر در ترکیب‌هایی مانند این‌ها دیده می‌شود:

  • اجترحوا السيئات
    یعنی: بدی‌ها را مرتکب شدند.
  • اجترحوا الذنوب
    یعنی: گناهان را انجام دادند.
  • اجترحوا الآثام
    یعنی: مرتکب گناهان شدند.

نمونه قرآنی

أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ…

معنی:
آیا کسانی که بدی‌ها را مرتکب شدند گمان کردند…

در این کاربرد، اجترحوا بار معنایی منفی دارد و فقط «انجام دادن» ساده نیست، بلکه انجام دادن کاری ناپسند یا گناه‌آلود را می‌رساند.


اطلاعات ریشه‌شناسی

ریشهٔ ج ـ ر ـ ح در عربی در اصل به معنی زخم زدن، شکافتن، بریدن است.

از همین ریشه واژه‌های زیر ساخته شده‌اند:

  • جُرْح: زخم
  • جِراحَة: جراحی / زخم
  • جارِحَة: عضو بدن؛ همچنین حیوان شکاری
  • جَوارِح: اعضای بدن، به‌ویژه دست‌ها و پاها؛ همچنین پرندگان یا حیوانات شکاری

رابطهٔ معنایی آن با اجترحوا چنین است:

در عربی قدیم، کاری که انسان با اعضای بدن خود انجام می‌دهد، نوعی «کسب کردن» یا «به دست آوردن» شمرده می‌شد. از همین‌جا اجترح معنای با عمل خود به دست آوردن پیدا کرد، و سپس بیشتر دربارهٔ کسب گناه و ارتکاب بدی به کار رفت.

بنابراین مسیر معنایی آن چنین است:

زخم زدن / اثر گذاشتن → عمل کردن با اعضای بدن → کسب کردن با عمل → مرتکب شدن، به‌ویژه بدی


۳ مترادف

واژه عربیمعنی فارسی
ارتكبوامرتکب شدند
اقترفوادست به گناه یا خطا زدند
اكتسبوابه دست آوردند / کسب کردند، به‌ویژه در مورد عمل

۳ متضاد

واژه عربیمعنی فارسی
اجتنبوادوری کردند
تركوارها کردند / انجام ندادند
امتنعواخودداری کردند
Nach oben scrollen