038-085-040-ص

« Back to Glossary Index
که دوزخ را از امثالِ تو و تمام کسانی از انسانها که از امثال تو پیروی کرده باشند، پر خواهم نمود (سوء استفاده چیان مذهبی بزرگترین دسته امثال شیطانِ اولیه اند، که مردم را با دروغهائی که بنام روایاتی از مردگان مقدس به شرک و اختلاف مذهب ها و تقليد از بزرگان و خرافات و موهومات میکشانند) (۸۵)

لَأَملَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنهُم أَجمَعينَ

«قطعاً جهنم را از تو و از کسانی از آنان که از تو پیروی کردند، همگی، پُر خواهم کرد.»

لَأَملَأَنَّ
ریشه: «م ل أ»؛ فعل مضارع متکلم وحده، از باب ثلاثی مجرد «مَلَأَ ـ يَملَأُ»؛ لامِ ابتدای آن لامِ قسم است و نونِ مشدد، نونِ تأکید ثقیله؛ معنا: «قطعاً پُر می‌کنم / پُر خواهم کرد».

جَهَنَّمَ
نام خاصِ دوزخ؛ اسم منصوب و مفعولٌ‌بهِ فعل «لَأَملَأَنَّ»؛ معنا: «جهنم».

مِنكَ
«مِن»: حرف جر؛ برای بیانِ چیزی که جهنم از آن پُر می‌شود؛ معنا: «از».
«كَ»: ضمیر متصلِ مخاطب، در محل جر با «مِن»؛ اشاره به ابلیس؛ معنا: «تو».

وَ
حرف عطف؛ معنا: «و».

مِمَّن
«مِن»: حرف جر؛ معنا: «از».
«مَن»: اسم موصول مبنی، در محل جر با «مِن»؛ معنا: «کسی که / آنان که».

تَبِعَكَ
ریشه: «ت ب ع»؛ فعل ماضی، سوم شخص مفرد مذکر، از «تَبِعَ ـ يَتبَعُ»؛ صلهٔ «مَن»؛ معنا: «پیروی کرد».
«كَ»: ضمیر متصلِ مخاطب، در محل نصب مفعولٌ‌به؛ معنا: «تو را / از تو».

مِنهُم
«مِن»: حرف جر؛ برای بیان گروهی که پیروان از میان آنان‌اند؛ معنا: «از».
«هُم»: ضمیر متصلِ غایبِ جمع مذکر، در محل جر با «مِن»؛ معنا: «آنان».

أَجمَعينَ
ریشه: «ج م ع»؛ اسم برای تأکیدِ فراگیری، منصوب در حال؛ با ضمیرِ جمع در «مِنهم» و مجموعهٔ «تو و پیروانت» هماهنگ است؛ معنا: «همگی / یکسره».

Nach oben scrollen