| و ما آسمان و زمین و میان آن دو را به باطل نیافریدیم، کسانیکه کفران کردند، چنان تصوری می کنند، پس وای بر کفران کنندگان، از آن آتش (۲۷) |
| وَما خَلَقنَا السَّماءَ وَالأَرضَ وَما بَينَهُما باطِلًا ۚ ذٰلِكَ ظَنُّ الَّذينَ كَفَروا ۚ فَوَيلٌ لِلَّذينَ كَفَروا مِنَ النّارِ و ما آسمان و زمین و آنچه را میان آن دو است، بیهوده نیافریدیم؛ این گمانِ کسانی است که کفر ورزیدند؛ پس وای بر کسانی که کفر ورزیدند، از آتش. وَما خَلَقنَا السَّماءَ وَالأَرضَ وَما بَينَهُما باطِلًاو ما آسمان و زمین و آنچه را میان آن دو است، بیهوده نیافریدیم. وَ حرف عطف یا استیناف است؛ برای پیوند دادن این جمله با سخن پیشین میآید و معنای «و» دارد. ما حرف نفی است؛ فعل گذشتهٔ «خَلَقنا» را منفی میکند و معنای «نه / نـ» میدهد. خَلَقنا از ریشهٔ «خ ل ق» به معنای آفریدن، پدید آوردن و اندازهمند ساختن است؛ فعل ماضی، صیغهٔ اول شخص جمع، و «نا» ضمیر پیوستهٔ فاعلی است؛ یعنی «ما آفریدیم». السَّماءَ از ریشهٔ «س م و» به معنای بلندی و بالا رفتن است؛ اسم مفرد مؤنث، معرفه با «ال»، منصوب و مفعولبهِ «خَلَقنا» است؛ یعنی «آسمان». وَالأَرضَ «وَ» حرف عطف است؛ «الأرضَ» از ریشهٔ «أ ر ض» و به معنای زمین است؛ اسم مفرد مؤنث، معرفه با «ال»، منصوب و معطوف بر «السَّماءَ» است؛ یعنی «و زمین». وَما «وَ» حرف عطف است؛ «ما» اسم موصول برای غیر عاقل است و معنای «آنچه» دارد؛ در محل نصب و معطوف بر «السَّماءَ وَالأرضَ» است. بَينَهُما از ریشهٔ «ب ي ن» به معنای فاصله، میان و جدایی است؛ «بَينَ» ظرف مکان و مضاف است؛ «هُما» ضمیر پیوستهٔ در محل جرّ مضافالیه و اشاره به آسمان و زمین دارد؛ یعنی «میان آن دو». باطِلًا از ریشهٔ «ب ط ل» به معنای بیهوده بودن، نادرستی و بیاعتباری است؛ اسم یا مصدر در نقش حال، منصوب است؛ یعنی «بیهوده، عبث و بدون هدف». ذٰلِكَ ظَنُّ الَّذينَ كَفَروااین، گمانِ کسانی است که کفر ورزیدند. ذٰلِكَ اسم اشاره برای مفرد مذکرِ دور است؛ در اینجا به مضمونِ بیهوده دانستن آفرینش اشاره دارد؛ یعنی «آن / این». ظَنُّ از ریشهٔ «ظ ن ن» به معنای گمان، پندار و باورِ غیر یقینی است؛ اسم مفرد مذکر، مرفوع و خبرِ «ذٰلِكَ» است؛ یعنی «گمان». الَّذينَ اسم موصول برای جمع مذکر عاقل است؛ در محل جرّ مضافالیه برای «ظَنُّ» قرار دارد؛ یعنی «کسانی که». كَفَروا از ریشهٔ «ك ف ر» به معنای پوشاندن و انکار کردن است؛ فعل ماضی، صیغهٔ سوم شخص جمع مذکر، و «واو» ضمیر پیوستهٔ فاعلی است؛ یعنی «کفر ورزیدند / انکار کردند». فَوَيلٌ لِلَّذينَ كَفَروا مِنَ النّارِپس وای بر کسانی که کفر ورزیدند، از آتش. فَ حرف استیناف یا تفریع است؛ نتیجه و پیامد سخن پیشین را بیان میکند؛ یعنی «پس / بنابراین». وَيلٌ اسم مفرد، مرفوع و در مقام خبر مقدم است؛ به معنای هلاکت، عذاب سخت، وای و افسوس است؛ یعنی «وای». لِلَّذينَ «لِـ» حرف جر است و معنای «برای / بر» دارد؛ «الَّذينَ» اسم موصول برای جمع مذکر عاقل و مجرور با حرف جر است؛ یعنی «برای کسانی که / بر کسانی که». كَفَروا از ریشهٔ «ك ف ر» به معنای انکار و ناسپاسی است؛ فعل ماضی، صیغهٔ سوم شخص جمع مذکر، و «واو» فاعل آن است؛ یعنی «کفر ورزیدند». مِنَ حرف جر است؛ در اینجا برای بیان منشأ یا سبب عذاب میآید؛ یعنی «از». النّارِ از ریشهٔ «ن و ر» یا «ن ي ر» و به معنای آتش است؛ اسم مفرد مؤنث، معرفه با «ال»، مجرور با «مِن» است؛ یعنی «آتش». |
038-027-040-ص
« Back to Glossary Index
