038-025-040-ص

« Back to Glossary Index
پس ما آن گناهش را بخشیدیم، و برای او به يقين نزد ما، تقربی و باز گشت خوبی خواهد بود (باید دانست که چون داوود متوجه توبيخِ خالق عالم شد و توبه نمود، الله بوسیله ناتان نبی گفت، بزودی از سلطنت رانده خواهی شد و در دنیا به مجازات شدیدی میرسی، ولی چون توبه کردی، دوباره به سلطنت بازگشت خواهی نمود، و چیزی نگذشت که بواسطه شورش پسرش، از سلطنت رانده شد و بکوه های زیتون پناه برد، و در آنجا به طرزی که در بالا گفته شد، مورد لطف پروردگار عالم قرار گرفت، و خالق عالم کاری کرد که هم بمقام نبوت برسد و هم دوباره بسلطنت خویش برگردد) (۲۵)
فَغَفَرنا لَهُ ذٰلِكَ ۖ وَإِنَّ لَهُ عِندَنا لَزُلفىٰ وَحُسنَ مَآبٍ

پس این [لغزش] را برای او آمرزیدیم؛ و بی‌تردید برای او نزد ما منزلتی نزدیک و فرجامی نیکوست.

فَغَفَرنا لَهُ ذٰلِكَ

پس این [لغزش] را برای او آمرزیدیم.

فَ
حرف استئناف یا عطف؛ برای پیوند دادن این جمله با ماجرای پیشین و رساندن معنای «پس / آنگاه».

غَفَرنا
فعل ماضی، صیغهٔ اول‌شخص جمع، از ریشهٔ «غ ف ر»؛ «آمرزیدیم، پوشاندیم و بخشیدیم». «نا» ضمیر متصل و فاعل است و به الله اشاره دارد.

لَهُ
«لِ» حرف جر، به معنای «برایِ»؛ «هُ» ضمیر متصلِ مجرور، مفرد مذکر، اشاره به داوود؛ یعنی «برای او».

ذٰلِكَ
اسم اشارهٔ مبنی برای مفرد مذکرِ دور، در محل نصب مفعول‌به؛ یعنی «آن، این [کار یا لغزش]». اشاره به آنچه پیش‌تر از داوود رخ داده بود.


وَإِنَّ لَهُ عِندَنا لَزُلفىٰ وَحُسنَ مَآبٍ

و بی‌تردید برای او نزد ما منزلتی نزدیک و فرجامی نیکوست.

وَ
حرف عطف یا استئناف؛ به معنای «و».

إِنَّ
حرف تأکید و نصب؛ برای تأکید بر مضمون جمله، به معنای «همانا، بی‌تردید».

لَهُ
«لِ» حرف جر، به معنای «برایِ»؛ «هُ» ضمیر متصلِ مجرور، مفرد مذکر، اشاره به داوود؛ یعنی «برای او».

عِندَنا
«عِندَ» ظرف مکان، منصوب و مضاف؛ به معنای «نزد، پیشِ». «نا» ضمیر متصل در محل جر مضاف‌الیه، اشاره به الله؛ یعنی «نزد ما».

لَ
لامِ مزحلِقه یا لامِ تأکید؛ برای تأکید بیشتر، به معنای «قطعاً، بی‌تردید».

زُلفىٰ
اسم «إنَّ» مؤخر، منصوب با فتحهٔ مقدر بر الف مقصور؛ از ریشهٔ «ز ل ف»، به معنای «نزدیکی، منزلت و مقام نزدیک». مقصود: تقرب و جایگاه بلند نزد الله.

وَ
حرف عطف؛ به معنای «و».

حُسنَ
اسم معطوف بر «زُلفىٰ»، منصوب؛ از ریشهٔ «ح س ن»، به معنای «نیکی، زیبایی و خوشی». در ترکیب با «مَآب» یعنی «فرجامِ نیکو».

مَآبٍ
مضاف‌الیه، مجرور با کسره؛ از ریشهٔ «أ و ب»، مصدر میمی به معنای «بازگشتن، محل بازگشت و سرانجام». مراد: بازگشتگاه و فرجام نیکو نزد الله.

Nach oben scrollen