036-083-043-يس

« Back to Glossary Index
بنابر این کسی که تشکیلاتِ تمام چیزها بدستِ اختیار اوست، از نسبتها و چون و چراهای مردمان نادان و یا مغرض و مغرور پاک است و حتما شما انسانها پس از مرگ دوباره زنده میشوید و بسوی او باز میگردید، همانطور که از سوی او از زمین آخرت آمده اید (این مطالب را وقتی درک می کنیم که باز به راهنمائیهای قرآن و تحقیقات دانشمندان فهمیم که هر چه در زمین است، پس از پرتاب زمین از خورشید بوجود آمده و خورشید نیز از خورشید و یا جرمی دیگر و همه از مرکز خلقت و از قدرت مرکزی خلقت که الله باشد، بوجود آمده اند و دوباره بسوی مرکز خود جمع میشوند و بر می گردند، همانطور که موشک و ماه مصنوعی پرتاب شده از زمین دوباره به زمین باز می گردد، مگر آنکه در جاذبه قدرتی قوی تر قرار گیرند) (۸۳)
فَسُبحانَ الَّذي بِيَدِهِ مَلَكوتُ كُلِّ شَيءٍ وَإِلَيهِ تُرجَعونَ

پس پاک و منزّه است آن‌که فرمانرواییِ هر چیزی به دست اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید.

فَسُبحانَ الَّذي بِيَدِهِ مَلَكوتُ كُلِّ شَيءٍ

پس پاک و منزّه است آن‌که فرمانرواییِ هر چیزی به دست اوست.

فَ
ریشه: ندارد؛ حرف است.
گرامر: حرف عطف یا نتیجه.
معنی: پس، بنابراین.

سُبحانَ
ریشه: س‌ب‌ح.
گرامر: اسم مصدر و منصوب؛ در اینجا برای تنزیه و پاک دانستن الله به کار رفته است.
معنی: پاک و منزّه بودن، منزّه است.

الَّذي
ریشه: ندارد؛ اسم موصول است.
گرامر: اسم موصول مفرد مذکر؛ در جایگاه صفت یا بدل برای الله.
معنی: آن‌که، کسی که.

بِـ
ریشه: ندارد؛ حرف جر.
گرامر: حرف جر.
معنی: به، با، در اختیارِ.

يَدِهِ
ریشه: ی‌د‌ی.
گرامر: «یَد» اسم مجرور به «بِـ» و «ـهِ» ضمیر متصل، مضافٌ‌إلیه.
معنی: دست او؛ در این عبارت کنایه از قدرت و اختیار اوست.

مَلَكوتُ
ریشه: م‌ل‌ک.
گرامر: اسم مرفوع و مبتدا؛ مضاف است.
معنی: فرمانروایی، سلطنت، مالکیت و اختیار کامل.

كُلِّ
ریشه: ندارد؛ واژه‌ای برای فراگیری و شمول است.
گرامر: مضافٌ‌إلیه مجرور و مضاف.
معنی: هر، همهٔ.

شَيءٍ
ریشه: ش‌ی‌ء.
گرامر: مضافٌ‌إلیه مجرور.
معنی: چیز، موجود، هر آنچه وجود دارد.


وَإِلَيهِ تُرجَعونَ

و به سوی او بازگردانده می‌شوید.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف است.
گرامر: حرف عطف.
معنی: و.

إِلَى
ریشه: ندارد؛ حرف جر.
گرامر: حرف جر.
معنی: به سوی.

ـهِ
ریشه: ندارد؛ ضمیر است.
گرامر: ضمیر متصل، مجرور به حرف جر «إِلَى».
معنی: او؛ در اینجا منظور الله است.

تُرجَعونَ
ریشه: ر‌ج‌ع.
گرامر: فعل مضارع مجهول، دوم‌شخص جمع مذکر؛ مرفوع و نشانهٔ رفع آن «ثبوت نون» است.
معنی: بازگردانده می‌شوید، بازگردانیده خواهید شد.

عبارت «مَلَکوتُ کُلِّ شَیءٍ» یعنی:

ملکوتِ هر چیز یا باطن و حقیقتِ معنویِ همه‌چیز

بررسی واژه‌ها

۱. مَلَکوت

مَلَکوت واژه‌ای عربی است و از ریشهٔ ثلاثی م ـ ل ـ ک می‌آید؛ همان ریشه‌ای که واژه‌های زیر نیز از آن ساخته شده‌اند:

  • مُلک: فرمانروایی، پادشاهی، قلمرو
  • مَلِک: پادشاه
  • مالِک: صاحب و دارنده
  • مِلک: دارایی و مالکیت
  • مَلَکوت: قلمرو، سلطه یا حقیقتِ وابسته به فرمانروایی

پس از نظر ریشه‌شناختی، «ملکوت» با مفهوم مالکیت، فرمانروایی و سلطه ارتباط دارد؛ اما در کاربرد دینی و عرفانی، معنای آن گسترده‌تر شده است.

در فارسی، «ملکوت» معمولاً به این معناها به کار می‌رود:

  • جهان غیب و معنا
  • باطن و حقیقت درونی موجودات
  • وجه الهی و غیرمادی جهان
  • قلمرو فراتر از جهان محسوس
  • نظامی که همهٔ موجودات در آن تحت فرمان خدا هستند

۲. کُلِّ شَیءٍ

این ترکیب یعنی:

هر چیز، همه‌چیز یا تمام موجودات

در عربی، کُلّ به معنای «همه» و شَیء به معنای «چیز» است. عبارت کُلِّ شَیءٍ به دلیل ساختار اضافی، معنای «هر چیز» یا «همهٔ چیزها» می‌دهد.

معناهای ممکن عبارت

بسته به بافت، «مَلَکوتُ کُلِّ شَیءٍ» می‌تواند چند معنا داشته باشد:

۱. معنای عرفانی

حقیقت باطنی و معنوی همهٔ موجودات

در این برداشت، هر چیزی دو جنبه دارد:

  • ظاهر محسوس و مادی
  • باطن و حقیقت معنوی

«ملکوت هر چیز» یعنی آن سویهٔ پنهان و الهی که حقیقت آن موجود را تشکیل می‌دهد.

۲. معنای الهیاتی

فرمانروایی و مالکیت مطلق خدا بر همه‌چیز

در این معنا، عبارت به این اندیشه اشاره می‌کند که همهٔ موجودات در اختیار خدا هستند و هستی آنان به ارادهٔ او وابسته است.

۳. معنای فلسفی

نظام علّی و حقیقت غیرمحسوسِ حاکم بر موجودات

در یک خوانش فلسفی، «ملکوت» می‌تواند به ساختار یا حقیقتی اشاره کند که پشت پدیده‌های ظاهری قرار دارد؛ یعنی چیزی فراتر از آنچه با حواس دیده و سنجیده می‌شود.

۴. معنای ادبی و شاعرانه

جهان درونی و راز پنهان هر چیز

در متن ادبی، این عبارت ممکن است به راز، روح، معنا یا هویت پنهان اشیا اشاره کند؛ برای مثال، «دیدن ملکوت گل» یعنی دیدن معنای ژرف و فراتر از ظاهر گل.

۵. معنای مربوط به قدرت و سلطه

با توجه به معنای اصلی ریشهٔ م ـ ل ـ ک، عبارت می‌تواند چنین فهمیده شود:

فرمانروایی بر همه‌چیز یا سلطه بر تمام موجودات

البته در این معنا، تعبیرهای مُلکِ کلّ شیء یا مُلکوتِ کلّ شیء از نظر کاربرد و بار معنایی یکسان نیستند. «ملکوت» معمولاً رنگی معنوی و غیبی دارد.

ارتباط با قرآن

این تعبیر با مضمون آیهٔ زیر پیوند نزدیکی دارد:

فَسُبْحانَ الَّذی بِیَدِهِ مَلَکوتُ کُلِّ شَیءٍ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ
سورهٔ یس، آیهٔ ۸۳

ترجمهٔ نزدیک به لفظ:

پس پاک و منزّه است آن‌که ملکوتِ هر چیزی به دست اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید.

در این آیه، «ملکوت کلّ شیء» بیشتر به معنای اختیار، فرمانروایی، مالکیت و حقیقت وجودی همه‌چیز در دست خدا است. «به دست او بودن» نیز کنایه از قدرت کامل و سلطهٔ مطلق است، نه الزاماً دست جسمانی.

نکتهٔ دستوری

در ترکیب کامل قرآنی:

مَلَکوتُ کُلِّ شَیءٍ

  • مَلَکوتُ: مبتدا یا بخشی از ساختار اسمی، و مرفوع
  • کُلِّ: مضافٌ‌إلیه، و مجرور
  • شَیءٍ: مضافٌ‌إلیه برای «کل»، و مجرور

بنابراین، ترجمهٔ دقیق آن بر اساس بافت می‌تواند چنین باشد:

حقیقت و فرمانرواییِ همه‌چیز
باطن معنویِ هر چیز
اختیار و مالکیت مطلق بر تمام موجودات

Nach oben scrollen