036-071-043-يس

« Back to Glossary Index
آیا کفران کنندگان دقت نکرده اند که ما چرا باید، به دستهای خودمان برای ایشان حیوانات خوراکی ای را بیافرینیم و ایشان را صاحب اختیار آنها کنیم؟ (۷۱)
أَوَلَم يَرَوا أَنّا خَلَقنا لَهُم مِمّا عَمِلَت أَيدينا أَنعامًا فَهُم لَها مالِكونَ

آیا ندیدند که ما برای آنان، از آنچه دستانمان ساخته‌اند، چهارپایانی آفریدیم که مالک آن‌ها هستند؟

أَوَلَم يَرَوا

آیا ندیدند؟

أَ: همزهٔ استفهام؛ برای پرسش، با معنای «آیا».

وَ: حرف عطف؛ به معنای «و».

لَم: حرف نفی، جزم و قلب؛ فعل مضارع پس از خود را مجزوم می‌کند و معنای آن را به گذشتهٔ منفی تبدیل می‌کند: «ندیدند».

يَرَوا: فعل مضارع از ریشهٔ «ر‌أ‌ی»؛ به معنای «می‌بینند». به‌سبب «لَم» مجزوم است و علامت جزم آن حذف حرف علّه است. «واو» ضمیر متصل، فاعل و نشانهٔ جمع مذکر غایب است.


أَنّا خَلَقنا لَهُم

که ما برای آنان آفریدیم.

أَنَّ: حرف مشبّه بالفعل؛ اسم خود را منصوب و خبر خود را مرفوع می‌کند و به معنای «که» است.

نا: ضمیر متصل؛ در «أَنّا» اسم «أَنَّ» و به معنای «ما» است.

خَلَقنا: فعل ماضی از ریشهٔ «خ‌ل‌ق»؛ به معنای «آفریدیم». «نا» ضمیر متصل و فاعل، به معنای «ما» است.

لَهُم: «لِـ» حرف جر، به معنای «برای»؛ «هُم» ضمیر متصل، مجرور و به معنای «آنان». این ترکیب جار و مجرور و وابسته به «خَلَقنا» است.


مِمّا عَمِلَت أَيدينا

از آنچه دستان ما ساخته‌اند.

مِمّا: ترکیب «مِن» و «ما»؛ «مِن» حرف جر، به معنای «از»؛ «ما» اسم موصول، به معنای «آنچه». در اینجا «مِمّا» به معنای «از آنچه» است.

عَمِلَت: فعل ماضی از ریشهٔ «ع‌م‌ل»؛ به معنای «عمل کرد» یا «ساخت». «تاء» پایانی، تاءِ تأنیث ساکن است و با توجه به فاعل مؤنثِ مجازی آمده است.

أَيدينا: جمع «یَد» و به معنای «دستان ما». «أیدی» جمع مکسر است؛ «نا» ضمیر متصل و مضافٌ‌إلیه، به معنای «ما». این واژه فاعل «عَمِلَت» است.


أَنعامًا

چهارپایانی.

أَنعامًا: جمع «نَعَم» یا اسم جمع برای حیوانات اهلی، به‌ویژه شتر، گاو و گوسفند؛ منصوب است و نقش مفعولٌ‌به برای «خَلَقنا» دارد. تنوین فتح نشانهٔ نصب آن است.


فَهُم لَها مالِكونَ

پس آنان مالک آن‌ها هستند.

فَ: حرف عطف یا نتیجه؛ به معنای «پس» یا «بنابراین».

هُم: ضمیر منفصل؛ مبتدا و به معنای «آنان».

لَها: «لِـ» حرف جر، به معنای «برای» یا «بر آن‌ها»؛ «ها» ضمیر متصل، مجرور و به معنای «آن‌ها» است. این ترکیب به «أَنعام» بازمی‌گردد.

مالِكونَ: اسم فاعل از ریشهٔ «م‌ل‌ک»؛ به معنای «مالک‌شونده» یا «دارندگان». خبر «هُم» و مرفوع است؛ نشانهٔ رفع آن «واو» است، زیرا جمع مذکر سالم است.

آیات ۷۱ تا ۷۵، به چند نکتهٔ پیوسته اشاره می‌کنند:

۱. نعمت دام‌ها و زندگی انسان

آیات نخست توجه انسان را به دام‌ها جلب می‌کنند؛ حیواناتی که برای زندگی او آفریده و در اختیارش قرار داده شده‌اند. انسان از آن‌ها بهره‌های گوناگون می‌برد:

  • سواری و جابه‌جایی؛
  • تغذیه؛
  • استفاده‌های دیگر مانند پوشاک و مواد گوناگون؛
  • نوشیدنی‌ها، به‌ویژه شیر.

تعبیر «مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَا» بر قدرت و آفرینش مستقیم خداوند تأکید دارد؛ یعنی این نعمت‌ها صرفاً حاصل توانایی بشر نیستند، بلکه اصل وجود و ویژگی‌های سودمند آن‌ها به آفرینش الهی بازمی‌گردد.

۲. رام‌شدن طبیعت

عبارت «وَذَلَّلْنَاهَا لَهُمْ» به این معناست که خداوند بخشی از طبیعت را به‌گونه‌ای قرار داده که انسان بتواند از آن استفاده کند. حیوانی که از نظر جسمانی ممکن است از انسان نیرومندتر باشد، در بسیاری از موارد در خدمت زندگی انسان قرار می‌گیرد.

این نکته، در کنار فایدهٔ عملی، یادآور محدودیت انسان هم هست: انسان مالک حقیقی این نعمت‌ها نیست؛ بلکه بهره‌بردار و مسئول آن‌هاست.

۳. بهره‌مندی باید به شکر برسد

پایان آیهٔ ۷۳ با پرسشی تکان‌دهنده همراه است:

«أَفَلَا يَشْكُرُونَ؟»
«آیا شکر نمی‌کنند؟»

در اینجا شکر فقط گفتنِ «الحمدلله» نیست؛ بلکه شامل سه مرحله است:

  1. شناخت نعمت؛
  2. نسبت‌دادن آن به خداوند؛
  3. استفادهٔ درست و مسئولانه از آن.

پس اگر انسان از نعمت‌ها بهره ببرد اما منشأ آن‌ها را نبیند یا در مصرفشان ستم کند، حقیقت شکر را به‌جا نیاورده است.

۴. ناسازگاری میان بهره‌مندی و شرک

پس از یادآوری نعمت‌ها، آیات از رفتار متناقض انسان سخن می‌گویند: انسان از نعمت‌های خدا استفاده می‌کند، اما به جای او معبودهایی می‌گیرد و از آن‌ها انتظار یاری دارد.

ترتیب آیات معنا دارد: نخست نشانه‌های قدرت و لطف خدا بیان می‌شود، سپس پرسش از ناسپاسی، و بعد نمونه‌ای از ناسپاسی یعنی شرک مطرح می‌گردد.

۵. ناتوانی معبودهای ساختگی

آیهٔ ۷۵ می‌گوید این معبودها توان یاری‌کردن پرستش‌کنندگان خود را ندارند. حتی اگر پیروانشان برای دفاع از آن‌ها آماده باشند، این بت‌ها و معبودهای ساختگی خودشان قدرتی ندارند.

تعبیر «وَهُمْ لَهُمْ جُندٌ مُّحْضَرُونَ» را می‌توان چنین فهمید که پیروان شرک مانند لشکری حاضرند از معبودهای خود دفاع کنند؛ اما این حضور و حمایت، ناتوانی آن معبودها را برطرف نمی‌کند. گاهی انسان برای چیزی که خود ساخته، چنان می‌جنگد که گویی آن چیز صاحب قدرت است.

برداشت کلی

این آیات می‌گویند:

نعمت‌های آشکار زندگی باید انسان را به شناختِ منبع نعمت، شکرگزاری و توحید برسانند؛ اما انسان ممکن است از نعمت‌ها استفاده کند و در عین حال صاحب حقیقی آن‌ها را فراموش کند و به تکیه‌گاه‌های ناتوان دل ببندد.

از نگاه امروزی نیز پیام آیات فقط دربارهٔ بت‌های سنگی نیست؛ هر چیزی که انسان را از خدا مستقل بداند و امید نهایی، اطاعت نهایی یا ترس نهایی او را به خود اختصاص دهد، می‌تواند جایگاهی شبیه همان «معبودهای ساختگی» پیدا کند. همچنین تعبیر «مالکون» نباید مجوز بهره‌کشی بی‌حد از حیوانات دانسته شود؛ چون در منطق آیات، برخورداری از نعمت با شکر، مسئولیت و رعایت حق همراه است.

Nach oben scrollen