036-067-043-يس

« Back to Glossary Index
و همچنین اگر میخواستیم، ایشان را بصورت دیگر در میآوردیم تا بر مکان خود بمانند و نتوانند جایی بروند و برگردند (همانطور که با داشتن پا و توانائی رفتن بسوی راه راست و باز گشتن از راه بد، چنان آلودگی های دنیا جلوی دست و پای ایشان را گرفته که نمیخواهند بسوی راه راست روند و یا از راه کج خود برگردند) (67)
وَلَو نَشاءُ لَمَسَخناهُم عَلىٰ مَكانَتِهِم فَمَا استَطاعوا مُضِيًّا وَلا يَرجِعونَ

و اگر بخواهیم، آنان را در جایگاهشان مسخ می‌کنیم؛ پس نه می‌توانند پیش بروند و نه بازگردند.

وَلَو نَشاءُ لَمَسَخناهُم عَلىٰ مَكانَتِهِم

و اگر بخواهیم، آنان را در جایگاهشان مسخ می‌کنیم.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف است.
نقش دستوری: واو عطف یا استیناف.
معنا: و.

لَو
ریشه: ندارد؛ حرف شرط است.
نقش دستوری: حرف شرط امتناعی؛ برای بیان شرطی که تحقق نیافته یا وابسته به مشیت الله است.
معنا: اگر.

نَشاءُ
ریشه: ش‌ء.
نقش دستوری: فعل مضارع، اول‌شخص جمع، مرفوع؛ فاعل آن ضمیر «نحن» مستتر است.
معنا: بخواهیم.

لَمَسَخناهُم
ریشه: م‌س‌خ.
نقش دستوری: فعل ماضی؛ «نا» ضمیر متصل در جایگاه فاعل، و «هم» ضمیر متصل در جایگاه مفعول است.
معنا: آنان را مسخ می‌کردیم یا آنان را دگرگون می‌ساختیم.

عَلىٰ
ریشه: ندارد؛ حرف جر است.
نقش دستوری: حرف جر.
معنا: بر، در، در همان حالت یا جایگاه.

مَكانَتِهِم
ریشه: م‌ک‌ن.
نقش دستوری: اسم مجرور به «على»؛ «هم» ضمیر متصل و مضاف‌الیه است.
معنا: جایگاهشان، مکانشان، موقعیتشان.


فَمَا استَطاعوا مُضِيًّا وَلا يَرجِعونَ

پس نه می‌توانند پیش بروند و نه بازگردند.

فَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف و نتیجه است.
نقش دستوری: فای تفریع.
معنا: پس، بنابراین.

ما
ریشه: ندارد؛ حرف نفی است.
نقش دستوری: حرف نفی.
معنا: نه، نمی‌.

استَطاعوا
ریشه: ط‌و‌ع.
نقش دستوری: فعل ماضی، سوم‌شخص جمع؛ «واو» ضمیر متصل در جایگاه فاعل است.
معنا: توانستند.

مُضِيًّا
ریشه: م‌ض‌ی.
نقش دستوری: مصدر منصوب؛ مفعول مطلق یا مفعول به، برای بیان رفتن و پیش‌رفتن.
معنا: پیش رفتن، ادامه دادن، گذشتن.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف است.
نقش دستوری: حرف عطف.
معنا: و.

لا
ریشه: ندارد؛ حرف نفی است.
نقش دستوری: حرف نفی.
معنا: نه، نمی‌.

يَرجِعونَ
ریشه: ر‌ج‌ع.
نقش دستوری: فعل مضارع، سوم‌شخص جمع، مرفوع؛ «واو» ضمیر متصل در جایگاه فاعل است.
معنا: بازمی‌گردند.

عبارت «وَلَوْ نَشَاءُ لَمَسَخْنَاهُمْ»

بخشی از آیهٔ ۶۷ سورهٔ یس است:

وَلَوْ نَشَاءُ لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَىٰ مَكَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيًّا وَلَا يَرْجِعُونَ
«و اگر بخواهیم، آنان را در جای خود دگرگون و مسخ می‌کنیم؛ در نتیجه نه می‌توانند پیش بروند و نه بازگردند.»

معنای واژه‌ها

  • وَ: و
  • لَوْ: اگر؛ در اینجا برای بیان یک فرضِ خلافِ واقع یا شرطِ ممکن‌النشدنی به کار رفته است.
  • نَشَاءُ: بخواهیم؛ از ریشهٔ ش‌ء، در قالب فعل مضارعِ «ما می‌خواهیم».
  • لَمَسَخْنَاهُمْ:
    • لَـ: نشانهٔ پاسخ شرط
    • مَسَخْنَا: مسخ کردیم / دگرگون ساختیم
    • هُمْ: آنان را

ریشهٔ «مَسَخ»

«مَسَخ» ریشه‌ای سه‌حرفی و عربی است: م ـ س ـ خ.

معنای اصلی آن در زبان عربی عبارت است از:

  • تغییر دادن صورت و شکل موجود
  • زشت یا ناهماهنگ کردن چهره و اندام
  • تبدیل کردن انسان به صورتی دیگر، به‌ویژه صورتی حیوانی
  • از بین بردن ویژگی انسانی یا حالت طبیعی چیزی

از همین ریشه واژهٔ مَسْخ ساخته شده است؛ یعنی دگرگونی شدید و ناخوشایندِ صورت یا ماهیت. در فارسی نیز «مسخ‌شده» هم برای دگرگونی ظاهری و هم به‌صورت مجازی برای از دست دادن هویت و انسانیت به کار می‌رود.

معناهای ممکن عبارت

۱. معنای literal یا ظاهری

بر اساس معنای مستقیم آیه، اگر خدا بخواهد می‌تواند انسان‌ها را در همان جایی که قرار دارند به شکلی دیگر تبدیل کند؛ به‌گونه‌ای که دیگر توان حرکت نداشته باشند:

«اگر بخواهیم، آنان را همان‌جا مسخ می‌کنیم؛ پس نه می‌توانند جلو بروند و نه بازگردند.»

در این برداشت، مسخ دگرگونی واقعیِ جسم و شکل است.

۲. دگرگونی جسمانی همراه با ناتوانی

بعضی مفسران بر نتیجهٔ مسخ تأکید می‌کنند: انسان‌ها در اثر این دگرگونی، توان حرکت و عمل را از دست می‌دهند. بنابراین عبارت می‌تواند چنین فهمیده شود:

«اگر بخواهیم، آنان را چنان دگرگون و ناتوان می‌کنیم که در جای خود می‌مانند.»

در اینجا «مسخ» فقط تغییر ظاهر نیست، بلکه از کار افتادن توان حرکت نیز از لوازم آن دانسته می‌شود.

۳. معنای مجازی و اخلاقی

در خوانش استعاری، مسخ می‌تواند به معنای از دست دادن ویژگی‌های انسانی باشد؛ مثلاً:

  • گرفتار شدن در جهل و لجاجت
  • تبدیل شدن به موجودی بی‌اراده و ناتوان
  • از دست دادن قدرت تشخیص و انتخاب
  • ماندن در یک وضعیت فکری یا اخلاقی بدون توان پیشرفت یا بازگشت

با این برداشت، آیه تصویری از انسانی ارائه می‌دهد که چنان دچار انحراف شده است که نه می‌تواند راه درست را ادامه دهد و نه به وضعیت پیشین بازگردد.

۴. معنای «ثابت و بی‌حرکت کردن»

برخی در تفسیر معنایی، «مسخ» را با توجه به ادامهٔ آیه بیشتر ناظر به از حرکت افتادن و در جای خود ماندن می‌دانند. در این نگاه، بخش اصلی پیام چنین است:

«اگر بخواهیم، آنان را چنان گرفتار می‌کنیم که نه امکان پیشروی داشته باشند و نه امکان بازگشت.»

این برداشت بر عبارت بعدی تکیه دارد:

فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيًّا وَلَا يَرْجِعُونَ
«پس نه می‌توانند پیش بروند و نه بازگردند.»

«عَلَىٰ مَكَانَتِهِمْ» چه می‌گوید؟

این عبارت معمولاً به صورت‌های زیر ترجمه می‌شود:

  • در جای خود
  • همان‌جا که هستند
  • در موقعیت و حالت خود
  • در همان وضعی که دارند

بنابراین آیه تنها از تغییر شکل سخن نمی‌گوید؛ بلکه بر این نکته نیز تأکید دارد که این اتفاق در همان موقعیت فعلی آنان رخ می‌دهد و آنان از حرکت بازمی‌مانند.

تفاوت «مسخ» با «تغییر» معمولی

هر تغییری «مسخ» نیست. در «مسخ» معمولاً این عناصر وجود دارد:

  1. دگرگونی شدید؛
  2. از دست رفتن صورت یا ویژگی اصلی؛
  3. ناخوشایند یا تنزل‌یافته بودن نتیجه؛
  4. گاه همراه شدن تغییر ظاهری با سقوط اخلاقی یا معنوی.

پس ترجمهٔ سادهٔ «تغییر دادن» همهٔ بار معنایی مسخ را منتقل نمی‌کند. ترجمه‌هایی مانند «دگرگون کردن»، «به صورتی دیگر تبدیل کردن» یا در برخی بافت‌ها «مسخ کردن» دقیق‌ترند.

جمع‌بندی

معنای نزدیک به متن این است:

«و اگر بخواهیم، آنان را در همان جایگاهشان مسخ و دگرگون می‌کنیم؛ در آن صورت نه توان پیش رفتن دارند و نه امکان بازگشت.»

این عبارت می‌تواند هم به مسخ جسمانی و تغییر واقعی صورت اشاره داشته باشد و هم در سطح تفسیری و ادبی، تصویری از سقوط انسانی، بی‌اختیاری و گرفتار شدن در وضعیتی بدون راه پیشروی یا بازگشت ارائه کند.

Nach oben scrollen