036-054-043-يس

« Back to Glossary Index
در چنین روزگاری به هیچکس ستم نمی شود و شما ای انسانها، جز آنچه را کرده اید، پاداش نخواهید دید (54)
فقط متن انتخاب‌شده

فَاليَومَ لا تُظلَمُ نَفسٌ شَيئًا وَلا تُجزَونَ إِلّا ما كُنتُم تَعمَلونَ

پس امروز به هیچ‌کس هیچ ستمی نمی‌شود و جز در برابر آنچه انجام می‌دادید، جزا داده نمی‌شوید.

فَاليَومَ لا تُظلَمُ نَفسٌ شَيئًا

پس امروز به هیچ‌کس هیچ ستمی نمی‌شود.

فَـ
ریشه: ندارد؛ حرف است.
گرامر: حرف عطف یا استیناف.
معنا: پس، بنابراین.

اليَومَ
ریشه: ی‌و‌م.
گرامر: اسم زمان، منصوب و ظرف زمان؛ «الـ» حرف تعریف است.
معنا: امروز.

لا
ریشه: ندارد؛ حرف است.
گرامر: حرف نفی.
معنا: نه، نمی‌ـ.

تُظلَمُ
ریشه: ظ‌ل‌م.
گرامر: فعل مضارع مجهول، سوم‌شخص مفرد مؤنث؛ مرفوع با ضمه.
معنا: ستم می‌شود، مورد ظلم قرار می‌گیرد.

نَفسٌ
ریشه: ن‌ف‌س.
گرامر: اسم مفرد مؤنث، نکره، نائب فاعل و مرفوع با تنوین ضم.
معنا: شخص، انسان، جان.

شَيئًا
ریشه: ش‌ی‌ء.
گرامر: اسم، منصوب؛ مفعول مطلق برای بیان مقدار یا تأکید.
معنا: چیزی، به هیچ اندازه‌ای.


وَلا تُجزَونَ إِلّا ما كُنتُم تَعمَلونَ

و جز در برابر آنچه انجام می‌دادید، جزا داده نمی‌شوید.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف است.
گرامر: حرف عطف.
معنا: و.

لا
ریشه: ندارد؛ حرف است.
گرامر: حرف نفی.
معنا: نه، نمی‌ـ.

تُجزَونَ
ریشه: ج‌ز‌ی.
گرامر: فعل مضارع مجهول، دوم‌شخص جمع مذکر؛ مرفوع با ثبوت نون، و «واو» نشانهٔ فاعلان است.
معنا: جزا داده می‌شوید، پاداش یا کیفر داده می‌شوید.

إِلّا
ریشه: ندارد؛ حرف است.
گرامر: حرف استثنا.
معنا: مگر، جز.

ما
ریشه: ندارد؛ اسم موصول است.
گرامر: اسم موصول مبنی؛ در اینجا به معنای «آنچه».
معنا: آنچه، چیزی که.

كُنتُم
ریشه: ک‌و‌ن.
گرامر: فعل ماضی ناقص؛ «تُم» ضمیر متصل و فاعل، دوم‌شخص جمع مذکر.
معنا: بودید، می‌بودید.

تَعمَلونَ
ریشه: ع‌م‌ل.
گرامر: فعل مضارع، دوم‌شخص جمع مذکر؛ مرفوع با ثبوت نون، و «واو» نشانهٔ فاعلان است.
معنا: انجام می‌دهید، عمل می‌کنید.

Nach oben scrollen