| آنان جز در انتظار یک نهیب که ایشان را خواهد گرفت، نیستند و در آن حال، آنان با یکدیگر به مجادله میپردازند (49) |
| ما يَنظُرونَ إِلّا صَيحَةً واحِدَةً تَأخُذُهُم وَهُم يَخِصِّمونَ آنها جز یک بانگ ناگهانی را انتظار نمیکشند که آنان را دربرگیرد، درحالیکه به مجادله مشغولاند. ما يَنظُرونَ إِلّا صَيحَةً واحِدَةًآنان جز یک بانگ ناگهانی را انتظار نمیکشند. ما: ریشه ندارد؛ حرف نفی است و در این جمله، فعل مضارع «ينظرون» را نفی میکند؛ به معنای «نمی». يَنظُرونَ: ریشهٔ «نظر»؛ فعل مضارع، صیغهٔ سومشخص جمع مذکر؛ از «نظر» به معنای نگاه کردن، انتظار داشتن و چشمبهراه بودن؛ در اینجا به معنای «انتظار میکشند». إِلّا: ریشه ندارد؛ حرف استثنا و حصر؛ به معنای «جز» و در ساختار «ما … إلا» به معنای «فقط» یا «تنها». صَيحَةً: ریشهٔ «صیح»؛ اسم مفرد مؤنث، منصوب؛ به معنای بانگ، فریاد یا صدای بلند و ناگهانی؛ در اینجا مفعولِ فعل «ينظرون» است. واحِدَةً: ریشهٔ «وحد»؛ صفت مفرد مؤنث، منصوب؛ به معنای یک، یگانه و تنها؛ صفتِ «صيحة» است. تَأخُذُهُم وَهُم يَخِصِّمونَکه آنان را دربرگیرد، درحالیکه به مجادله مشغولاند. تَأخُذُهُم: ریشهٔ «أخذ»؛ فعل مضارع، صیغهٔ سومشخص مفرد مؤنث؛ «ها» در «تأخذ» به «صيحة» بازمیگردد و «هم» ضمیر پیوستهٔ مفعولی، به معنای «آنان را» است؛ یعنی «آنان را میگیرد، فرامیگیرد یا دربرمیگیرد». وَهُم: «واو» حرف حال یا عطف است؛ «هم» ضمیر جدا، مبتدا یا فاعل معنایی جملهٔ حالیه؛ به معنای «درحالیکه آنان». يَخِصِّمونَ: ریشهٔ «خصم»؛ فعل مضارع، صیغهٔ سومشخص جمع مذکر؛ از «اختصم» به معنای با یکدیگر به جدال و ستیز پرداختن؛ تشدید در «ص» نشاندهندهٔ ادغام دو حرف در ساخت صرفی واژه است؛ به معنای «مجادله میکنند» یا «به نزاع میپردازند». |
036-049-043-يس
« Back to Glossary Index
