| تا بوسیله آن تو، قومی را اعلام خطر کنی که پدرانشان اعلام خطر نشده بودند و از آن بیخبر بودند (مردم عربستان بجز یهود و نصارا تا چند پشت پدرانشان از اعلام خطر پیغمبران، در باره آخرت بی خبر بودند و این بی خبری نسبی بود، همانطور که امروزه نسبی است و یهودیان مدینه، بیشتر از مردم مکه اطلاع داشتند، اگر چه مردم مکه نیز بوسیله حضرت ابراهیم و اسمعیل اعلام خطر شده بودند و با این حال، حتی یهودیان و مسیحیان مطالعه کننده تورات نیز آنطور که بوسیله پیغمبر اسلام اعلام خطر شدند، اطلاع از آخرت و اثبات آن نداشتند) (6) |
| لِتُنذِرَ قَومًا ما أُنذِرَ آباؤُهُم فَهُم غافِلونَ تا قومی را بیم دهی که پدرانشان بیم داده نشده بودند؛ پس آنان غافلاند. لِتُنذِرَ قَومًاتا قومی را بیم دهی لِـ: حرف جر و تعلیل؛ به معنای «برای اینکه» یا «تا». ما أُنذِرَ آباؤُهُمکه پدرانشان بیم داده نشده بودند ما: اسم موصول؛ به معنای «آنچه» یا «کسانی که»؛ در اینجا با توجه به جمله، معنای «که» میدهد. فَهُم غافِلونَپس آنان غافلاند فَـ: حرف عطف یا نتیجه؛ به معنای «پس» یا «بنابراین». |
036-006-043-يس
« Back to Glossary Index
