036-006-043-يس

« Back to Glossary Index
تا بوسیله آن تو، قومی را اعلام خطر کنی که پدرانشان اعلام خطر نشده بودند و از آن بیخبر بودند (مردم عربستان بجز یهود و نصارا تا چند پشت پدرانشان از اعلام خطر پیغمبران، در باره آخرت بی خبر بودند و این بی خبری نسبی بود، همانطور که امروزه نسبی است و یهودیان مدینه، بیشتر از مردم مکه اطلاع داشتند، اگر چه مردم مکه نیز بوسیله حضرت ابراهیم و اسمعیل اعلام خطر شده بودند و با این حال، حتی یهودیان و مسیحیان مطالعه کننده تورات نیز آنطور که بوسیله پیغمبر اسلام اعلام خطر شدند، اطلاع از آخرت و اثبات آن نداشتند) (6)
لِتُنذِرَ قَومًا ما أُنذِرَ آباؤُهُم فَهُم غافِلونَ

تا قومی را بیم دهی که پدرانشان بیم داده نشده بودند؛ پس آنان غافل‌اند.

لِتُنذِرَ قَومًا

تا قومی را بیم دهی

لِـ: حرف جر و تعلیل؛ به معنای «برای اینکه» یا «تا».
تُنذِرَ: فعل مضارع منصوب با «لِـ»؛ از ریشهٔ «ن‌ذ‌ر»، باب إفعال، از «أَنذَرَ»؛ به معنای «بیم دادن» و «هشدار دادن». فاعل آن ضمیر پنهان «تو» است.
قَومًا: اسم منصوب و مفعولٌ‌به؛ از ریشهٔ «ق‌و‌م»؛ به معنای «گروه» یا «قوم».


ما أُنذِرَ آباؤُهُم

که پدرانشان بیم داده نشده بودند

ما: اسم موصول؛ به معنای «آنچه» یا «کسانی که»؛ در اینجا با توجه به جمله، معنای «که» می‌دهد.
أُنذِرَ: فعل ماضی مجهول؛ از ریشهٔ «ن‌ذ‌ر»، باب إفعال، از «أَنذَرَ»؛ به معنای «بیم داده شد».
آباؤُهُم: «آباء» جمع «أب» و به معنای «پدران»؛ «آباء» فاعلِ فعل مجهول و مرفوع است؛ «هُم» ضمیر متصل، مضافٌ‌إلیه و به معنای «آنان» یا «ایشان».


فَهُم غافِلونَ

پس آنان غافل‌اند

فَـ: حرف عطف یا نتیجه؛ به معنای «پس» یا «بنابراین».
هُم: ضمیر منفصل، مبتدا و به معنای «آنان».
غافِلونَ: خبر مرفوع؛ جمع مذکر سالمِ «غافل»؛ از ریشهٔ «غ‌ف‌ل» و به معنای «غافلان» یا «بی‌خبران».

Nach oben scrollen