| و آنچه از کتاب بسوی تو وحی کردیم (کتاب فقط بمعنای نوشته در کاغذ نیست، بلکه هر مطلب ثابت و صد در صد درست و لازم را هم کتاب میگویند و کتابهای آسمانی به این معنا کتابند، نه آنکه نوشته ای بر پیغمبران فرود آمده باشد) همه اش سزاوار و درست است و تصدیق کننده مطالب درون خود میباشد ( یعنی اگر در آیه ای از قرآن ابهامی بود آیات دیگری در قرآن هست که آن ابهام را برطرف میکند و بعلاوه آیات هیچ سوره ای بر خلاف آیات سوره دیگر نیست و نباید روی اجتهادها و تفسیرهای مختلف آیات قرآن را به معنی های مختلف تفسیر نمود و کسانی که بر خلاف قانون زبان عرب و بدون توجه به پس و پیش آیات و موضوعات مربوط به آیات قرآنی فقط روی روایات جعلی و خیالهای خود قرآن را تفسیر میکنند تفسیر به رای کننده بوده و به قرآن و دین اسلام خیانت کرده اند و اینان هستند که به نفع بیگانگان در دین اسلام جنگ هفتاد و دو ملت را بوجود آورده اند، در صورتیکه خالق عالم در آیه ۵۹ از سوره نساء فرموده قرآن می تواند هر نوع اختلافی را رفع نماید، بشرطی که مطالعه کنندگان قرآن برای رفع نزاع، ایمان به الله و آخرت داشته باشند و بخواهند برای رفع اختلافات خود به قرآن رجوع نمایند) به يقين الله به بندگانش آگاه و بینا می باشد (۳۱) |
| وَالَّذي أَوحَينا إِلَيكَ مِنَ الكِتابِ هُوَ الحَقُّ مُصَدِّقًا لِما بَينَ يَدَيهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ بِعِبادِهِ لَخَبيرٌ بَصيرٌ آنچه از کتاب به سوی تو وحی کردیم، حق است و تصدیقکنندهٔ کتابهایی است که پیش از آن بودهاند؛ همانا الله نسبت به بندگانش آگاه و بیناست. وَالَّذي أَوحَينا إِلَيكَ مِنَ الكِتابِ هُوَ الحَقُّ مُصَدِّقًا لِما بَينَ يَدَيهِو آنچه از کتاب به سوی تو وحی کردیم، حق است و تصدیقکنندهٔ چیزهایی است که پیش از آن بودهاند. وَ: حرف عطف؛ برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین؛ «و». الَّذي: اسم موصول مفرد مذکر؛ از نظر ریشه واژهای مستقل و مبنی است؛ «آنکه»، «آنچه». أَوحَينا: فعل ماضی؛ ریشهٔ «و ح ی»؛ باب إفعال؛ «وحی کردیم». «نا» ضمیر متصل، فاعل و به معنای «ما». إِلَيكَ: «إلى» حرف جر، به معنای «به سوی»؛ «کَ» ضمیر متصل، مجرور و به معنای «تو». مِنَ: حرف جر؛ به معنای «از». الكِتابِ: اسم؛ ریشهٔ «ک ت ب»؛ مجرور به «مِن»؛ به معنای «کتاب». «الـ» نشانهٔ معرفه بودن است. هُوَ: ضمیر منفصل مفرد مذکر؛ مبتدا؛ به معنای «آن»، «آنچه». الحَقُّ: اسم؛ ریشهٔ «ح ق ق»؛ خبر و مرفوع؛ به معنای «حق»، «حقیقت»، «درست و ثابت». مُصَدِّقًا: اسم فاعل از «صَدَّقَ»؛ ریشهٔ «ص د ق»؛ منصوب و در نقش حال؛ به معنای «تصدیقکننده»، «تأییدکننده». لِما: «لِـ» حرف جر، به معنای «برای» یا «نسبت به»؛ «ما» اسم موصول یا اسم مبهم؛ در اینجا به معنای «آنچه». بَينَ: ظرف مکان؛ ریشهٔ «ب ی ن»؛ منصوب و مضاف؛ به معنای «میان»، «پیشِ». يَدَيهِ: تثنیهٔ «یَد» به معنای «دو دست»؛ مضافالیه و مجرور؛ «هِ» ضمیر متصل و به معنای «او» یا «آن». تعبیر «بین یدیه» کنایه از «پیش از آن» و «در برابر آن» است. إِنَّ اللَّهَ بِعِبادِهِ لَخَبيرٌ بَصيرٌهمانا الله نسبت به بندگانش آگاه و بیناست. إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ به معنای «همانا»، «بهراستی». اللَّهَ: اسم جلاله؛ اسم «إنَّ» و منصوب؛ به معنای «الله». بِعِبادِهِ: «بِـ» حرف جر؛ «عِباد» جمع «عَبْد»، ریشهٔ «ع ب د»، به معنای «بندگان»؛ «هِ» ضمیر متصل و به معنای «او». عبارت به معنای «نسبت به بندگانش» است. لَخَبيرٌ: «لَـ» لام تأکید؛ «خَبیر» صفت مشبهه، ریشهٔ «خ ب ر»؛ خبر «إنَّ» و مرفوع؛ به معنای «کاملاً آگاه»، «باخبر». بَصيرٌ: صفت مشبهه، ریشهٔ «ب ص ر»؛ تابع «خَبیر» و مرفوع؛ به معنای «بینا»، «بینشمند» و «آگاه به آشکار و پنهان». |
در این آیه، عبارت عربی چنین است:مُصَدِّقًا لِما بَینَ یَدَیهِ ترجمهٔ دقیقترِ تحتاللفظی آن: «تصدیقکنندهٔ آنچه پیش روی آن است» یا در کاربرد قرآنی: «تصدیقکنندهٔ کتابهای پیشین» نکته این است که «ما» در عربی بهمعنای «آنچه» است، نه «کتابها». بنابراین مترجم از خودِ واژهٔ «ما» ترجمهٔ «کتابهایی» نکرده، بلکه با توجه به قرینهٔ آیه و کاربرد قرآنیِ عبارت «بین یدیه»، منظور را روشنتر بیان کرده است. در اینجا:
ضمیر «ـه» در «یَدَیهِ» معمولاً به کتاب در عبارت «مِنَ الکِتابِ» برمیگردد؛ یعنی قرآن، کتابهایی را که پیش از آن نازل شدهاند تأیید میکند. پس ترجمهٔ نزدیکتر به ساختار عربی میتواند چنین باشد: «آنچه از کتاب به سوی تو وحی کردیم، حق است و آنچه را پیش از آن بوده تأیید میکند.» اما چون مقصود از «آنچه پیش از آن بوده» در این بافت، کتابها و وحیهای پیشین است، ترجمهٔ روانتر چنین آمده است: «حق است و تصدیقکنندهٔ کتابهایی است که پیش از آن بودهاند.» بنابراین ترجمهٔ «تصدیقکنندهٔ مطالب درون خود» از نظر دستوری درست نیست؛ چون عبارت «ما بین یدیه» به چیزی اشاره میکند که پیش از قرآن و خارج از آن قرار دارد، نه مطالبی که در خود قرآن آمده است. |
