035-029-046-فاطر

« Back to Glossary Index
کسانیکه که کتاب الله را میخوانند (برای فهمیدن) و به نماز ادامه دادند و در پنهان و آشکار از آنچه روزی ایشان کردیم در راه الله و محتاجان خرج کردند ، تجارتی را امید خواهند داشت که هرگز در آن ضرر نیست (۲۹)
إِنَّ الَّذينَ يَتلونَ كِتابَ اللَّهِ وَأَقامُوا الصَّلاةَ وَأَنفَقوا مِمّا رَزَقناهُم سِرًّا وَعَلانِيَةً يَرجونَ تِجارَةً لَن تَبورَ

همانا کسانی که کتاب الله را تلاوت می‌کنند، نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم، پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، به تجارتی امید دارند که هرگز کساد نمی‌شود.

إِنَّ الَّذينَ يَتلونَ كِتابَ اللَّهِ

همانا کسانی که کتاب الله را تلاوت می‌کنند.

إِنَّ
ریشه: ندارد؛ حرف مشبّه بالفعل. از نظر گرامری، برای تأکید به کار می‌رود و اسم خود را منصوب و خبر خود را مرفوع می‌کند. معنا: همانا، به‌راستی.

الَّذينَ
ریشه: ندارد؛ اسم موصول جمع مذکر. از نظر گرامری، اسم «إِنَّ» و منصوب است. معنا: کسانی که.

يَتلونَ
ریشه: ت‌ل‌و؛ فعل مضارع، صیغهٔ جمع مذکر غایب، از باب ثلاثی مجرد. از نظر گرامری، خبر «إِنَّ» و مرفوع با ثبوت نون است؛ واو، فاعل است. معنا: تلاوت می‌کنند، می‌خوانند.

كِتابَ
ریشه: ک‌ت‌ب؛ اسم، مفرد، مضاف و منصوب. از نظر گرامری، مفعولٌ‌به برای «يَتلونَ» است. معنا: کتاب.

اللَّهِ
ریشه: در اصل از «إِلٰه»؛ اسم خاص، مضافٌ‌إلیه و مجرور. معنا: الله.


وَأَقامُوا الصَّلاةَ

و نماز را برپا می‌دارند.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف. از نظر گرامری، دو عبارت را به یکدیگر پیوند می‌دهد. معنا: و.

أَقامُوا
ریشه: ق‌و‌م؛ فعل ماضی، صیغهٔ جمع مذکر غایب، از باب إفعال. از نظر گرامری، فعل و واو، فاعل است. معنا: برپا داشتند؛ در اینجا با توجه به پیوستگی معنا: برپا می‌دارند.

الصَّلاةَ
ریشه: ص‌ل‌و؛ اسم، مفرد، معرفه با «ال» و منصوب. از نظر گرامری، مفعولٌ‌به برای «أقاموا» است. معنا: نماز.


وَأَنفَقوا مِمّا رَزَقناهُم سِرًّا وَعَلانِيَةً

و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم، پنهان و آشکار انفاق می‌کنند.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف. از نظر گرامری، عبارت را به عبارت پیشین پیوند می‌دهد. معنا: و.

أَنفَقوا
ریشه: ن‌ف‌ق؛ فعل ماضی، صیغهٔ جمع مذکر غایب، از باب إفعال. از نظر گرامری، فعل و واو، فاعل است. معنا: انفاق کردند؛ در اینجا با توجه به بافت آیه: انفاق می‌کنند.

مِمّا
ریشه: ندارد؛ ترکیب «مِنْ» و «ما». از نظر گرامری، «مِنْ» حرف جر و «ما» اسم موصول یا اسم مبهم است؛ عبارت در جایگاه مفعولٌ‌به قرار دارد. معنا: از آنچه.

رَزَقناهُم
ریشه: ر‌ز‌ق؛ فعل ماضی، صیغهٔ اول‌شخص جمع، از باب ثلاثی مجرد. «نا» فاعل و «هم» مفعولٌ‌به است. معنا: به آنان روزی دادیم.

سِرًّا
ریشه: س‌ر‌ر؛ اسم یا مصدر، منصوب. از نظر گرامری، قید حالت یا قید چگونگی است. معنا: پنهانی، در نهان.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف. از نظر گرامری، دو حالت انفاق را به هم پیوند می‌دهد. معنا: و.

عَلانِيَةً
ریشه: ع‌ل‌ن؛ اسم یا مصدر، منصوب. از نظر گرامری، در برابر «سِرًّا» و بیان‌کنندهٔ حالت است. معنا: آشکارا، در آشکار.


يَرجونَ تِجارَةً لَن تَبورَ

به تجارتی امید دارند که هرگز کساد نمی‌شود.

يَرجونَ
ریشه: ر‌ج‌و؛ فعل مضارع، صیغهٔ جمع مذکر غایب. از نظر گرامری، مرفوع با ثبوت نون است؛ واو، فاعل است. معنا: امید دارند، انتظار دارند.

تِجارَةً
ریشه: ت‌ج‌ر؛ اسم، مفرد، منصوب. از نظر گرامری، مفعولٌ‌به برای «يَرجونَ» است. معنا: تجارت، دادوستد.

لَن
ریشه: ندارد؛ حرف نفی و نصب و استقبال. از نظر گرامری، فعل مضارع پس از خود را منصوب می‌کند و بر نفی در آینده دلالت دارد. معنا: هرگز، نخواهد.

تَبورَ
ریشه: ب‌و‌ر؛ فعل مضارع، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مؤنث غایب؛ زیرا به «تِجارة» بازمی‌گردد. از نظر گرامری، پس از «لَن» منصوب است. معنا: کساد می‌شود، از بین می‌رود، زیان‌بار می‌گردد.

Nach oben scrollen