034-016-045-سبأ

« Back to Glossary Index
پس کم کم فاسد شدند و از نصایح پیغمبران خود دوری جستند، نتیجه آن شد که ما بر ایشان آن سیل خراب کننده و پر اذیت را فرستادیم و آن دو باغِ پر نعمت ایشان را، تبدیل به دو باغی کردیم که اندکی میوه های ترش و تلخ و درختانی شوره گز و مقدارِ کمی درخت سدر داشته باشد (16)
فَأَعرَضوا فَأَرسَلنا عَلَيهِم سَيلَ العَرِمِ وَبَدَّلناهُم بِجَنَّتَيهِم جَنَّتَينِ ذَواتَي أُكُلٍ خَمطٍ وَأَثلٍ وَشَيءٍ مِن سِدرٍ قَليلٍ

پس آنان روی گرداندند؛ بنابراین سیلِ ویرانگر را بر آنان فرستادیم و دو باغشان را با دو باغ جایگزین کردیم که دارای محصولی تلخ، درختان اَثل و اندکی از درختان سِدر بودند.

فَأَعرَضوا

پس آنان روی گرداندند.

فَـ
ریشه ندارد؛ حرف عطف یا نتیجه است و معنای «پس، بنابراین» می‌دهد.

أَعرَضوا
ریشه: ع‌ر‌ض؛ فعل ماضی، باب إفعال، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنای «روی گرداندند، اعراض کردند».

فَأَرسَلنا عَلَيهِم سَيلَ العَرِمِ

پس سیلِ ویرانگر را بر آنان فرستادیم.

فَـ
ریشه ندارد؛ حرف نتیجه و پیونددهندهٔ جمله است و معنای «پس» می‌دهد.

أَرسَلنا
ریشه: ر‌س‌ل؛ فعل ماضی، باب إفعال، اول‌شخص جمع؛ معنای «فرستادیم».

عَلَيهِم
«عَلى» حرف جر به معنای «بر» است و «هِم» ضمیر پیوستهٔ سوم‌شخص جمع مذکر، به معنای «آنان»؛ مجموعاً: «بر آنان».

سَيلَ
ریشه: س‌ی‌ل؛ اسم، مفرد و منصوب؛ مفعول‌به برای «أرسلنا»؛ معنای «سیل».

العَرِمِ
ریشه: ع‌ر‌م؛ اسم معرفه و مجرور، صفت یا بدل برای «سیل»؛ در اینجا به معنای «ویرانگر، نیرومند و شکافندهٔ سد» است و به سیل معروفی اشاره دارد که سدها و کشتزارهای قوم سبأ را ویران کرد.


وَبَدَّلناهُم بِجَنَّتَيهِم جَنَّتَينِ

و دو باغشان را با دو باغ جایگزین کردیم.

وَ
ریشه ندارد؛ حرف عطف به معنای «و».

بَدَّلناهُم
ریشه: ب‌د‌ل؛ «بَدَّلَ» فعل ماضی، باب تفعیل، به معنای «جایگزین کرد»؛ «نا» ضمیر فاعلی اول‌شخص جمع، یعنی «ما»؛ «هِم» ضمیر مفعولی سوم‌شخص جمع مذکر، یعنی «آنان»؛ معنای کلی: «آن‌ها را جایگزین کردیم» یا «برای آنان جایگزین کردیم».

بِجَنَّتَيهِم
«بِـ» حرف جر به معنای «با» یا «به جای»؛ «جَنَّتَينِ» تثنیهٔ «جَنَّة»، اسم مجرور و به معنای «دو باغ»؛ «هِم» ضمیر ملکی سوم‌شخص جمع، یعنی «شان»؛ معنای کلی: «با دو باغشان».

جَنَّتَينِ
ریشه: ج‌ن‌ن؛ اسم تثنیه، منصوب و مفعول‌به؛ معنای «دو باغ».

ذَواتَي أُكُلٍ خَمطٍ وَأَثلٍ وَشَيءٍ مِن سِدرٍ قَليلٍ

که دارای محصولی تلخ، درختان اَثل و اندکی از درختان سِدر بودند.

ذَواتَي
ریشه: ذ‌و‌و؛ صورت تثنیهٔ مؤنث «ذات»، به معنای «دارایِ»؛ صفت برای «جَنَّتَينِ» و در حالت نصب؛ معنای «دارای دو باغ» یا «دو باغِ دارای».

أُكُلٍ
ریشه: أ‌ک‌ل؛ اسم، مجرور و مضاف‌إلیه؛ معنای «خوراک، محصول، میوه»؛ در این آیه به معنای «محصول و میوهٔ باغ» است.

خَمطٍ
ریشه: خ‌م‌ط؛ اسم یا صفت، مجرور و وابسته به «أُكُل»؛ معنای «تلخ، ناخوشایند و کم‌ارزش»؛ در اینجا به گیاه یا محصول تلخ و نامطبوع اشاره دارد.

وَ
ریشه ندارد؛ حرف عطف به معنای «و».

أَثلٍ
ریشه: أ‌ث‌ل؛ اسم، مجرور و معطوف به «خمط»؛ نام درختی شبیه گز یا درختچه‌ای شورپسند با میوه یا برگ کم‌ارزش.

وَ
ریشه ندارد؛ حرف عطف به معنای «و».

شَيءٍ
ریشه: ش‌ی‌ء؛ اسم نکره، مجرور؛ معنای «چیزی، مقداری».

مِن
ریشه ندارد؛ حرف جر و تبعیض؛ معنای «از، مقداری از».

سِدرٍ
ریشه: س‌د‌ر؛ اسم، مجرور به «مِن»؛ نام درخت سِدر یا کنار.

قَليلٍ
ریشه: ق‌ل‌ل؛ صفت، مجرور؛ معنای «کم، اندک»؛ صفت برای «شَيء»، یعنی «مقدار اندکی».

Nach oben scrollen