| و بندگانِ حقیقی آن رحمان کسانی هستند که بر زمین، میانه روی میکنند و چون نادانان به ایشان سخنی گویند، برای کوتاه شدنِ سخن، گویند، خوش باش و میروند (63) |
| وَعِبادُ الرَّحمٰنِ الَّذينَ يَمشونَ عَلَى الأَرضِ هَونًا وَإِذا خاطَبَهُمُ الجاهِلونَ قالوا سَلامًا و بندگان الله کسانی هستند که با فروتنی و آرامش بر زمین راه میروند، و هنگامی که نادانان آنان را خطاب قرار میدهند، میگویند: «سلام.» وَعِبادُ الرَّحمٰنِ الَّذينَ يَمشونَ عَلَى الأَرضِ هَونًاو بندگان الله کسانی هستند که با فروتنی و آرامش بر زمین راه میروند. وَ: حرف عطف؛ برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین؛ «و». عِبادُ: جمع «عَبد»؛ اسم، مرفوع و مبتدا؛ مضاف؛ «بندگان». الرَّحمٰنِ: اسم خاص و یکی از نامهای الله؛ مضافٌإلیه، مجرور؛ «بسیار رحمتگستر». الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ در جایگاه صفت برای «عِباد»؛ «کسانی که». يَمشونَ: از ریشهٔ «م ـ ش ـ ي»؛ فعل مضارع، سومشخص جمع مذکر؛ «راه میروند». عَلَى: حرف جر؛ «بر، روی». الأَرضِ: از ریشهٔ «أ ـ ر ـ ض»؛ اسم، مجرور به «عَلَى»؛ «زمین». هَونًا: از ریشهٔ «ه ـ و ـ ن»؛ مصدر یا اسم به معنای نرمی و آرامش؛ منصوب و در نقش قید حالت؛ «با فروتنی، آرام و بیتکبر». وَإِذا خاطَبَهُمُ الجاهِلونَ قالوا سَلامًاو هنگامی که نادانان آنان را خطاب قرار میدهند، میگویند: «سلام.» وَ: حرف عطف؛ «و». إِذا: ظرف زمان و حرف شرط؛ «هنگامی که، هرگاه». خاطَبَهُمُ: از ریشهٔ «خ ـ ط ـ ب»؛ «خاطَبَ» فعل ماضی؛ «هُم» ضمیر متصل، مفعولٌبه، جمع مذکر؛ «آنان را خطاب کردند». الجاهِلونَ: از ریشهٔ «ج ـ ه ـ ل»؛ اسم فاعل از «جَهِلَ»؛ جمع مذکر سالم، مرفوع و فاعل؛ «نادانان، جاهلان». قالوا: از ریشهٔ «ق ـ و ـ ل»؛ فعل ماضی، سومشخص جمع مذکر؛ «گفتند». سَلامًا: از ریشهٔ «س ـ ل ـ م»؛ اسم مصدر؛ منصوب و در نقش مفعول مطلق یا سخن نقلشده؛ «سلام، سخنی مسالمتآمیز و دور از درگیری». |
025-063-044-فرقان
« Back to Glossary Index
