020-021-048-طه

« Back to Glossary Index
گوینده گفت: آن را بگیر، مترس که آن را ما به وضعِ اولش بر می گردانیم (در آیه ۳۰ و ۳۱ از سوره قصص مطالبی اضافی هم درباره وضع سبز و خرمِ مكانِ مزبور هست و هم چگونگی ترس و فرار موسی از مار) (۲۱)
قالَ خُذها وَلا تَخَف ۖ سَنُعيدُها سيرَتَهَا الأولىٰ

گفت: «آن را بگیر و مترس، به‌زودی آن را به حالت نخستینش بازمی‌گردانیم.»

قالَ خُذها وَلا تَخَف

گفت: «آن را بگیر و مترس.»

قالَ
ریشه: «ق و ل». فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، از باب «قالَ يَقولُ». معنا: گفت. فاعلِ آن در سیاق آیه، الله است.

خُذها
ریشه: «أ خ ذ». «خُذْ» فعل امر، مفرد مذکر مخاطب، از «أخَذَ يَأخُذُ»، به معنای بگیر. «ها» ضمیر متصل در محل نصب مفعول‌به، مؤنث مفرد، اشاره به عصا. معنا: آن را بگیر.

وَ
حرف عطف. معنا: و.

لا
حرف نهی و جزم. معنا: نکن، نباش.

تَخَف
ریشه: «خ و ف». فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی، مفرد مذکر مخاطب، از «خافَ يَخافُ». اصل آن «تَخافْ» است و به سبب جزم، حرف علّه حذف شده است. معنا: مترس، بیم نداشته باش.


سَنُعيدُها سيرَتَهَا الأولىٰ

به‌زودی آن را به حالت نخستینش بازمی‌گردانیم.

سَ
حرف استقبال. بر وقوع فعل در آینده دلالت می‌کند. معنا: به‌زودی، خواهیم.

نُعيدُها
ریشه: «ع و د». «نُعيدُ» فعل مضارع، متکلم مع الغیر، از باب افعال، «أعادَ يُعيدُ». معنا: بازمی‌گردانیم، بازمی‌گردانیم به حالت پیشین. «ها» ضمیر متصل در محل نصب مفعول‌به، مؤنث مفرد، اشاره به عصا.

سيرَتَها
ریشه: «س ي ر». «سيرَة» اسم، مؤنث، منصوب، و در اینجا مفعول‌به دوم برای «نُعيدُ» است. معنا: حالت، هیئت، روش و وضعیت. «ها» ضمیر متصل در محل جر مضاف‌الیه، مؤنث مفرد، اشاره به عصا. معنا: حالتِ آن.

الأولىٰ
ریشه: «أ و ل». صفت برای «سيرَتَها» و منصوب است. مؤنث «الأوّل» به معنای نخستین و پیشین. معنا: نخستین، اولیه.

Nach oben scrollen