018-093-071-كهف

« Back to Glossary Index
تا رسید به میان آن دو سد و خارج آن دو سد قومی را یافت که سخن او را درست نمی فهمیدند (۹۳)
حَتّىٰ إِذا بَلَغَ بَينَ السَّدَّينِ وَجَدَ مِن دونِهِما قَومًا لا يَكادونَ يَفقَهونَ قَولًا

تا آن‌گاه که به میان دو سد رسید، در نزدیکِ آن دو مردمی را یافت که به‌سختی سخنی را می‌فهمیدند.

حَتّىٰ إِذا بَلَغَ بَينَ السَّدَّينِ

تا آن‌گاه که به میان دو سد رسید.

  • حَتّىٰ: حرف؛ ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ حرف غایت و آغازِ جمله است؛ معنا: «تا»، «تا زمانی که»، «تا آن‌گاه که».
  • إِذا: اسم شرط/ظرف زمان؛ ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ برای زمان آینده یا رخدادی در روایت به‌کار می‌رود؛ معنا: «هنگامی که»، «آن‌گاه که».
  • بَلَغَ: ریشه: ب ل غ؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن ضمیر پنهان هو است؛ معنا: «رسید»، «دست یافت»، «به جایی بالغ شد».
  • بَينَ: ریشه: ب ي ن؛ ظرف مکان منصوب و مضاف؛ معنا: «میان»، «بین»، «در فاصلهٔ میان».
  • السَّدَّينِ: ریشه: س د د؛ اسم مثنّی، مجرور به‌سبب اضافه به بَينَ، با علامت ياء؛ معنا: «دو سد»، «دو مانع»، «دو دیواره/حائل».

وَجَدَ مِن دونِهِما قَومًا

در نزدیکِ آن دو، مردمی را یافت.

  • وَجَدَ: ریشه: و ج د؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن ضمیر پنهان هو است؛ معنا: «یافت»، «پیدا کرد»، «دید».
  • مِن: حرف جر؛ ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ معنا: «از»، «در سمتِ»، «نزدیکِ»، «پیشِ».
  • دونِ: ریشه: د و ن؛ اسم مجرور به مِن و مضاف؛ معنا: «نزدیک‌تر از»، «در سمت پایین‌تر/پیشِ»، «غیر از»، «پایین‌تر از».
  • هِما: ضمیر متصل مثنّی، در محل جر به‌عنوان مضاف‌الیه برای دونِ؛ مرجع آن السَّدَّينِ است؛ معنا: «آن دو».
  • قَومًا: ریشه: ق و م؛ اسم منصوب، مفعول‌به برای وَجَدَ؛ معنا: «مردمی»، «گروهی»، «قوم و جماعتی».

لا يَكادونَ يَفقَهونَ قَولًا

که به‌سختی سخنی را می‌فهمیدند.

  • لا: حرف نفی؛ ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ معنا: «نه»، «نمیـ»، «نفی می‌کند».
  • يَكادونَ: ریشه: ك و د؛ فعل مضارع ناقص، سوم‌شخص جمع مذکر، مرفوع با ثبوت نون؛ واو فاعلی اسمِ كاد است؛ معنا: «نزدیک است که»، و با لا یعنی «به‌سختی»، «تقریباً نمیـ».
  • يَفقَهونَ: ریشه: ف ق ه؛ فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر، مرفوع با ثبوت نون؛ واو فاعل است؛ جملهٔ فعلیه خبرِ يَكادونَ است؛ معنا: «می‌فهمند»، «درک می‌کنند»، «معنا را درمی‌یابند».
  • قَولًا: ریشه: ق و ل؛ اسم/مصدر منصوب، مفعول‌به برای يَفقَهونَ؛ معنا: «سخن»، «گفتار»، «کلام».
Nach oben scrollen