006-028-058-أنعام

« Back to Glossary Index
از آنرو چنین میگویند که برای اینان، پنهان های قلبشان آشکار شده و اگر آنان را بدنیا برگردانند، باز آنچه را نباید بکنند میکنند و آنان دروغگو میباشند (28)
بَل بَدا لَهُم ما كانوا يُخفونَ مِن قَبلُ ۖ وَلَو رُدّوا لَعادوا لِما نُهوا عَنهُ وَإِنَّهُم لَكاذِبونَ

بلکه آنچه پیش از این پنهان می‌کردند، برایشان آشکار شد؛ و اگر بازگردانده شوند، قطعاً دوباره به آنچه از آن نهی شده بودند بازمی‌گردند، و بی‌گمان آنان دروغ‌گویان‌اند.

بَل بَدا لَهُم ما كانوا يُخفونَ مِن قَبلُ

بلکه آنچه پیش از این پنهان می‌کردند، برایشان آشکار شد.

بَل
حرف عطف و اِضراب؛ برای برگشت از سخن پیشین و بیان مطلبی مخالف یا اصلاح‌کننده می‌آید. معنا: «بلکه»، «نه، بلکه».

بَدا
فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، از ریشهٔ «ب د و / ب د ا». معنا: «آشکار شد»، «پدیدار گشت».

لَهُم
«لِـ» حرف جر، همراه با ضمیر متصل «هُم» برای جمع مذکر غایب؛ جار و مجرور، وابسته به «بَدا». معنا: «برای آنان»، «بر ایشان».

ما
اسم موصول، مبنی؛ در جایگاه فاعلِ «بَدا». معنا: «آنچه»، «چیزی که».

كانوا
«كانَ» فعل ماضی ناقص، همراه با واوِ جماعت؛ واو، اسم «کان» و در محل رفع است. معنا: «بودند»، «همواره بودند».

يُخفونَ
فعل مضارع، جمع مذکر غایب، مرفوع با ثبوت نون، از ریشهٔ «خ ف ي». خبر «کانوا» است. معنا: «پنهان می‌کردند»، «مخفی می‌داشتند».

مِن
حرف جر. معنا: «از».

قَبلُ
ظرف زمان، مبنی بر ضم به سبب حذف مضاف‌الیه؛ با «مِن» جار و مجرور است. معنا: «پیش از این»، «قبلاً».


وَلَو رُدّوا لَعادوا لِما نُهوا عَنهُ

و اگر بازگردانده شوند، قطعاً دوباره به آنچه از آن نهی شده بودند بازمی‌گردند.

وَ
حرف عطف یا استئناف. معنا: «و».

لَو
حرف شرط غیرجازم که معمولاً بر شرطِ خلاف واقع دلالت دارد. معنا: «اگر».

رُدّوا
فعل ماضی مجهول، جمع مذکر غایب، از ریشهٔ «ر د د»؛ واو، نایب فاعل در محل رفع است. معنا: «بازگردانده شدند»، «بازگردانده شوند».

لَعادوا
«لَـ» لامِ جوابِ شرط؛ «عادوا» فعل ماضی، جمع مذکر غایب، از ریشهٔ «ع و د». معنا: «قطعاً بازمی‌گشتند»، «دوباره بازمی‌گشتند».

لِما
«لِـ» حرف جر؛ «ما» اسم موصول مبنی و در محل جر. معنا: «به آنچه»، «به چیزی که».

نُهوا
فعل ماضی مجهول، جمع مذکر غایب، از ریشهٔ «ن ه ي»؛ واو، نایب فاعل در محل رفع است. صلهٔ «ما» است. معنا: «نهی شدند»، «بازداشته شدند».

عَنهُ
«عَن» حرف جر، همراه با ضمیر متصل «هُ» برای مفرد مذکر غایب؛ جار و مجرور، وابسته به «نُهوا». معنا: «از آن»، «از آن کار».


وَإِنَّهُم لَكاذِبونَ

و بی‌گمان آنان دروغ‌گویان‌اند.

وَ
حرف عطف یا استئناف. معنا: «و».

إِنَّ
حرف مشبه بالفعل برای تأکید و نصب اسم. معنا: «همانا»، «بی‌گمان».

هُم
ضمیر منفصل جمع مذکر غایب، مبنی در محل نصب، اسم «إِنَّ». معنا: «آنان»، «ایشان».

لَكاذِبونَ
«لَـ» لامِ تأکید؛ «كاذِبونَ» خبر «إِنَّ»، جمع مذکر سالم و مرفوع با واو، از ریشهٔ «ك ذ ب». معنا: «قطعاً دروغ‌گویان‌اند»، «به‌راستی دروغ می‌گویند».

Nach oben scrollen