005-093-114-مائدة

« Back to Glossary Index
بر کسانی که ایمان آوردند و کارهای نیکوی ذکر شده در قرآن را انجام دادند، گناهی در آنچه از مشروب مست کننده چشیدند نیست، به شرطی که حقا راه پرهیز کاری را پیش گرفته باشند و حقیقتا ایمان آورده باشند و حقا آن کارهای خوب را بکنند و باز هم به پرهیز کاری خود ادامه دهند و دنبال ایمان خود را بگیرند و سخت از بدیها بپرهیزند و به نیکوکاریها پردازند و الله اینگونه نیکوکاران را دوست میدارد (توجه داشته باشید که چشیدن یعنی مقدار بسیار کمی خوردن، مانند کسی که در اثر بیماری یا تقویت یا تجویز پزشک از مشروب مست کننده میخورد، تا از منافع آن بدون ضرر و گناهش استفاده پسندیده ای کند و به هر حال چنین مسلمانی به شرطی مورد محبت الله است که دقیقا حساب نفع و ضرر اعمال خود را بکند و کوچکترین ضرری از کار خود برای خود از نظر دینی حس نکند و تمام اینها میرسانند که مشروبات الکلی نجس و پلید باطنی هستند روی تاثیر بدشان نه نجس ظاهری که اگر کسانی کمی از مشروبات مست کننده روی لباس ایشان ریخت، مجبور شوند با وسواس لباس خود را بشویند خرید و فروش آنها نیز برای مسلمانان در حدی حرام است که بدانند استعمال آن به مسلمانان ضرر میزند، والا برای منافع داروئی آن خرید و فروشش حرام نیست، زیرا خالق عالم اعلام کرده است که هم منفعتهائی دارد و هم گناه بزرگی) (۹۳)
لَيسَ عَلَى الَّذينَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ جُناحٌ فيما طَعِموا إِذا مَا اتَّقَوا وَآمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوا وَآَمَنوا ثُمَّ اتَّقَوا وَأَحسَنوا ۗ وَاللهُ يُحِبُّ المُحسِنينَ

بر کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، در آنچه خورده‌اند گناهی نیست؛ هرگاه پرهیزگاری کرده و ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده باشند، سپس پرهیزگاری کرده و ایمان آورده باشند، سپس پرهیزگاری کرده و نیکی کرده باشند؛ و الله نیکوکاران را دوست دارد.


لَيسَ عَلَى الَّذينَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ جُناحٌ فيما طَعِموا

بر کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، در آنچه خورده‌اند گناهی نیست.

لَيسَ
ریشه: «ل ی س»؛ فعل ماضیِ ناقص و جامد، برای نفیِ وجود یا نفیِ حکم به‌کار می‌رود؛ معنا: نیست، وجود ندارد.

عَلَى
حرف جر؛ معنا: بر، بر عهدهٔ، نسبت به.

الَّذينَ
اسم موصول برای جمع مذکر؛ در اینجا مجرور به سبب «عَلَى» است؛ معنا: کسانی که.

آمَنوا
ریشه: «أ م ن»؛ فعل ماضی، باب اِفعال، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنا: ایمان آوردند، باور کردند.

وَ
حرف عطف؛ معنا: و.

عَمِلُوا
ریشه: «ع م ل»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنا: انجام دادند، عمل کردند.

الصّالِحاتِ
ریشه: «ص ل ح»؛ اسم مؤنث جمع سالم، منصوب و مفعول‌بهِ «عَمِلُوا»؛ معنا: کارهای شایسته، اعمال درست و نیک.

جُناحٌ
ریشه: «ج ن ح»؛ اسم مفرد، مرفوع و اسمِ «لَيسَ»؛ معنا: گناه، بازخواست، تنگنا و مؤاخذه.

فيما
ترکیب «في» و «ما»؛ «في» حرف جر و «ما» اسم موصول یا مصدریه است؛ معنا: در آنچه، دربارهٔ آنچه.

طَعِموا
ریشه: «ط ع م»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنا: خوردند، تناول کردند.

إِذا مَا اتَّقَوا وَآمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ

هرگاه پرهیزگاری کرده و ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده باشند.

إِذا
ظرف زمان و ابزار شرط؛ معنا: هنگامی که، هرگاه.

ما
حرف زائدِ تأکیدی پس از «إِذا»؛ معنا: برای تأکیدِ مفهوم «هرگاه» آمده است.

اتَّقَوا
ریشه: «و ق ي»؛ فعل ماضی، باب اِفتعال، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنا: پرهیزگاری کردند، خود را از گناه و نافرمانی حفظ کردند.

وَ
حرف عطف؛ معنا: و.

آمَنوا
ریشه: «أ م ن»؛ فعل ماضی، باب اِفعال، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنا: ایمان آوردند، باور کردند.

وَ
حرف عطف؛ معنا: و.

عَمِلُوا
ریشه: «ع م ل»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنا: انجام دادند، عمل کردند.

الصّالِحاتِ
ریشه: «ص ل ح»؛ اسم مؤنث جمع سالم، منصوب و مفعول‌بهِ «عَمِلُوا»؛ معنا: کارهای شایسته، اعمال نیک.

ثُمَّ اتَّقَوا وَآمَنوا

سپس پرهیزگاری کرده و ایمان آورده باشند.

ثُمَّ
حرف عطف؛ معنا: سپس، آنگاه؛ دلالت بر ترتیب همراه با فاصله دارد.

اتَّقَوا
ریشه: «و ق ي»؛ فعل ماضی، باب اِفتعال، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنا: پرهیزگاری کردند، از نافرمانی الله خودداری کردند.

وَ
حرف عطف؛ معنا: و.

آمَنوا
ریشه: «أ م ن»؛ فعل ماضی، باب اِفعال، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنا: ایمان آوردند، باور کردند.

ثُمَّ اتَّقَوا وَأَحسَنوا

سپس پرهیزگاری کرده و نیکی کرده باشند.

ثُمَّ
حرف عطف؛ معنا: سپس، آنگاه؛ بیانگر مرحله‌ای پس از مرحلهٔ پیشین است.

اتَّقَوا
ریشه: «و ق ي»؛ فعل ماضی، باب اِفتعال، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنا: پرهیزگاری کردند، خود را از گناه نگاه داشتند.

وَ
حرف عطف؛ معنا: و.

أَحسَنوا
ریشه: «ح س ن»؛ فعل ماضی، باب اِفعال، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنا: نیکی کردند، کار را به نیکویی انجام دادند.

وَاللهُ يُحِبُّ المُحسِنينَ

و الله نیکوکاران را دوست دارد.

وَ
حرف عطف یا استیناف؛ معنا: و.

اللهُ
اسم جلاله، مرفوع و مبتدا؛ معنا: الله.

يُحِبُّ
ریشه: «ح ب ب»؛ فعل مضارع، باب اِفعال، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنا: دوست می‌دارد، محبت می‌ورزد.

المُحسِنينَ
ریشه: «ح س ن»؛ اسم فاعل از باب اِفعال، جمع مذکر سالم، منصوب و مفعول‌بهِ «يُحِبُّ»؛ معنا: نیکوکاران، آنان که نیکی می‌کنند و کارها را به بهترین صورت انجام می‌دهند.

Nach oben scrollen