005-076-114-مائدة

« Back to Glossary Index
بگو آیا شما جز الله رسم بندگی نسبت به چیزهایی انجام میدهید که برای شما نه اختیار ضرری دارند و نه اختیار نفعی و آن صاحب اختیار شنوا و دانا فقط الله است (از این عبارت پیداست که مطالب قرآن و کتابهای آسمانی درباره صاحب اختیاران دنیائی نیست، یعنی اگر بنده و غلام کس دیگر باشید که از او حقوق میگیرید، عیبی ندارد و فقط بندگی مقدسان مرده ایکه نیستند، ولی مردم روی تلقین سوءاستفاده چیان مذهبی آنان را صاحب اختیار خود تصور میکنند مورد بحت قرآن است و تمام بت پرستان دنیا نسبت به بتهای خود همین تلقین ها را معتقد بوده و هستند و بت جز مجسمه یکی از مقدسان زنده زمینی یا مقدسان آسمانی و توام با خیالات چیز دیگری نبوده و هیچ بت پرستی از خرما یا سنگ یا فلز بدون نسبت دادن آنها به یک مقدس زنده زمینی، بت و مجسمه نمی ساختند مخصوصا که این آیات درباره بت پرستی مسیحیان است که عیسای پنهان و رفته در بهشت را صاحب اختیار خیالی خود تصور میکنند) (76)
قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللهِ مَا لَا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا ۚ وَاللهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

بگو: آیا به‌جای الله چیزی را می‌پرستید که برای شما نه زیانی در اختیار دارد و نه سودی؟ و الله همان شنوای داناست.

قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللهِ مَا لَا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا

بگو: آیا به‌جای الله چیزی را می‌پرستید که برای شما نه زیانی در اختیار دارد و نه سودی؟

قُلْ
ریشه: «ق و ل». فعل امر، مبنی بر سکون، از فعل «قالَ يَقولُ»؛ فاعل آن ضمیر پنهان «أنتَ» است. معنا: بگو.

أَتَعْبُدُونَ
«أَ» همزهٔ استفهام است و برای پرسشِ نکوهش‌آمیز آمده است. «تَعْبُدُونَ» ریشه: «ع ب د»؛ فعل مضارع مرفوع، با ثبوت نون، و «واو» در پایان آن فاعل و به‌معنای «شما» است. معنا: آیا می‌پرستید؟

مِنْ
حرف جر است. معنا: از، به‌جایِ.

دُونِ
ریشه: «د و ن». اسم مجرور به «مِنْ» و مضاف است. معنا: غیرِ، جزِ، پایین‌تر از، به‌جایِ.

اللهِ
نام ویژهٔ الله؛ مضاف‌الیه و مجرور است. معنا: الله.

مَا
اسم موصول، مبنی، در جایگاه مفعول‌بهِ فعل «تَعْبُدُونَ» است. معنا: آنچه، چیزی که.

لَا
حرف نفی است و نفی‌کنندهٔ فعل مضارعِ پس از خود است. معنا: نه، نمی‌.

يَمْلِكُ
ریشه: «م ل ك». فعل مضارع مرفوع؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به «مَا» بازمی‌گردد. معنا: مالک است، در اختیار دارد، توانِ تصرف دارد.

لَكُمْ
«لِـ» حرف جر و «كُمْ» ضمیر پیوستهٔ جمعِ مخاطب است. این ترکیب به «يَمْلِكُ» وابسته است. معنا: برای شما، به سود یا زیان شما.

ضَرًّا
ریشه: «ض ر ر». اسم منصوب و مفعول‌بهِ «يَمْلِكُ» است. معنا: زیان، آسیب، ضرر.

وَلَا
«وَ» حرف عطف است. «لَا» حرف نفی است که بر نفیِ «نَفْعًا» دلالت می‌کند. معنا: و نه.

نَفْعًا
ریشه: «ن ف ع». اسم منصوب و معطوف بر «ضَرًّا» است. معنا: سود، فایده، منفعت.

وَاللهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

و الله همان شنوای داناست.

وَاللهُ
«وَ» حرف آغازِ جملهٔ تازه است. «اللهُ» مبتدا و مرفوع است. معنا: و الله.

هُوَ
ضمیر فصل است و برای تأکید و انحصار می‌آید؛ یعنی شنوایی و داناییِ کامل، ویژهٔ الله است. معنا: او، همان او.

السَّمِيعُ
ریشه: «س م ع». صفتِ مشبّهه بر وزن «فَعيل» و خبرِ مرفوع برای «اللهُ» است. معنا: بسیار شنوا؛ کسی که همهٔ صداها، سخنان و رازها را می‌شنود.

الْعَلِيمُ
ریشه: «ع ل م». صفتِ مشبّهه بر وزن «فَعيل» و صفتِ «السَّمِيعُ» است و مرفوع آمده است. معنا: بسیار دانا؛ کسی که به همه‌چیز آگاهی کامل دارد.

Nach oben scrollen