005-073-114-مائدة

« Back to Glossary Index
آن کسانی هم که گفتند الله یکی از صاحب اختیاران سه گانه است نیز سخت راه کفر را پیش گرفته اند و حال آنکه هیچ صاحب اختیاری نیست مگر یک صاحب اختیار (صاحب اختیار ترجمه الاه است نه ترجمه الله و بجای صاحب اختیار می توان لغت خدا را نهاد و این صاحب اختیاران، صاحب اختیارانی هستند خیالی که کسی اختیار آنها را نمی بیند و فقط روی تلقین سوءاستفاده چیان مذهبی است که مردم روح مرده یا زنده ای از مقدسان را صاحب اختیار و صاحب قدرت برای رفع حوائج خود تصور میکنند و حال آنکه تنها یک پنهان است که صاحب اختیار همه است یعنی خالق عالم و بقیه پنهانها اختیاری نسبت به ما ندارند و حتی روح پیغمبران و امامان پس از مرگ در بهشت بوده و از ما بسیار دورند و کاری به زنده ها ندارند) و اگر عیسویان از آنچه می گویند دست نکشند به کفران کنندگان ایشان عذاب دردناکی خواهد رسید (این عذاب دردناک در خلافت ابوبکر به مسیحیان کفران کننده که قيام مسلحانه کردند رسید و باید دانست مسیحیانی که نادان و بی خبرند و برخورد به منطقی قویتر نکرده اند که برای ایشان ثابت شود عقاید ایشان پوچ است و از متن باب هفتم انجيل متى هم خبر ندارند کفران کننده نیستند بلکه گمراهند و کشیشان و فهمیده های آنان کفران کننده میباشند) (۷۳)
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ ۘ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۚ وَإِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

به‌راستی کسانی که گفتند: «الله سومِ سه‌تاست»، کافر شدند؛ در حالی که هیچ معبودی جز معبودی یگانه نیست. و اگر از آنچه می‌گویند دست برندارند، قطعاً عذابی دردناک به کسانی از آنان که کفر ورزیده‌اند خواهد رسید.

لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ

به‌راستی کسانی که گفتند: «الله سومِ سه‌تاست»، کافر شدند.

لَقَدْ
از «لَـ» برای تأکید و «قَدْ»؛ «لَـ» حرف تأکید و «قَدْ» حرف تحقیق است و بر قطعی‌بودنِ وقوعِ فعل دلالت دارد: «به‌راستی، قطعاً».

كَفَرَ
ریشه: «ك ف ر». فعل ماضی، مفرد، مذکر، غایب؛ به معنای «کافر شد، حق را پوشاند یا انکار کرد».

الَّذِينَ
اسم موصول، جمع مذکر؛ در اینجا فاعلِ «كَفَرَ» است و معنای آن «کسانی که» است.

قَالُوا
ریشه: «ق و ل». فعل ماضی، جمع مذکر، غایب؛ «واو» ضمیرِ پیوسته و فاعل است. معنا: «گفتند».

إِنَّ
حرف تأکید و نصب؛ بر مضمون جمله تأکید می‌کند و اسم خود را منصوب می‌سازد. معنا: «همانا، به‌درستی که».

اللَّهَ
اسم جلاله، اسمِ «إِنَّ» و منصوب با فتحه است. «الله» نام خاصِ خدای یکتا است.

ثَالِثُ
ریشه: «ث ل ث». اسم فاعل یا صفت ترتیبی، مرفوع؛ خبرِ «إِنَّ» و مضاف است. معنا: «سوم».

ثَلَاثَةٍ
ریشه: «ث ل ث». اسم عدد، مجرور به سببِ اضافه و مضاف‌الیه برای «ثَالِثُ» است. معنا: «سه».


وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا إِلَٰهٌ وَاحِدٌ

و هیچ معبودی جز معبودی یگانه نیست.

وَ
حرف عطف یا آغازِ سخن؛ جمله را به بخش پیشین پیوند می‌دهد. معنا: «و».

مَا
حرف نفی؛ برای نفی‌کردنِ وجودِ هر معبودی غیر از الله آمده است. معنا: «نیست، هیچ نیست».

مِنْ
حرف جرِ زائد برای تأکیدِ نفی است؛ بر فراگیری و استواریِ نفی دلالت می‌کند. معنا: «هیچ».

إِلَٰهٍ
ریشه: «أ ل ه». اسم، مجرور در لفظ به سببِ «مِنْ» زائد و مرفوع در جایگاهِ مبتدا است. معنا: «معبود، کسی یا چیزی که پرستش می‌شود».

إِلَّا
اداتِ حصر و استثنا؛ در اینجا برای محدودکردنِ الوهیت به یک معبود آمده است. معنا: «جز، مگر».

إِلَٰهٌ
ریشه: «أ ل ه». اسم، مرفوع و خبرِ جمله است. معنا: «معبود».

وَاحِدٌ
ریشه: «و ح د». صفتِ مرفوع برای «إِلَٰهٌ» است. معنا: «یکتا، یگانه».


وَإِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

و اگر از آنچه می‌گویند دست برندارند، قطعاً عذابی دردناک به کسانی از آنان که کفر ورزیده‌اند خواهد رسید.

وَ
حرف عطف یا آغازِ سخن؛ جملهٔ شرطی را به مطالب پیشین پیوند می‌دهد. معنا: «و».

إِنْ
حرف شرطِ جازم؛ فعلِ شرط و پاسخ آن را به هم پیوند می‌دهد. معنا: «اگر».

لَمْ
حرف نفی و جزم و قلب؛ فعل مضارع را مجزوم می‌کند و معنای آن را به نفیِ گذشته یا استمرارِ نفی تا زمانِ سخن می‌برد. معنا: «نکردند، دست برنداشتند».

يَنْتَهُوا
ریشه: «ن هـ ي». فعل مضارع از باب «اِنْتَهَى ـ يَنْتَهِي»، مجزوم به «لَمْ»؛ نشانهٔ جزم آن حذفِ نون است، زیرا از افعال پنج‌گانه است. «واو» فاعل است. معنا: «دست بردارند، بازایستند».

عَمَّا
ترکیبِ «عَنْ» و «مَا» است؛ «عَنْ» حرف جر و «مَا» اسم موصول است. معنا: «از آنچه».

يَقُولُونَ
ریشه: «ق و ل». فعل مضارع، جمع مذکر، غایب و مرفوع با ثبوت نون؛ «واو» فاعل است. معنا: «می‌گویند».

لَـ
لامِ تأکید است که در پاسخِ شرط آمده و بر حتمی‌بودنِ نتیجه دلالت دارد. معنا: «قطعاً، هرآینه».

يَمَسَّنَّ
ریشه: «م س س». فعل مضارع از «مَسَّ»، همراه با نونِ تأکیدِ سنگین؛ مبنی بر فتح است. معنا: «خواهد رسید، قطعاً خواهد گرفت یا لمس خواهد کرد».

الَّذِينَ
اسم موصول، جمع مذکر؛ در اینجا مفعول‌بهِ مقدم برای «يَمَسَّنَّ» است. معنا: «کسانی که».

كَفَرُوا
ریشه: «ك ف ر». فعل ماضی، جمع مذکر، غایب؛ «واو» فاعل است. این فعل، جملهٔ پیروِ «الَّذِينَ» است. معنا: «کافر شدند، کفر ورزیدند».

مِنْهُمْ
«مِنْ» حرف جر و «هُمْ» ضمیر پیوستهٔ جمع مذکر غایب است. معنا: «از آنان»؛ یعنی از میان همان کسانی که آن سخن را می‌گویند.

عَذَابٌ
ریشه: «ع ذ ب». اسم، مرفوع؛ فاعلِ مؤخر برای «يَمَسَّنَّ» است. معنا: «کیفر، شکنجه، عذاب».

أَلِيمٌ
ریشه: «أ ل م». صفتِ مرفوع برای «عَذَابٌ» است. معنا: «دردناک، رنج‌آور».

Nach oben scrollen