| و بسوی تو نیز این مطالب محکم و درست را سزاوار بود که فرو فرستادیم و آن راست معرفی کننده ی تمام مطالبی است که درون آن است و نگهدارنده قسمتهای درون خود می باشد (وضع آیات قرآنی نسبت به هم طوریست که می تواند جاهای مبهم و مجمل خود را روشن سازد و لذا گفته اند قرآن را خود قرآن تفسیر صحیح می کند و مطالب هر سوره چنان روی تشابه قافيه و تناسب عبارات و ارتباط جملات بهم مربوط هستند که نمی گذارند چیزی از آن بیفتد و از بین برود، بخصوص که خالق عالم آنها را در زمانی نازل فرموده که هم مقرر کرده بوده مسلمانان فداکار اولیه به حکومت برسند و قرآن مجید را بی کم و کاست در عالم منتشر سازند و هم پس از زمان کوتاهی چاپ اختراع شود و علوم ترقی کند بطوری که عموم مردم با سواد شوند و متن مطالب قرآن عینا محفوظ از دستبرد سوءاستفاده چیان مذهبی بماند) پس تو میان مردم از روی آنچه الله نازل کرده قضاوت نما و از حقایقی که برای تو آمده منحرف مشو و تبعیت هوسهای مردم نکن و بدان که ما برای هر دسته ای از شما مردم آئینی و راهی روشن قرار داده ایم (راه روشن دین موسی و دین عیسی تا آنجا که تحریف نشده باشند و دین اسلام در اصل یکی می باشند و در فروع اختلافاتی دارند که نمی توان گفت، یکی بهتر از دیگریست بلکه همه آنها خوب هستند و بدیهی است که باید از راه آخرین مامور الله که پیغمبر اسلام است، پیروی کرد و غیر از اینها آئینهای انحرافی هم هست) و اگر الله میخواست تمامی شما مردم را به یک روش و مذهب قرار میداد، لیکن خواست در راهی که به شماها داد اختلافات گوناگون باعثِ آزمایشهائی برای شما شود (اگر جزئیات مختلفی در پیغام پیغمبران الله نبود و راه سوءاستفاده ها بسته میشد، ادیان نمی توانستند وسیله تفکر و تحریک فکری مردم باشند و بعلاوه این اختلافات باعث میشود، آنان که دنبال بهانه می گردند و تمایلی به تحقیق و گرفتن راه بهتر و کوشش برای اطاعت الله ندارند روی تعصب نشان دادن، به آنچه به آن عادت کرده اند پست و عقب افتاده بمانند و محقق از غیر محقق و مؤمن حقیقی از مؤمن ظاهر ساز و مجاهد از ترسو و خود خواه و تنبل جدا گردد تا در آخرت هر دسته ای روی استعداد مخصوص به خود در کارهای مختلف جهانِ باقی شرکت نمایند) پس شما مردم در مسابقه بیشتر خوبی کردن، شرکت نمایید و از یکدیگر جلو بزنید و بدانید که بازگشت تمامی شما بسوى الله است و در آنجا او به شما خبر خواهد داد که در چه چیزهائی اختلاف کرده بودید (باید دانست طبق آیه فوق و دهها آیات مشابه آن انسانها روح انسانیشان از بهشت و زمین آخرت به زمین دنیا آمده و در بدن یک جفت حیوان عالی حلول کرده و انسان روی زمین شده و چون از آن روح اولیه تمام نسلهای انسان سهم دارند، وقتی مردند روحشان مطابق تربیتی که در بدن حیوانی برای ایشان پدید آمد، دوباره به سوی زمین آخرت و زمین بهشت و دوزخ بر میگردند، تا مطابق استعداد و تربیت خودشان به کارهای حکومت آخرت مشغول گردند و زمین آخرت نزدیک مرکز قدرت الله یعنی عرش است و لذا گوئی از قدرت مرکزی الله درست شده اند و بسوی آن قدرت مرکزی الله بر میگردند به جائی که با چشم تیز بین خود می توانند قدرت مرکزی الله را ببینند و کلام الله را بشنوند و این برای چشم و گوش مردم دنیا بواسطة بدن دنیائی ایشان میسر نیست) (48) |
| وَأَنزَلنا إِلَيكَ الكِتابَ بِالحَقِّ مُصَدِّقًا لِما بَينَ يَدَيهِ مِنَ الكِتابِ وَمُهَيمِنًا عَلَيهِ ۖ فَاحكُم بَينَهُم بِما أَنزَلَ الله ۖ وَلا تَتَّبِع أَهواءَهُم عَمّا جاءَكَ مِنَ الحَقِّ ۚ لِكُلٍّ جَعَلنا مِنكُم شِرعَةً وَمِنهاجًا ۚ وَلَو شاءَ الله لَجَعَلَكُم أُمَّةً واحِدَةً وَلٰكِن لِيَبلُوَكُم في ما آتاكُم ۖ فَاستَبِقُوا الخَيراتِ ۚ إِلَى الله مَرجِعُكُم جَميعًا فَيُنَبِّئُكُم بِما كُنتُم فيهِ تَختَلِفونَ و ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که تصدیقکنندهٔ کتابهایی است که پیش از آن بودهاند و نگهبان و ناظر بر آنهاست؛ پس میان آنان بر پایهٔ آنچه الله نازل کرده حکم کن، و از خواستههایشان در برابر حقی که به تو رسیده پیروی مکن. برای هر یک از شما راهی روشن و روشی مشخص قرار دادیم؛ و اگر الله میخواست، شما را امتی واحد قرار میداد، ولی چنین کرد تا شما را در آنچه به شما داده بیازماید؛ پس در کارهای نیک بر یکدیگر پیشی گیرید. بازگشت همهٔ شما به سوی الله است؛ پس شما را از آنچه در آن اختلاف میکردید آگاه خواهد ساخت. وَأَنزَلنا إِلَيكَ الكِتابَ بِالحَقِّ مُصَدِّقًا لِما بَينَ يَدَيهِ مِنَ الكِتابِ وَمُهَيمِنًا عَلَيهِو ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که تصدیقکنندهٔ کتابهایی است که پیش از آن بودهاند و نگهبان و ناظر بر آنهاست. وَ: حرف عطف؛ ریشهٔ فعلی ندارد؛ معنای «و»، «نیز»، پیوند دادن این جمله با پیش از خود. فَاحكُم بَينَهُم بِما أَنزَلَ اللهپس میان آنان بر پایهٔ آنچه الله نازل کرده حکم کن. فَـ: حرف نتیجه و پیوند؛ ریشهٔ فعلی ندارد؛ معنا: «پس»، «بنابراین». وَلا تَتَّبِع أَهواءَهُم عَمّا جاءَكَ مِنَ الحَقِّو از خواستههایشان در برابر حقی که به تو رسیده پیروی مکن. وَ: حرف عطف؛ ریشهٔ فعلی ندارد؛ معنا: «و». لِكُلٍّ جَعَلنا مِنكُم شِرعَةً وَمِنهاجًابرای هر یک از شما راهی روشن و روشی مشخص قرار دادیم. لِكُلٍّ: «لِـ» حرف جر به معنای «برای»؛ «كُلّ» ریشه: ك-ل-ل؛ اسم به معنای «هر»، «همه»، مجرور و با تنوین عوض از مضافالیه حذفشده؛ معنا: «برای هر یک». وَلَو شاءَ الله لَجَعَلَكُم أُمَّةً واحِدَةًو اگر الله میخواست، شما را امتی واحد قرار میداد. وَ: حرف عطف؛ ریشهٔ فعلی ندارد؛ معنا: «و». وَلٰكِن لِيَبلُوَكُم في ما آتاكُمولی چنین کرد تا شما را در آنچه به شما داده بیازماید. وَ: حرف عطف؛ ریشهٔ فعلی ندارد؛ معنا: «و». فَاستَبِقُوا الخَيراتِپس در کارهای نیک بر یکدیگر پیشی گیرید. فَـ: حرف نتیجه و پیوند؛ ریشهٔ فعلی ندارد؛ معنا: «پس»، «بنابراین». إِلَى الله مَرجِعُكُم جَميعًابازگشت همهٔ شما به سوی الله است. إِلَى: حرف جر؛ ریشهٔ فعلی ندارد؛ معنا: «به سوی»، «به». فَيُنَبِّئُكُم بِما كُنتُم فيهِ تَختَلِفونَپس شما را از آنچه در آن اختلاف میکردید آگاه خواهد ساخت. فَـ: حرف عطف یا نتیجه؛ ریشهٔ فعلی ندارد؛ معنا: «پس»، «آنگاه». |
این بخش از آیه ۴۸ سوره مائده است:وَأَنزَلنا إِلَيكَ الكِتابَ بِالحَقِّ مُصَدِّقًا لِما بَينَ يَدَيهِ مِنَ الكِتابِ وَمُهَيمِنًا عَلَيهِ ترجمه نزدیک به معنا: و ما این کتاب را بهحق بر تو نازل کردیم، در حالی که کتابهای پیش از خود را تصدیق میکند و بر آنها نگهبان و معیار است. تفسیر عبارت به عبارت ۱. وَأَنزَلنا إِلَيكَ الكِتابَ یعنی: «و ما کتاب را بر تو نازل کردیم.» مراد از الکتاب در اینجا قرآن است. خطاب به پیامبر اسلام ﷺ است و تأکید میکند که قرآن ساخته بشر نیست، بلکه از سوی خدا نازل شده است. ۲. بِالحَقِّ یعنی: «به حق» یا «همراه با حقیقت». این تعبیر چند معنا را در خود دارد:
پس قرآن هم از نظر منشأ، هم از نظر محتوا و هم از نظر هدف، حق است. ۳. مُصَدِّقًا لِما بَينَ يَدَيهِ مِنَ الكِتابِ یعنی: «تصدیقکننده کتابهایی است که پیش از آن بودهاند.» منظور از کتابهای پیشین، مانند تورات و انجیل در اصل الهی آنهاست. قرآن اصل وحیهای پیشین را تأیید میکند؛ یعنی میگوید خداوند پیش از قرآن نیز بر پیامبران دیگر کتاب و هدایت فرستاده است. بنابراین قرآن نمیگوید پیامبران پیشین دروغ بودند، بلکه نبوت آنان و اصل کتابهای آسمانی را تأیید میکند. اما این تصدیق به این معنا نیست که هر چیزی که اکنون در دست مردم به نام تورات یا انجیل وجود دارد، بیکموکاست مورد تأیید قرآن است. قرآن اصل الهی آن کتابها را تصدیق میکند، نه لزوماً همه برداشتها، تحریفها یا تغییرات بعدی را. ۴. وَمُهَيمِنًا عَلَيهِ این بخش بسیار مهم است. مُهَيمِن در تفسیرها چند معنای نزدیک به هم دارد:
یعنی قرآن نسبت به کتابهای پیشین فقط تأییدکننده نیست، بلکه معیار نهایی نیز هست. هر آموزهای از کتابها یا سنتهای پیشین که با قرآن هماهنگ باشد، پذیرفته میشود؛ و هر چیزی که با قرآن ناسازگار باشد، از نگاه مسلمانان قابل قبول نیست. به بیان ساده: قرآن اصل وحیهای گذشته را تأیید میکند، اما خودش معیار سنجش نهایی آنهاست. پس اگر مسئلهای در ادیان پیشین مطرح باشد، قرآن تعیین میکند که کدام بخش درست، باقیمانده از وحی الهی، یا قابل قبول است و کدام بخش دچار تغییر، خطا یا برداشت نادرست شده است. پیام اصلی آیه این آیه جایگاه قرآن را در برابر کتابهای آسمانی پیشین روشن میکند:
نکته اعتقادی مهم اسلام خود را جدا از مسیر پیامبران گذشته نمیداند. از نگاه قرآن، همه پیامبران برای دعوت به توحید، بندگی خدا، اخلاق و عدالت آمدهاند. قرآن ادامه همان خط هدایت الهی است، اما با این ویژگی که کاملتر، نهاییتر و محفوظتر معرفی میشود. در نتیجه، این آیه هم پیوند قرآن با وحیهای پیشین را بیان میکند، هم بر برتری و مرجعیت قرآن تأکید دارد. خلاصه معنا: قرآن کتابی الهی و حق است؛ کتابهای پیشین را در اصل الهیشان تأیید میکند، اما خودش نگهبان و معیار نهایی برای سنجش آنهاست. |
