| ریشهٔ ثلاثیِ (م ر ج) در قرآن شش بار و در چهار صورتِ صرفیِ مشتق به کار رفته است: | ||||
دو بار بهصورت فعلِ باب اول مَرَجَ: درهمآمیخت، رها کرد. | ||||
Verb (form I) -to release
| ||||
دو بار بهصورت اسم مَرْجَان: مرجان. | ||||
Noun
| ||||
یک بار بهصورت صفت مَرِیج: آشفته، نابسامان. | ||||
Adjective
| ||||
یک بار بهصورت اسم فاعل مَارِج: شعلهٔ آمیخته و متحرکِ آتش. | ||||
| ||||
| واژهٔ «مَارِج» در زبان عربی معنا و کاربرد «مَارِج» واژهای عربی است و در اصل به معنای شعلهٔ درهمآمیخته و متحرک آتش است؛ یعنی شعلهای که بخشهای گوناگون آن با یکدیگر آمیختهاند و بهسرعت حرکت میکنند. این واژه در قرآن کریم نیز آمده است: خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ در زبان عربی، «مَارِج» بیشتر در کاربردهای ادبی، دینی و تفسیری دیده میشود. این واژه گاهی بهصورت گستردهتر برای اشاره به آتش شعلهور، شعلهٔ متلاطم یا آتش آمیخته با دود نیز به کار میرود. اطلاعات ریشهشناختی «مَارِج» از ریشهٔ سهحرفی عربی م ـ ر ـ ج گرفته شده است. ریشهٔ مَرَجَ در عربی معانی گوناگونی دارد، از جمله:
«مَارِج» بر وزن فاعِل ساخته شده است و در این کاربرد، معنای آن به چیزی مربوط میشود که درهمآمیخته، متحرک و ناآرام است. از همین ریشه، واژهٔ «مَرْج» نیز ساخته شده است که میتواند به معنای آمیختگی یا چراگاه و زمین سبز باشد؛ زیرا در برخی کاربردهای کهن، مفهوم رها شدن و آمیخته شدن عناصر طبیعی در آن وجود دارد. سه مترادف بسته به بافت جمله، مترادفهای نزدیک «مَارِج» عبارتاند از:
سه متضاد با توجه به معنای «شعلهٔ متحرک و آمیختهٔ آتش»، متضادهای معنایی آن عبارتاند از:
|
م-ر-ج
« Back to Glossary Index
