ص-ح-ف

« Back to Glossary Index
ریشهٔ سه‌حرفی (ص ح ف) در قرآن نه بار و در دو صورتِ مشتق به‌کار رفته است:

یک بار به‌شکل اسم صِحاف (صِحَاف؛ کاسه‌ها / ظرف‌ها)

صِحاف جمعِ صَحْفَة است و به معنی ظرف‌های پهن و بزرگِ غذا، مانند بشقاب یا سینیِ غذاخوری، به‌کار می‌رود. این واژه معمولاً برای ظرفی گفته می‌شود که غذا در آن برای چند نفر سرو می‌شود.

کاربرد در جملهٔ عربی

  • وُضِعَ الطَّعامُ في صِحافٍ كَبيرةٍ.
    غذا در ظرف‌های بزرگ گذاشته شد.
  • تَناوَلَ الضُّيوفُ الطَّعامَ مِنَ الصِّحافِ.
    مهمانان از ظرف‌های غذا، غذا خوردند.
  • تَدورُ الصِّحافُ بَينَ الجالسينَ.
    ظرف‌های غذا میان نشسته‌ها می‌گردند.

اطلاعات ریشه‌شناختی

  • مفرد: صَحْفَة
  • جمع: صِحاف
  • ریشهٔ سه‌حرفی: ص ح ف
  • این ریشه در عربی با مفهومِ «گستردن، پهن‌بودن و سطحِ صاف» پیوند دارد.واژهٔ صَحْفَة به ظرفی پهن اشاره می‌کند و صِحاف صورت جمع آن است.

۳ مترادف

  1. أَطْباق — بشقاب‌ها / ظرف‌های غذا
  2. قِصاع — کاسه‌ها یا ظرف‌های بزرگ غذا
  3. جِفان — کاسه‌ها و سینی‌های بزرگ غذا

۳ متضاد

برای صِحاف متضادِ دقیق و مستقیم وجود ندارد، زیرا نامِ یک شیء است؛ اما واژه‌های مقابل از نظر اندازه یا نوع ظرف عبارت‌اند از:

  1. أَكْواب — لیوان‌ها
  2. فَناجين — فنجان‌ها
  3. أَوْعِيَةٌ صَغيرة — ظرف‌های کوچک

Noun

(43:71:3) biṣiḥāfinيُطَافُ عَلَيْهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَأَكْوَابٍ

هشت بار به‌شکل اسم صُحُف (صُحُف؛ نوشته‌ها، برگ‌ها یا صحیفه‌ها)

صُحُف جمعِ صَحیفَة است و به معنی «برگه‌ها»، «نوشته‌ها»، «صفحه‌های مکتوب» یا «نامه‌ها و کتاب‌های مقدس» به‌کار می‌رود.

در کاربرد دینی، معمولاً منظور نوشته‌ها و وحی‌هایی است که به پیامبران پیشین داده شده‌اند؛ مانند:

صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ
صحیفه‌های ابراهیم و موسی

این واژه در قرآن نیز آمده است، از جمله در سورهٔ اعلی، آیات ۱۸ و ۱۹:

إِنَّ هَٰذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَىٰ، صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ

ترجمه: «بی‌گمان این مطلب در صحیفه‌های نخستین، یعنی صحیفه‌های ابراهیم و موسی، آمده است.»

اطلاعات ریشه‌شناختی

واژهٔ صُحُف از ریشهٔ سه‌حرفی عربی ص-ح-ف گرفته شده است.
مفرد آن صَحیفَة است؛ یعنی صفحه، ورق یا نوشته‌ای که بر روی آن چیزی نگاشته شده باشد.

ارتباط معنایی این ریشه با نوشتن، برگ‌های نوشته‌شده و ثبت مطالب است. واژهٔ فارسی «صحیفه» نیز از همین واژهٔ عربی وارد فارسی شده است.

۳ مترادف

  1. أوراق — برگه‌ها، ورق‌ها
  2. صفحات — صفحه‌ها
  3. كُتُب — کتاب‌ها، نوشته‌ها

۳ متضاد

برای صُحُف، به معنای دقیق واژگانی، متضاد مستقیم و ثابت وجود ندارد؛ اما واژه‌های زیر در تقابل معنایی با مفهوم «نوشته‌ها و اسناد مکتوب» قرار می‌گیرند:

  1. مَحْو — پاک‌شدن، زدوده‌شدن نوشته
  2. شَفَهِيّ — شفاهی، غیرمکتوب
  3. بَياض — سفیدیِ صفحه، صفحهٔ نانوشته

Noun

(20:133:12) l-ṣuḥufiأَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَىٰ
(53:36:6) ṣuḥufiأَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَىٰ
(74:52:8) ṣuḥufanبَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتَىٰ صُحُفًا مُنَشَّرَةً
80:13 ṣuḥufinفِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ
(81:10:2) l-ṣuḥufuوَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ
(87:18:4) l-ṣuḥufiإِنَّ هَٰذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَىٰ
(87:19:1) ṣuḥufiصُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ
(98:2:5) ṣuḥufanرَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُطَهَّرَةً
Nach oben scrollen